تبلیغات
آرامش کجاست؟ - مطالب مشاوره خانواده
سؤال: دختری 41 ساله هستم و تاکنون ازدواج نکردم. از طریق سایت همسریابی با مرد مجردی، 45 ساله آشنا شده ام. چند بار همدیگر را دیده ایم. من به ایشان علاقه‌مند شدم، امّا ایشان قصد ازدواج ندارند و درخواست عقد موقت کرده‌اند. آیا بنده می‌توانم بدون اطلاع و اجازه خانواده، عقد موقت کنم؟

پاسخ: اکثر مراجع فعلی، عقد نکاح (موقت یا دائم) با دختر باکره را مشروط به اجازه پدر و در صورت فقدان پدر، جد پدری می‌‏دانند، ولی اگر باکره نباشد و یا پدر و جد پدری نداشته باشد، نیازی به اجازه نیست. در مورد فرد مذکور باید عرض کنم با توجه به اینکه ایشان به‌طور واضح به شما گفته‌اند که انگیزه‌ای برای ازدواج دائم با شمارا ندارند، حتی برفرض اینکه بتوانید رضایت پدر را برای ازدواج موقت به دست آورید، این نوع ازدواج نمی‌تواند اولویت اول شما باشد؛ چراکه اولاً ازدواج موقت شما با فرد مذکور، انگیزه‌ای برای ازدواج دائم ایشان با شما نمی‌شود. ثانیاً احتمال اینکه با این ازدواج، عواطف و احساسات شما درگیر این رابطه شود بسیار زیاد است و هنگام پایان آن، بیشترین ضربه روحی و روانی متوجه شما خواهد شد. 
بر همین اساس لازم است در چنین مسئله مهمی با خانواده خود همفکری و مشورت بگیرید. مسلماً خانواده‌ نیز صلاح شما را در نظر خواهد گرفت. چه‌بسا یکی از حکمت‌های اذن پدر برای ازدواج دختر، همین است که از ضررهایی که ممکن است به جهت فقدان تجربه‌های لازم متوجه دختر شود، جلوگیری گردد.

پی‌نوشت:
حضرات آیات امام خمینی(ره)، سیستانی و نوری همدانی؛ توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج‏2، صص: 459-458؛ نظر آیت‌الله نوری همدانی از سایت معظم له (از قسمت توضیح المسائل) گرفته شده است. دراین‌باره آیات عظام خامنه‌ای، فاضل لنکرانی، صافی، مکارم، وحید، تبریزی می‌فرمایند: بنا بر احتیاط واجب، باید از پدر یا جد پدریِ خود اجازه بگیرد.
برای مطالعه نظر مراجع در این مساله به این آدرس نیز می‌توانید مراجعه داشته باشید: نظر مراجع تقلید در مورد ازدواج دختر بدون اجازه پدر




طبقه بندی: مشاوره خانواده،  مشاوره ازدواج، 
برچسب ها: صیغه موقت، نظر مراجع تقلید، عقد نکاح، مشورت با خانواده، همفکری با خانواده،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : پنجشنبه 30 شهریور 1396 | توسط : عقیل مصطفوی مجد
سؤال: شوهری دارم که متأسفانه از همان اول زندگی به هیچ‌چیز اعتقاد نداشت و ندارد و به‌راحتی به قرآن و پیامبر توهین می‌کند و دست بزن دارد. این مسئله مرا به‌شدت آزار می‌دهد و نمی‌دانم چه تصمیمی باید بگیرم. ازیک‌طرف دختر ۴ ساله‌ای دارم و نگران آینده‌اش هستم. از طرفی هم از این نوع زندگی خسته شدم. لطفاً راهنمایی کنید.

پاسخ: طبیعی است که وضعیت فعلی شما حاصل انتخاب خودتان است، امّا با توجه به بی‌اعتقادی و توهین‌های ایشان به مقدسات دینی و دست ‌‌بزن‌های گاه و بیگاهشان و همچنین تلا‌ش‌های شما در بهبود وضعیت، به نظر می‌رسد تغییر در ایشان شرایط خاصی را خواستار باشد؛ ازاین‌رو توصیه اکید بر این است که به همراه همسرتان یا حداقل خودتان به یک مشاور (حاذق و باتجربه) مراجعه حضوری داشته باشید تا با همفکری ایشان بتوانید به یک تصمیم درست در زندگی خود برسید وگرنه ادامه این روند و عدم تصمیم‌گیری درست می‌تواند زندگی شما و آینده دخترتان را تحت تأثیر خود قرار دهد.
لازم به ذکر است که در این زمینه، توکل بر خدا را هرگز از یاد نبرید؛ زیرا بنا به فرموده امام علی(علیه‌السلام): «هركس به خدا توكل كند، دشوارى‌ها براى او آسان مى‌شود و اسباب برایش فراهم مى‌گردد.»[بحارالانوار، ج75، ص81]

پی‌نوشت:
مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، چاپ دارالکتب اسلامیه، نشر دارالاحیاء 1382، ج75، ص81




طبقه بندی: اخلاق و رفتار همسر،  مشاوره خانواده، 
برچسب ها: بی اخلاقی شوهر، دست بزن شوهر، توهین به مقدسات،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 27 شهریور 1396 | توسط : عقیل مصطفوی مجد
سؤال: خانمی مطلقه هستم که 4 سال پیش طلاق گرفتم و سه فرزند دارم. با پسری (مجرد) که 27 سال سن دارد آشنا شدم و به عقد (موقت) یکدیگر درآمدیم. می‌خواهم این قضیه را به برادرم بگویم که در جریان باشد و خدایی نکرده بعداً مشکلی پیش نیاید، ولی نمی‌دانم چگونه به برادرم بگویم؟

پاسخ: باتوجه به مطلقه بودنتان، برای تصمیم‌گیری در مورد ازدواج، نیازی به اذن گرفتن از کسی را ندارید، امّا اگر به‌دنبال همفکری با خانواده خود هستید که مبادا در آینده، مشکلی پیش بیاید، بهتر است قبل از تصمیم‌گیری، با آن‌ها مشورت نمایید؛ برهمین اساس بهتر است اول با مادرتان همفکری کنید؛ زیرا او بهتر می‌تواند شرایط شما را درک کند. 
البته از آنجایی که ازدواج موقت، امری گذرا و مقطعی است، هرگز نمی‌تواند جایگزین ازدواج دائم شود؛ بنابراین اگر امکان بازگشت همسر سابقتان وجود دارد، بهتر است یکبار دیگر به او فرصت بدهید؛ زیرا هم فرزندانتان از نعمت پدر محروم نمی‌شوند و هم نیاز شما به همسر برطرف می‌شود؛ امّا اگر امکان بازگشت همسر سابقتان وجود ندارد و شما برای مصونیت از گناه و ارضای نیازهای غریزی خود ناگزیر به ازدواج موقت شدید، اولاً؛ نباید خود را ازاین‌جهت سرزنش کنید؛ زیرا آموزه‌های دینی، این نوع ازدواج را امری مباح و مستحسن می‌دانند. همچنان‌که امام صادق(علیه‌السلام) فرمود: «هركسی‌كه ازدواج موقت کند و بعد غسل نماید، از هرقطره‌ای كه از آب غسل می‌چكد، خداوند هفتاد ملک را خلق می‌نماید كه تا روز قیامت برای او طلب آمرزش و بخشش کنند و تا روز قیامت بر كسی‌كه از این عمل دوری كند لعنت می‌فرستند.»[وسایل‌الشیعه، ج14، ص444-447] ثانیاً؛ لازم است درباره فرد موردنظرتان بیشتر تحقیق کنید که آیا طرف مقابلتان فرد قابل اعتمادی است یا نه؟ ثالثاً؛ نباید عواطف و احساسات خود را در ازدواج موقت درگیر کنید وگرنه در هنگام جدایی، بیشترین آسیب روحی را متحمل می‌شوید.

پی‌نوشت:
حر العاملی، محمد بن الحسن، وسایل الشیعه، داراحیاء التراث العربی، 1412 ق. ج14، ص444-447.




طبقه بندی: مشاوره خانواده،  مشاوره ازدواج، 
برچسب ها: ازدواج دائم، ازدواج موقت، عقد موقت، خانم مطلقه،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 15 شهریور 1396 | توسط : عقیل مصطفوی مجد
من ٣٦ ساله هستم. دانشجوی دكتری معماری و كارمند قراردادی یه شركت دولتی. حقوقم در حد یه كارمند قراردادی هست و تا حقوق كارمندای رسمی فاصله داره. 

سالها هست كه میخوام ازدواج كنم ولی هر كس رو به خانواده معرفی میكردم یه عیبی روی حجابش ،خانواده اش،رفتارش،اعتقاداتش میذاشتن و مانع میشدن و اقدام نمیكردن و من هم به لحاظ شرائط فرهنگی جامعه مون نمی تونستم خودم به تنهایی برم و اقدام كنم،كسی من رو بی خانواده جدی نمی گرفت،خودشون هم قدمی بر نمی داشتن و در بهترین حالت به این و اون میسپردن .نمی دونم تجربه كردین یا نه،یه عده خانم هستن كه دختر معرفی میكنن و واسه خودشون معیارهایی دارن و اولینش این هست كه برای معرفی از دختری شروع میكنن كه كمترین خواستگار جدی و كمترین فیدبك رو داشته و همینطور جلو میرن،واقعا خسته شده بودم از آدمهایی كه هیچ ربطی به هم نداشتیم یا بلحاظ ظاهری نمی پسندیدمشون،نه چون سخت گیر بودم بلكه چون این خانمهای محترم اصلا با سلیقه من تطبیق نداشتن و هرچی به خانواده اصرار میكردم كه من از این گروه ظاهری دخترها خوشم نمیاد نه  این گروه اهمیتی نمی دادن  و یا اینكه این خانمها به شدت ایده آل گرا بودن و من رو رد میكردن،یا ظاهر خیلی خاص میخواستن یا ثروت و دارایی زیاد و یا موقعیت شغلی برجسته كه من نداشتم.

حالا در این سن موهام چند ماهی هست كه به سرعت در حال ریزشه و وسط  و روی سرم داره خالی میشه،دكتر میگه ارثی هست،حالا كه من در گذشته كه قد بلند و اندام نسبتا خوب و موها و چهره بهتری داشتم و كسی كه متناسب من بود رو نتونستم وارد زندگیم كنم الان كه با بی مویی انصافا زشت شدم بهتر نیست بطور كلی قید ازدواج رو بزنم و سعی كنم با تنهاییم بسازم

متاسفانه از نظر خانواده من پسر باید مطابق ایده آلهای اونها ازدواج كنه وگرنه همكاری نمی كنن.ایده آل اونها فقط مذهب هست و تحصیلات دانشگاهی.كاری به علاقه و جذابیت  و یا شباهت اخلاقی و شخصیتی ندارن.جالبه كه هركی رو من معرفی كردم گفتن اینكه خیلی معمولیه اینكه خیلی خاص نیست اما خودشون كمتر از اون رو معرفی كردن.

از هر لحاظ موندم با گناه تنها زندگی كردن چه كنم وقتی میشنوم در حدیث داریم كه بیشتر جهنمی ها مجردین هستن،الان دیگه با این ریزشی كه پیدا كردم كسی سمتم نمیاد و خیلی بده كه خانواده ای ندارم،به نظرتون میتونم تا آخر عمرم تنها زندگی كنم و با مشكلاتش كنار بیام؟ این درد دل نیست سؤالی هست كه از روی ترس و اندوه مطرح شده.

پاسخ کارشناس:
با سلام به شما کاربر محترم

ضمن درک شرایطی که دارید باید عرض کنم که گرچه سن شما برای ازدواج کمی بالا رفته است، ولی به معنای این نیست که شما نمی‌توانید با همسر مناسب خود ازدواج کنید. مضاف بر اینکه معمولاً پسران نسبت به دختران در انتخاب همسر مناسب، بسیار بهتر می‌توانند عمل کنند؛ چون پسران انتخابگرند و دختران انتخاب شونده.

اینکه به دلیل ریزش مو، باعث شده که قدرت انتخابتان کاهش پیدا کند، بهتر است شما هم نسبت به برخی از ملاکهای ترجیحی خود، کوتاه بیایید. حد کوتاه آمدن پسران برای پرهیز از تجرد یا تأخیر بیشتر ازدواج این است که تنها در صورت نبود ملاک‌های اصلی که زندگی را غیر قابل تحمل می‌کند، طرف را رد کنند و در غیر آن تا می‌شود از ملاک‌های ترجیحی کوتاه بیایند. 

منظور از ملاک‌های اصلی ازدواج؛ این است که بودن آن ملاک‌ها برای فرد بسیار با اهمیت است و قابل چشم پوشی نیست؛ مانند ایمان، اخلاق و رفتار خوب طرف مقابل، امّا ملاک‌های ترجیحی، ملاک‌هایی هستند که بودنشان خوب است، ولی اگر هم نبود، برای فرد قابل تحمل است؛ مانند تحصیلات بالا، اختلاف فرهنگی قابل تحمل و ...

امّا اینکه خانواده شما تا به حال نتوانستند مورد مناسبی را برای شما معرفی کنند ناشی از یکی از این سه چیز است:
1. یا اینکه شما در انتخاب همسر ایده آل گرا هستید و هرکسی را که خانواده معرفی می‌کنند، سخت می‌پسندید.
2. یا اینکه ایده آل گرا نیستید ولی خانواده شما درک درستی از ملاکهای شما برای ازدواج ندارند.
3. یا اینکه مخلوطی از ایده آل گرایی و عدم درک درست خانواده درباره ملاکهای شما موجب شده که نتوانید فرد مناسب خود را بیابید.

لذا در گام اول باید بررسی کنید که ملاکها و انتظارت شما از همسر آینده‌تان چیست؟ آیا در این زمینه ایده آل گرا هستید یانه؟ برای این کار توصیه می‌کنم یک قلم وکاغذ بردارید و تمام ملاکها و انتظاراتی که از همسر آینده‌تان برای شما اهمیت دارد را بنویسید و بعد با مشورت مشاور در این زمینه بررسی نمایید که آیا انتظارات شما فراتر و ایده آل گرایانه است یا نه؟

در گام بعدی اگر به این نتیجه رسیدید که خانواده واقعاً درک درستی از ملاکهای شما ندارند، لازم است در این زمینه با قاطعیت بیشتری با خانواده صحبت کنید.[1] همچنین شما می‌توانید از خواهران خود نیز بخواهید که در این زمینه به شما کمک کنند. قطعاً آن‌ها می‌توانند موردهای خوبی را به شما معرفی نمایند. مضافاً از نقش برخی واسطه‌های خیرخواه هم غافل نشوید. برخی به دنبال کار خیر در این زمینه هستند، کافی است که از آن‌ها بخواهید موردهایی را به شما معرفی کنند.

در این زمینه علاوه بر همفکری با خانواده، با سپردن به اطرافیانتان، اهالی مسجد و دوستانتان، به احتمال زیاد خواهید توانست که مورد مناسب خود را بیابید. ضمن اینکه توکل برخدا در امر خیری مانند انتخاب همسر را هیچ گاه نباید از یاد برد؛ چراکه «مَنْ تَوكَّلَ عَلَى اللّه ذَلَّتْ لَهُ الصِّعابُ وَ تَسَهَّلَتْ عَلَیْهِ الأَسْبابِ؛ هر كس به خدا توكل كند، دشوارى‌ها براى او آسان مى‌شود و اسباب برایش فراهم مى‌گردد.»[2]

بنابراین با توکل برخدا و بازنگری در ملاکهای ازدواج خود و تلاش در زمینه همسریابی می‌توانید مورد مناسب خود را بیابید. البته شما در این زمینه علاوه بر خانواده، با سپردن به اطرافیانتان، اهالی مسجد و دوستانتان، به یاری خدا قطعا خواهید توانست که مورد مناسب خود را بیابید.


پی‌نوشت:
[1]. از طریق هشدار و ترساندن والدین نسبت به ادامه تجرد با:
الف) بیان خطرات موجود و شکننده بودن مقاومت اکثر جوانان در شرایط کنونی با استفاده از پیامدهای سوء تاخیر ازدواج مثل: ارتباطات نادرست، گسترش اسباب تحریک و احتمال ایجاد عشق به فرد نامناسب در محیط اختلاط.
ب) بیان غیر مستقیم در معرض خطر بودن خود، با بیان قضایایی که برای دوستان و اطرافیان در محل زندگی یا تحصیل اتفاق افتاده و همچنین بیان موقعیتهای لغزش و گفتن اینکه مقاومت هرکس اندازه‌ای دارد.
همچنین برای راضی کردن والدین با انتخاب دلخواه خود می‌توانید در همین سایت، عنوان راهکارهای راضی کردن خانواده را جستجو کنید و مطالعه نمایید.
[2]. بحارالانوار، ج 75، ص 81.




طبقه بندی: مشاوره ازدواج،  مشاوره خانواده، 
برچسب ها: ریزش مو، ایده آل گرایی، ایده آل گرا، ملاکهای ازدواج، همسریابی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : شنبه 1 آبان 1395 | توسط : عقیل مصطفوی مجد
گاهی بعد از ازدواج پیش می‌آید که نیازهای مردان توسط همسرشان برآورده نمی‌شود و باعث مشکلاتی میان آنان می‌شود. در این زمینه لازم است چنین افرادی قبل از هرگونه پیش‌داوری بررسی کنند که آیا سطح انتظارات آنان از برآورده شدن نیازهایشان طبیعی است یانه؟ در صورت طبیعی بودن سطح انتظار، باید بررسی شود که چرا نیازهای آنان توسط زوجشان پاسخ داده نمی‌شود؟
در این زمینه با پاسخ گویی به سؤال کاربر به این مسئله نیز می‌پردازیم.

سؤال:
بنده یک سال است که ازدواج کرده‌ام، ولی متأسفانه در این مدت، نیاز جنسی‌ بنده توسط همسرم به اندازه و به موقع پاسخ داده نمی‌شود و بعضاً میان دو ارتباط زناشویی، دو هفته طول می‌کشد. بیشتر اوقات وی خسته و تمایلی به برقراری رابطه ندارد. بااینکه در این زمینه باهمدیگر گفت‌وگو کردیم و نزد مشاور هم رفتیم، ولی هیچ کدام تأثیری در رفتار و تمایل او به روابط زناشویی نداشته است.

جالب است که همسرم نسبت به نماز اول وقت بنده، بسیار حساس است و اگر خسته‌ هم باشم، می‌گوید: اول نماز بخوان و بعد استراحت کن، امّا در زمینۀ مسائل زناشویی که در روایات اسلامی هم به آن تأکید زیادی شده، بیشتر اوقات جوابش خستگی و عدم تمایل است. وقتی به او اعتراض می‌کنم برای مدتی خودش پیش قدم می‌شود، ولی بعد از آن، می‌گوید به خاطر تو پیش قدم شدم و ... به گونه‌ای که انگار از سر اجبار و منت تن به رابطه می‌دهد. البته ناگفته نماند که همسرم به جهت شغل پرستاری، بیشتر اوقات، خسته است و بنده از این بابت او را درک می‌کنم، ولی لطفاً در این زمینه راهنمایی کنید که چه کار باید بکنم؟

پاسخ:
طبیعی است که شما به عنوان یک انسان متأهل، نیازهایی دارید که انتظار می‌رود بعد از ازدواج، توسط همسرتان، به این نیازها پاسخ داده شود، ولی این‌که همسرتان به اندازۀ کافی، با شما همراهی نمی‌کند و اینکه دیربه‌دیر از سوی ایشان به نیاز شما پاسخ‌گویی می‌کند، نیاز به بررسی بیشتری دارد. اینکه باگذشت یک سال از ازدواجتان، هر دو هفته یک‌بار، این روابط شکل می‌گیرد، چندان طبیعی نیست، لذا باید عوامل عدم تمایل همسرتان بررسی شود.

مسلماً عوامل مختلفی در این زمینه می‌تواند نقش داشته باشد ازجمله اینکه:
1. ممکن است همسرتان در زمینۀ جنسی نسبت به شما سرد باشند و به نوعی نیاز جنسی کمتری در خود احساس کنند؛ به همین دلیل نسبت به نیاز شما غافل هستند و یا درک درستی از نیاز شما ندارند؛ لذا اگر این‌گونه باشد، توصیه بر این است که تغذیۀ همسرتان اصلاح شود و رو به غذاهای پرانرژی و گرم بیاورند که در این زمینه از کارشناس طب سنتی و اسلامی می‌توانند کمک بگیرند که چه رژیمی با توجه به طبع ایشان مناسب‌تر است.

2. اشاره کردید که همسرتان شاغل است و به طبع خستگی و اضطراب شغلی در زمینۀ نیازهای ایشان بسیار تأثیرگذار است و چه‌بسا کار در بیرون از خانه و همچنین کار در خانه موجب می‌شود که وی نتواند به اندازۀ کافی نیازهای شما را پاسخ دهند که ادامۀ این روند از سوی ایشان نیاز به تجدیدنظر دارد.

3. گاهی اختلال جنسی در شدت و ضعف این نیاز در بین خانم‌ها نیز تأثیرگذار است. البته تا نظر کارشناسی کارشناس زنان در این زمینه داده نشود، نمی‌توان با قاطعیت گفت.

این سه عامل می‌تواند عوامل عمده در عدم تمایل همسرتان به روابط زناشویی باشد. البته عوامل دیگری هم می‌تواند در این زمینه تأثیرگذار باشد، ولی با توضیحاتی که داده‌اید، به نظر دو عامل اول، به‌ویژه عامل دوم نقش پررنگی در این زمینه دارند. شایان‌ذکر است که روایت معروف «فإنّ المَرأةَ رِیحانةٌ وَ لَیست بِقَهرمَانة»[1] در حقیقت خطابی است به مردان که زنان، همچون گل‌های لطیفی هستند که در منازل شما با شما زندگی می‌کنند و لازم است با آنان با دقت و ظرافت عمل کرده و کارهای سنگین به آن‌ها تحمیل نشود.

توصیه بنده به شما این است که حتماً شما و ایشان به یک مشاور (باتجربه و حاذق) ترجیحاً خانم (که همسرتان با ایشان احساس راحتی کند) مراجعه کرده و با ریشه‌یابی این مسئله بهتر بتوانید آن را حل کنید؛ زیرا تا علت یا عوامل اصلی این مسئله مشخص نشود، همچنان این وضعیت برای شما مسئله خواهد بود. همچنین با همسرتان صحبت کرده و او را متقاعد کنید که فشارهای شغلی خود را با کاهش زمانی، کمتر کند و یا در صورت لزوم برای مدتی شغل خود را کنار بگذارد. در آخر این نکته را هم متذکر می‌شوم که براساس آموزه‌های دینی، حفظ بنیان خانواده از بسیاری از مسائل، مهم‌تر است و نباید مسائل فرعی(همچون کار زن در بیرون از خانه)، موجب سردی روابط و سُست شدن شالودۀ زندگی مشترک شود. رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمود: «زن، حق خداوند را ادا نمی‌کند، مگر زمانی که حق شوهرش را ادا کند.»[2]

بنابراین زن وظیفۀ سنگینی در ادای حق شوهر دارد و این نشان از اهمیت کار در خانه و خانه‌داری است. ایجاد آرامش برای همسر و فرزندان، مهمترین حقی که بر عهدۀ زن است.

پی‌نوشت:
[1]. نهج‌البلاغه، ص 405.
[2]. مستدرک الوسایل، ج2، ص552.

بازنشر اول: ولایت نت




طبقه بندی: ارتباط با همسر،  مسایل جنسی و روابط زناشوئی،  مشاوره خانواده، 
برچسب ها: نیازهای جنسی همسر، نیاز جنسی، اختلال جنسی، روابط زناشویی، مشاور خانم،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : سه شنبه 20 مهر 1395 | توسط : عقیل مصطفوی مجد
  • تعداد کل صفحات : 79  صفحات :
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...