تبلیغات
آرامش کجاست؟
گاهی در مورد مسائل قبل از ازدواج و یا دوران نامزدی ازم سوالاتی میشه که با وجود اینکه جوابای نسبتا خوبی به ذهنم میرسه ولی از این ترس دارم که جوابم کامل نباشه و یا مسائل طوری هست که نمیتونم جوابی بهشون بدم بخاطر همین از طریق سایت شما اقدام کردم تا به سوالات جواب بدم.

ازم پرسیده شده که  چطور قبل از ازدواج از نحوه تفکر و افکار طرف مقابلمون مطلع بشیم.
با وجود اینکه امروزه تقریبا خیلی از اعتمادها از بین رفته نمیشه به حرفای خود طرف به طور کامل اعتماد کردو یه چیزی هم که از نظر روانشناسی ثابت شده این هست که وقتی به طور مستقیم از کسی سوال میپرسیم فرد به صورت ناخودآگاه جوابی رو انتخاب میکنه که به سمت مثبت میل داره.

حالا اگر بخوایم از افکار واقعی طرف مقابلمون مطلع بشیم (از طریق پرسیدن از خود فرد) باید چه سوالاتی رو بیان کنیم و اینکه چطور اون سوالات رو بیان کنیم.

پاسخ کارشناس:
با سلام به شما کاربر محترم

برای شناخت درست و دقیق‌ در جریان خواستگاری از طرف مقابل، لازم است از طریق گفت‌وگو در جلسات خواستگاری، تحقیقات لازم (که در ادامه بیشتر توضیح می‌دهم) و همچنین مشورت از بزرگان و صاحب نظران، طرفین شناخت لازم را از همدیگر بدست آورند.

امّا درباره راه شناخت، باید عرض کنم؛ اگر ما تمام مهارت‌های خود و نزدیکانمان را به خدمت بگیریم، معمولاً هیچ گاه شناخت کامل از طرف مقابل بدست نمی‌آوریم، مگر کلیاتی که در حد خودشان خیلی مفید هستند. به همین منظور، راه‌هایی برای شناخت وجود دارد که به آن اشاره می‌کنم؛

اولین راه؛ تحقیق از محل کار، دوستان، محل تحصیل و محل زندگی طرف مقابل است که می‌توان تا حدی فهمید که طرف مقابل، از لحاظ وجهه اجتماعی، در چه جایگاهی قرار دارد و آیا اهل برنامه خاصی هست یا نه؟ همین مقدار دانست که طرف مقابل، انسان پاکی است و اهل برنامه خاصی نیست و اخلاق و ایمان خوبی دارد، نصف راه را رفته‌اید.

شاید گفته شود که بسیاری از افراد در تحقیق، هیچ گاه حقیقت را نمی‌گویند، جواب آن است که این ممکن است، امّا می‌توان با وسعت تحقیق و همچنین تذکر به طرف، نسبت به مسئولیت شرعی و اخلاقی خیانت در مشورت، درصد احتمال خلاف گویی را کم کرد.

دومین راه؛ صحبت با طرف مقابل است. این نوع تحقیق، بدین خاطر است که شما بهتر پی ببرید آیا ایشان، تناسب‌های اعتقادی، اخلاقی، فکری، فرهنگی و خانوادگی با شما دارند یا نه؟

نکته: همانطور که می‌دانید انسان‌ها طوری عمل می‌کنند که فکر می‌کنند درست است؛ بنابراین، یکی از توصیه‌های من به شما این است که بدانید طرفتان، دیدگاهش به بعضی از مسائل مهم؛ مانند مسائل دینی و عمل به آن چیست؟ برای مثال؛ شما می‌توانید نظیر این سؤالات را از ایشان بپرسید: دیدگاهتان نسبت به مرد (یا زن) چیست و چه انتظاری از همسر آینده‌ خود دارید؟ بزرگترین دغدغه‌های زندگی و آرزوهایتان چیست؟ هدف از ازدواج و برنامه‌هایتان برای آینده چیست؟ و بعضی از اعتقادات کلی؛ مثل اینکه چقدر به خدا، حساب و کتاب اعتقاد دارید؟ اهل رزق حلال، نماز، روزه و احترام به پدر و مادر هستید یا نه؟ رعایت حجاب را چقدر ضروری می‌دانید؟

امّا سئوالات مربوط به مسائل فرهنگی و شناخت افکار ایشان به ترتیب: میزان تحصیلاتتان چقدر است؟ اهل مطالعه هستید؟ اغلب در چه زمینه‌هایی مطالعه می‌کنید؟ بهترین کتاب یا کتابهایی که تا به حال خوانده‌اید چی هستند؟ اگر ممکن است چند نفر از شخصیتهای مورد نظر و احترامتان را (سیاسی، فرهنگی، اخلاقی، مذهبی و ...) نام ببرید و دلیل محترم بودنشان را هم بیان کنید.

سوالات مربوط به اخلاق و رفتار فرد: از چه نوع افرادی، احساس انزجار می‌کنید؟ در موقع عصبانیت چکار می‌کنید؟ اجتماعی بودن در نظر شما چیست؟ چقدر خود را در زندگی انسان منطقی می‌دانید؟ واقع گرا هستید یا احساسی؟ در برابر انتقادها چه عکس العملی نشان می‌دهید؟ اکثر اوقات احساس شادی می‌کنید؟ (این قبیل سوالات کمک زیادی در شناخت افکار و روحیات طرف مقابل به شما می‌‌کند.)

لازم به ذکر است که همه این سوالات قرار نیست در یک جلسه مطرح شود، بلکه نیازمند چند جلسه است تا به تدریج این سوالات مطرح شود. البته باید دقت شود که نحوه مطرح کردن این سوالات، نباید حالت بازجویی داشته باشد و از یک گفتگوی دو طرفه خارج شود؛ لذا بنا نیست دقیقا عین این سوالات مطرح شود، بلکه به فراخور حال، شیوه و بیان سوالات متفاوت است.

همچنین باید بررسی شود که آیا انگیزه خاصی برای دروغ گویی فرد هست یا نه؛ مثل اینکه طرف مقابل می‌خواهد به هر صورت که شده این ازدواج صورت بگیرد؛ همانند اینکه فرد عاشق است یا اینکه طرف مقابل پولدار است یا موقعیت اجتماعی خاصی دارد. پس اگر انگیزه خاصی در طرف مقابل برای دروغ گویی نیست، این احتمال، صحت گفتار او را بالا می‌برد.

سومین راه تحقیق؛ پرس‌وجو از خود والدین، برادر و خواهر طرف است. این کار باعث می‌شود احیاناً پی به بسیاری از تناقض‌های موجود در حرف‌های طرف و اطرافیانش ببرید که در شناخت خیلی به شما کمک می‌کند؛ لذا جهت راستی آزمایی طرف مقابل، شما و خانواده خود می‌توانید برای اینکه صحت گفتار طرف را چک کنید، سوالاتی را که خود از طرف می‌پرسید، از طریق فرد سوم؛ مثل پدر و مادر نیز از اطرافیان فرد بپرسد؛ با این کار تاحدودی می‌توان به میزان تناقض حرفهای فرد پی برد.

امّا راه چهارم؛ صحبت والدینتان با طرف است که با تجربیاتی که در زندگی بدست آوردند، می‌توانند قضاوت خوبی داشته باشند؛ مخصوصاً مادرتان که با توجه به تجربیاتی که دارند، می‌تواند درباره هم جنس خود، شناخت بهتری از ایشان به شما منتقل کند.

البته توجه داشته باشید که جواب درست به این سؤالات، اگر با صداقت همراه باشد، می‌تواند شناخت اجمالی به شما بدهد و همین مقدار شناخت نیز کافی است؛ چرا که بیشتر از این حد شناخت (کلیات)، نه بدست می‌آید، نه لزومی دارد.

امّا توصیه ویژه من به شما، این است که ترس و دغدغه‌های خود را با صداقت با طرف درمیان بگذارید و از ایشان بخواهید صادقانه نظرات خود را درباره دغدغه‌های شما بیان کنند. این موضوع می‌تواند آرامش نسبی به شما بدهد و انتخاب شما را راحت‌تر کند.

همچنین توصیه می‌کنم اجازه دهید دیگران، مخصوصاً پدر و مادر و خواهر و برادرتان در شناخت بهتر به شما کمک کنند و از توصیه‌های آنان بهرمند شوید.

لازم به ذکر است؛ اگر بعد از اتمام این فرایند، احساس کردید که می‌شود به ایشان اطمینان کرد؛ امّا باز هم می‌ترسید، این ترس طبیعی است. بیشتر از این، سخت نگیرید و به خدا توکل کنید؛ چرا که شما تمام راه‌ها را رفته‌اید و دیگر نیازی به توجه کردن به این نگرانی نیست. بنابراین، توکل بر خدای متعال، می‌تواند شما را کانون آرامش کند. مشکلات مهمان ما هستند و کلیدهایی که در دست خداست، قفل همه درب‌های بسته را خواهد گشود؛ «مَنْ تَوكَّلَ عَلَى اللّه ذَلَّتْ لَهُ الصِّعابُ وَ تَسَهَّلَتْ عَلَیْهِ الأَسْبابِ؛ هر كس به خدا توكل كند، دشوارى‌ها براى او آسان مى‌شود و اسباب برایش فراهم مى‌گردد.»[۱]

پی‌نوشت:
[۱]. تصنیف غررالحکم و دررالکلم، عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی، ص۱۹۷، ح۳۸۸۸




طبقه بندی: مشاوره ازدواج، 
برچسب ها: راههای شناخت طرف مقابل، شناخت خواستگار، شناخت طرف مقابل، شناخت افکار، شناخت میزان اعتقادات،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 1 آذر 1395 | توسط : عقیل مصطفوی مجد
سلام من دختری 29 ساله هستم. ارشد دارم و کارمند بانک هستم. از لحاظ خانوادگی و فرهنگ و افتصادی هم معمولی رو به بالا هستیم در بین تمام خواستگارانی که داشتم صداقت، تدین و قابل اعتماد بودن و حمایت عاطفی برایم معیار مهمی بود. نه چشمداشت مالی به کسی داشتم (چرا که خودم درامد کافی داشته ام و به دلایل مالی نمی خواستم با کسی ازدواج کنم و هدفم فقط ایجاد یک زندگی آرام و بر پایه صداقت دو طرفه بوده ) 

حدود یک سال پیش با پسری با این شرایط آشنا شدم و و با هدف ازدواج رابطه ای ساده را شروع کردیم که در مورد خواسته ها و انتظاراتمان صحبت کنیم بعد از 7 ماه به این نتیجه رسیدیم که مشکلی نداریم و بهتر از رسما اقدام کنیم . بعد از هماهنگی مادر و خاله اش به خانه مان آمدند و بعد از صحبت نیم ساعته رفتند و بعد از آن جلسه با . آنهم با دلایلی همچون دختر لاغر است ُ‌ ... لباسش زشت بود ... چایی کمرنگ بود ...با ازدواج مخالفت کردند و حتی حاضر نشدند جلسه ای رسمی تر بگذارند تا ما هم خانواده آنها را بشناسیم (بماند که خوب بعنوان یک دختر خیلی بهم برخورد ) 
الان هم آقا پسری که خواستگار بودند به گفته خودشان دودل شده اند . کسی که تمام خصوصیات اخلاقی و ظاهری من رو دیده و پسندیده بود با این دلایل دودل شده . به نظر شما این رابطه ارزش آن را دارد که تلاشی برای ادامه کرد یا خیر ..ممنون

پاسخ کارشناس:
با سلام به شما کاربر گرامی

اصل این رابطه از همان اول اشتباه بود؛ چرا که به قول شما 7 ماه رابطه که ذهن و فکر شما را درگیر خود کرده بود با یک مخالفت از سوی خانواده آقاپسر، بهم ریخت. بارها در این سایت اعلام کردیم، اینگونه روابط که به هدف ازدواج انجام می‌شود بی آنکه خانواده در جریان این مسئله باشند، اشتباه است؛ زیرا ممکن است بعد از مدتها ارتباط به خاطر دلایل مختفلی، طرفین نتوانند ازدواج کنند و در نهایت آسیب روحی به طرفین به ویژه دخترخانم وارد می‌شود.

در حال حاضر اگر واقعاً طرف مقابلتان به شما علاقه‌مند باشد و تمایلش به ازدواج با شما زیاد باشد، باید وی تلاش کند که نظر خانواده خود را برای این ازدواج جلب کند وگرنه اگر تمایل آنچنانی نداشته باشد و یا انسان مستقلی نباشد، امیدی به این وصلت وجود نخواهد داشت. توصیه می‌کنم اصلاً شما در این زمینه پیشقدم نشوید و عزت خود را حفظ کنید و اجازه دهید که طرف مقابلتان برای به دست آوردن شما تلاش کند. اگر تلاش و تمایلی از سوی او مشاهد نکردید، بهتر است ایشان را فراموش کنید و به غیر از خواستگاری رسمی، حاضر به ارتباط دوباره نشوید.

در ضمن دختری با کمالات شما، مطمئنا خواهان زیادی خواهد داشت. فقط کافی است روشهای همسریابی را بدانید و بدان عمل نمایید. جهت مطالعه راهکارهای همسریابی می‌توانید در بخش جستجوی سایت، مطالب موردنظر را بیابید.




طبقه بندی: روابط دختر و پسر،  مشاوره ازدواج، 
برچسب ها: رابطه قبل از ازدواج، مخالفت خانواده‌ها،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 3 آبان 1395 | توسط : عقیل مصطفوی مجد
سلام من پسری هسم25ساله ک قدمم180با دختری آشنا شدم ک قدش 158هسش هر موقع باهم راه میریم احساس میکنم قدش نسبت ب من خیلی کوتاه همیشه این موضوع منو نگران میکنه ک آیا بعد ازدواج مشکلی بین ما میش میاد یا اصلا این اختلاف قد مناسبه یا ن؟

پاسخ کارشناس:
با سلام به شما کاربر محترم

22 سانتی متر فاصله قدی گرچه زیاد است، ولی این موضوع به خود شما بستگی دارد که چقدر نسبت به این مسئله توجه و حساسیت دارید. اگر حرف و نگاه‌های مردم برای شما آزاردهنده است، به گونه‌ای که نمی‌توانید آن را تحمل کنید، در آن صورت، این مقدار اختلاف قدی می‌تواند در آیندۀ زندگی زناشویی مشکل ساز شود. امّا اگر نگاه و حرفهای دیگران برای شما اهمیتی ندارد، این مسئله نمی‌تواند مشکل ساز شود.

بنابراین تا این مسئله را برای خود حل نکردید، اصلاً به فکر ازدواج با این دخترخانم نیفتید؛ لذا بررسی نمایید اگر واقعاً این اختلاف قد برای شما آزاردهنده است و نمی‌توانید به مرور آن را تحمل کنید، توصیه می‌کنم به فکر مورد دیگری برای ازدواج باشید و بیخودی وقت خود و دخترخانم را هدر ندهید.





طبقه بندی: مشاوره ازدواج، 
برچسب ها: کوتاهی قد دختر، اختلاف قد، نگاه‌های مردم، حساسیت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 3 آبان 1395 | توسط : عقیل مصطفوی مجد
با سلام.برای خواهر كوجكترم قراره خواستكار بیاد. خیلی نكران حرف فامیل و مخصوصا عروس و داماد خودمون هستم.لطفا كمكم كنید جطوری با حرف مردم كنار بیام.ممنون

پاسخ کارشناس:
با سلام به شما کاربر محترم

این موضوع، یک مسئلۀ درون خانوادگی است و به هیچ کس از جمله عروس و داماد و اطرافیان ارتباطی ندارد. البته این موضوع به خود خانواده هم بستگی دارد که چقدر نسبت به حرفها و عکس العملهای اطرافیانشان حساس و نقطه ضعف دارند؛ اگر خانواده دختر، حساس نباشند و قاطعانه از این موضوع حمایت کنند، کمتر کسی به خودش جرئت می‌دهد که در این زمینه اظهار نظر بیجای کند.

مضاف براینکه چه بسا شاه کلید ازدواج خواهر بزگتر، در ازدواج خواهر کوچکتر باشد؛ یعنی شاید فامیلهای شوهر(خواهر کوچکتر)، خواهر بزرگتر را بپسندند و خواستگار مناسبی برای وی پیدا شود و بتواند ازدواج کند. در ضمن اصلاً درست نیست که خواهر کوچکتر ازدواج نکند تا زمانی که خواهر بزرگتر ازدواج کند؛ چرا که ممکن است که خواهر بزرگتر در حال حاضر خواستگار مناسبی نداشته باشد، در آن صورت آیا صحیح است که خواستگاران خواهر کوچکتر را رد کرد؟ چه بسا با این کار، خواستگاران مناسب او رد شوند که اصلاً کار درستی نیست.

بنابراین همانطور که عرض کردم، این مسئله به میزان حساسیت خانواده شما برمی‌گردد. اگر در این زمینه با قاطعیت برخورد کنند و نسبت به حرف و حدیثهای دیگران توجه نکنند و به فکر مصلحت دخترانشان باشند، مشکلی ایجاد نمی‌شود.[1] البته در این زمینه باید حساسیتهای خواهر بزرگتر نیز درنظر گرفته شود و سعی شود حساسیتهای او در این رابطه برانگیخته نشود.


پی‌نوشت:
[1]. معمولاً حرف و حدیث‌های که در این رابطه میان اطرافیان ایجاد می‌شود، مقطعی است و در گذر زمان به یک مسئلۀ عادی تبدیل می‌شود.




طبقه بندی: مشاوره ازدواج، 
برچسب ها: خواهر کوچکتر، ازدواج خواهر کوچکتر، حرف و حدیث مردم،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 3 آبان 1395 | توسط : عقیل مصطفوی مجد
من ٣٦ ساله هستم. دانشجوی دكتری معماری و كارمند قراردادی یه شركت دولتی. حقوقم در حد یه كارمند قراردادی هست و تا حقوق كارمندای رسمی فاصله داره. 

سالها هست كه میخوام ازدواج كنم ولی هر كس رو به خانواده معرفی میكردم یه عیبی روی حجابش ،خانواده اش،رفتارش،اعتقاداتش میذاشتن و مانع میشدن و اقدام نمیكردن و من هم به لحاظ شرائط فرهنگی جامعه مون نمی تونستم خودم به تنهایی برم و اقدام كنم،كسی من رو بی خانواده جدی نمی گرفت،خودشون هم قدمی بر نمی داشتن و در بهترین حالت به این و اون میسپردن .نمی دونم تجربه كردین یا نه،یه عده خانم هستن كه دختر معرفی میكنن و واسه خودشون معیارهایی دارن و اولینش این هست كه برای معرفی از دختری شروع میكنن كه كمترین خواستگار جدی و كمترین فیدبك رو داشته و همینطور جلو میرن،واقعا خسته شده بودم از آدمهایی كه هیچ ربطی به هم نداشتیم یا بلحاظ ظاهری نمی پسندیدمشون،نه چون سخت گیر بودم بلكه چون این خانمهای محترم اصلا با سلیقه من تطبیق نداشتن و هرچی به خانواده اصرار میكردم كه من از این گروه ظاهری دخترها خوشم نمیاد نه  این گروه اهمیتی نمی دادن  و یا اینكه این خانمها به شدت ایده آل گرا بودن و من رو رد میكردن،یا ظاهر خیلی خاص میخواستن یا ثروت و دارایی زیاد و یا موقعیت شغلی برجسته كه من نداشتم.

حالا در این سن موهام چند ماهی هست كه به سرعت در حال ریزشه و وسط  و روی سرم داره خالی میشه،دكتر میگه ارثی هست،حالا كه من در گذشته كه قد بلند و اندام نسبتا خوب و موها و چهره بهتری داشتم و كسی كه متناسب من بود رو نتونستم وارد زندگیم كنم الان كه با بی مویی انصافا زشت شدم بهتر نیست بطور كلی قید ازدواج رو بزنم و سعی كنم با تنهاییم بسازم

متاسفانه از نظر خانواده من پسر باید مطابق ایده آلهای اونها ازدواج كنه وگرنه همكاری نمی كنن.ایده آل اونها فقط مذهب هست و تحصیلات دانشگاهی.كاری به علاقه و جذابیت  و یا شباهت اخلاقی و شخصیتی ندارن.جالبه كه هركی رو من معرفی كردم گفتن اینكه خیلی معمولیه اینكه خیلی خاص نیست اما خودشون كمتر از اون رو معرفی كردن.

از هر لحاظ موندم با گناه تنها زندگی كردن چه كنم وقتی میشنوم در حدیث داریم كه بیشتر جهنمی ها مجردین هستن،الان دیگه با این ریزشی كه پیدا كردم كسی سمتم نمیاد و خیلی بده كه خانواده ای ندارم،به نظرتون میتونم تا آخر عمرم تنها زندگی كنم و با مشكلاتش كنار بیام؟ این درد دل نیست سؤالی هست كه از روی ترس و اندوه مطرح شده.

پاسخ کارشناس:
با سلام به شما کاربر محترم

ضمن درک شرایطی که دارید باید عرض کنم که گرچه سن شما برای ازدواج کمی بالا رفته است، ولی به معنای این نیست که شما نمی‌توانید با همسر مناسب خود ازدواج کنید. مضاف بر اینکه معمولاً پسران نسبت به دختران در انتخاب همسر مناسب، بسیار بهتر می‌توانند عمل کنند؛ چون پسران انتخابگرند و دختران انتخاب شونده.

اینکه به دلیل ریزش مو، باعث شده که قدرت انتخابتان کاهش پیدا کند، بهتر است شما هم نسبت به برخی از ملاکهای ترجیحی خود، کوتاه بیایید. حد کوتاه آمدن پسران برای پرهیز از تجرد یا تأخیر بیشتر ازدواج این است که تنها در صورت نبود ملاک‌های اصلی که زندگی را غیر قابل تحمل می‌کند، طرف را رد کنند و در غیر آن تا می‌شود از ملاک‌های ترجیحی کوتاه بیایند. 

منظور از ملاک‌های اصلی ازدواج؛ این است که بودن آن ملاک‌ها برای فرد بسیار با اهمیت است و قابل چشم پوشی نیست؛ مانند ایمان، اخلاق و رفتار خوب طرف مقابل، امّا ملاک‌های ترجیحی، ملاک‌هایی هستند که بودنشان خوب است، ولی اگر هم نبود، برای فرد قابل تحمل است؛ مانند تحصیلات بالا، اختلاف فرهنگی قابل تحمل و ...

امّا اینکه خانواده شما تا به حال نتوانستند مورد مناسبی را برای شما معرفی کنند ناشی از یکی از این سه چیز است:
1. یا اینکه شما در انتخاب همسر ایده آل گرا هستید و هرکسی را که خانواده معرفی می‌کنند، سخت می‌پسندید.
2. یا اینکه ایده آل گرا نیستید ولی خانواده شما درک درستی از ملاکهای شما برای ازدواج ندارند.
3. یا اینکه مخلوطی از ایده آل گرایی و عدم درک درست خانواده درباره ملاکهای شما موجب شده که نتوانید فرد مناسب خود را بیابید.

لذا در گام اول باید بررسی کنید که ملاکها و انتظارت شما از همسر آینده‌تان چیست؟ آیا در این زمینه ایده آل گرا هستید یانه؟ برای این کار توصیه می‌کنم یک قلم وکاغذ بردارید و تمام ملاکها و انتظاراتی که از همسر آینده‌تان برای شما اهمیت دارد را بنویسید و بعد با مشورت مشاور در این زمینه بررسی نمایید که آیا انتظارات شما فراتر و ایده آل گرایانه است یا نه؟

در گام بعدی اگر به این نتیجه رسیدید که خانواده واقعاً درک درستی از ملاکهای شما ندارند، لازم است در این زمینه با قاطعیت بیشتری با خانواده صحبت کنید.[1] همچنین شما می‌توانید از خواهران خود نیز بخواهید که در این زمینه به شما کمک کنند. قطعاً آن‌ها می‌توانند موردهای خوبی را به شما معرفی نمایند. مضافاً از نقش برخی واسطه‌های خیرخواه هم غافل نشوید. برخی به دنبال کار خیر در این زمینه هستند، کافی است که از آن‌ها بخواهید موردهایی را به شما معرفی کنند.

در این زمینه علاوه بر همفکری با خانواده، با سپردن به اطرافیانتان، اهالی مسجد و دوستانتان، به احتمال زیاد خواهید توانست که مورد مناسب خود را بیابید. ضمن اینکه توکل برخدا در امر خیری مانند انتخاب همسر را هیچ گاه نباید از یاد برد؛ چراکه «مَنْ تَوكَّلَ عَلَى اللّه ذَلَّتْ لَهُ الصِّعابُ وَ تَسَهَّلَتْ عَلَیْهِ الأَسْبابِ؛ هر كس به خدا توكل كند، دشوارى‌ها براى او آسان مى‌شود و اسباب برایش فراهم مى‌گردد.»[2]

بنابراین با توکل برخدا و بازنگری در ملاکهای ازدواج خود و تلاش در زمینه همسریابی می‌توانید مورد مناسب خود را بیابید. البته شما در این زمینه علاوه بر خانواده، با سپردن به اطرافیانتان، اهالی مسجد و دوستانتان، به یاری خدا قطعا خواهید توانست که مورد مناسب خود را بیابید.


پی‌نوشت:
[1]. از طریق هشدار و ترساندن والدین نسبت به ادامه تجرد با:
الف) بیان خطرات موجود و شکننده بودن مقاومت اکثر جوانان در شرایط کنونی با استفاده از پیامدهای سوء تاخیر ازدواج مثل: ارتباطات نادرست، گسترش اسباب تحریک و احتمال ایجاد عشق به فرد نامناسب در محیط اختلاط.
ب) بیان غیر مستقیم در معرض خطر بودن خود، با بیان قضایایی که برای دوستان و اطرافیان در محل زندگی یا تحصیل اتفاق افتاده و همچنین بیان موقعیتهای لغزش و گفتن اینکه مقاومت هرکس اندازه‌ای دارد.
همچنین برای راضی کردن والدین با انتخاب دلخواه خود می‌توانید در همین سایت، عنوان راهکارهای راضی کردن خانواده را جستجو کنید و مطالعه نمایید.
[2]. بحارالانوار، ج 75، ص 81.




طبقه بندی: مشاوره ازدواج،  مشاوره خانواده، 
برچسب ها: ریزش مو، ایده آل گرایی، ایده آل گرا، ملاکهای ازدواج، همسریابی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : شنبه 1 آبان 1395 | توسط : عقیل مصطفوی مجد
  • تعداد کل صفحات : 235  صفحات :
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...