تبلیغات
آرامش کجاست؟ - مطالب اختلافات زوجین
زن و مردی که باهم عهد و پیمان زناشویی می‌بندند، بدون شک در زندگی مشترک از همدیگر توقعات و انتظاراتی دارند. مسلماً هر چه این انتظارات، معقول‌تر و واقع بینانه‌تر باشد، عوارض پیش بینی شده و غیر پیش بینی شده، کمتر به وحدت و انسجام خانواده گزند می‌رساند. در مقابل، هر چه زن و مرد از همدیگر، انتظارات آرمانی‌تر و غیر عاقلانه‌تری داشته باشند، استحکام و ثبات خانواده، بیشتر به خطر خواهد افتاد.

انتظارات بی‌مورد و غیر منطقی از عوامل مخرب رابطۀ زناشویی در زندگی است. هر انتظاری که در حیطۀ زندگی مشترک تعریف نشده و یا شریک زندگی از آن بیزار باشد و آن را انکار کند و قادر به انجام دادن آن نباشد، انتظاری بی‌جا و نامعقول است. تنها نتیجه این نوع توقعات خشم، عصبانیت و ناامیدی است. در این باره سؤالی به سایت ارسال شده که همراه با پاسخ آن می‌خوانیم؛

سؤال:
بنده دختری هستم که با نامزدم خیلى بحث داریم. او همواره دلش مى‌خواهد كارى را كه خودش دوست دارد، من انجام دهم و اصلاً توجهی نمی‌کند که بنده می‌توانم انتظارش را برآورده کنم یا نه؛ مثلاً مادرم می‌خواست برای خرید مغازه برود و كسى نبود که او را همراهی کند، ولی نامزدم به من گفت؛ حق ندارى مادرت را همراهی کنی. البته این را هم بگویم که بنده هر كارى که از او بخواهم، انجام می‌دهد، حتى اگر نامعقول باشد. برای همین او هم از من چنین انتظاری دارد. لطفاً مرا راهنمایی کنید.

پاسخ:
چه بسا علت اینکه هریک از شما زن و مرد به خودتان اجازه می‌دهید که از همدیگر انتظارات نامعقول داشته باشید، این است که فکر می‌کنید حالا که همدیگر را دوست دارید، باید هر کاری را که شریک زندگیتان می‌خواهد برایش انجام بدهید؛ یعنی تصور می‌کنید اگر کسی واقعاً دیگری را دوست داردُ باید به خاطر او دست به هر کاری بزند. اگر تصورتان از دوست داشتن این باشد، کاملاً نادرست است و می‌تواند پیامدهای بدی برای هردوی در زندگی داشته باشد؛ مثلاً ممکن است سبب ناراحتی خانواده‌های همدیگر شوید یا امکان دارد به خاطر طرفتان به کارهای اشتباه کشیده شوید. حتی ممکن است ادامه پیدا کردن این وضع برای خودتان هم سخت شود و کم کم نسبت به همدیگر سرد شوید؛ چون وقتی یک طرف انجام کاری را لازم می‌داند و طرف منعش می‌کند، به او خیلی سخت می‌گذرد که یک کار لازم را انجام ندهد.

بنابراین شما باید این مشکل را قبل از ورود رسمی به زندگی مشترک در همین مرحله حل کنید؛ یعنی با هم قرار بگذارید که توقعات و انتظارات نامعقول نداشته باشید و تنها به حرف‌های منطقی همدیگر گوش دهید؛ لذا اول شما از خودتان شروع کنید و دیگر انتظار نامعقول از ایشان نداشته باشید. این کوتاه آمدن، به همسرتان این انگیزه را می‌دهد تا او هم چند قدم از جایگاهش پایین‌تر بیاید. در مرحلۀ بعد هم با نامزد خود صحبت کرده که او هم مانند شما رفتار کند. دلایل ‌تان را برای او بیاورید. اگر همسرتان دلایل شما را بداند، ممکن است برای تغییر تلاش بیشتری بکند. یاد بگیرید که چگونه احساسات و افکارتان را بیان کنید. اگر این حرف شما را نپذیرفت، او را تهدید به جدایی کنید؛ چون اهمیت این ‌مسئله بسیار زیاد است و همان طور که اشاره شد، ممکن است لطمات جبران ناپذیری به شما بزند.

شایان ذکر است که بسیاری از خانم‌ها اظهار می‌کنند که شوهرانشان اصلاً به حرفشان گوش نمی‌دهند و به همین دلیل هم ناراحت هستند، ولی اگر یک خانم، وقت شناسی نداشته باشد و بدون مقدمه و بدون اینکه اجازه بدهد شوهرش رفع خستگی کند و بلافاصله به محض روبه رو شدن با او و قبل از هرگونه سلام و احوالپرسی شروع به گلایه کردن کند، آیا به نظرتان عکس‌العمل شوهر در چنین موقعیتی طبیعی خواهد بود؟ بنابراین بهتر است به صورت یک گفت‌وگوی دوستانه و صمیمانه مطرح گردد؛ لذا شما به عنوان همسر می‌توانید اوّل با بیان نقاط و ویژگی‌های مثبت شوهرتان شروع کنید و به او بگویید که خوشحال هستید در کنارش هستید و او را برای زندگی انتخاب کرده‌اید و سپس به صورت صادقانه در مورد مسئله پیش آمده باهم گفت‌وگو کنید.

بازنشر اول: ولایت نت




طبقه بندی: اختلافات زوجین،  مشاوره خانواده،  مشاوره ازدواج، 
برچسب ها: انتظارات نامعقول، دوران نامزدی، توقعات بیجا، توقعات همسران،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 28 تیر 1395 | توسط : عقیل مصطفوی مجد
همواره در ازدواج، زیبایی‌های باطنی به مراتب از زیبایی‌های ظاهری بهتر است؛ زیرا آنچه باعث عشق و علاقه پایدار میان زوجین می‌شود، وجود اخلاق نیکو، رفتار مناسب، افکار درست و گفتار حق است؛ یعنی می‌توان با داشتن زیبایی باطنی همراه با حداقل زیبایی ظاهری، زندگی عاشقانه، رضایت‌بخش و پایداری را تجربه کرد.

امّا نبود زیبایی‌های باطنی، حتّی باوجود حداکثر زیبایی‌های ظاهری، نمی‌توان زندگی عاشقانه، پایدار و رضایت بخشی را تجربه کرد، بلکه نهایتاً بتوان برای مدتی آن‌هم به‌طور موقت احساس عاشقانه داشت؛ زیرا زیبایی ظاهری برخلاف زیبایی باطنی، بعد از مدتی برای فرد تکراری و عادی می‌شود، امّا زیبایی باطنی (اخلاق نیکو ...) هیچ‌گاه برای فرد تکراری یا عادی نمی‌شود، بلکه به با گذر زمان، عشق و رضایت در طرفین بیشتر می‌شود.

متأسفانه برخی بدون در نظر گرفتن ملاک علاقه‌مندی به‌ظاهر فرد و به امید اینکه بعداً و در طول زندگی، عشق و علاقه به وجود می‌آید، ریسک بزرگی کرده و با فردی که حتی کمترین علاقه‌مندی به‌ظاهر او ندارند، ازدواج نموده و بعد از گذشت مدتی از زندگی، از تصمیم خود اظهار پشیمانی می‌کنند، امّا دیگر این پشیمانی سودی نخواهد داشت. دراین‌باره با پاسخ‌گویی به سؤال یکی از کاربران، به این مسئله می‌پردازیم.

سؤال:
بنده دختری هستم که چهار ماه با نامزدم عقد کرده‌ام. نامزدم انسان دین‌دار، بااخلاق، خانواده دوست و ...، تنها ایرادش این است که بنده از قیافۀ او خوشم نمی‌آید.
قبل از ازدواج، هیچ رابطه‌ای باهم نداشتیم و به امید عشق بعد از ازدواج، راضی به این وصلت شدم، ولی در حال حاضر باگذشت چهار ماه از عقدمان، بااینکه او بیش‌ از حد مرا دوست دارد، امّا من هیچ علاقه و محبتی نسبت به او ندارم. حاضر نیستم حتی لحظه‌ای کنارم باشد. تمایل ندارم که با او جایی بروم؛ چون از بودن در کنار او احساس حقارت می‌کنم. هیچ حسی به او ندارم. از اول اشتباه کردم. در حال حاضر به طلاق فکر می‌کنم، ولی شدنی نیست؛ چون محال است که طلاقم بدهد. لطفاً مرا راهنمایی کنید.

پاسخ:
متأسفانه شما قبل از اینکه مطمئن شوید که می‌توانید به نامزدتان علاقه‌مند شوید یا نه، اقدام به عقد کرده‌اید. ای کاش قبل از تصمیم‌گیری نهایی، با یک مشاور مشورت می‌گرفتید تا این‌گونه برای ادامه زندگی مستأصل نمی‌شدید.

بارها در همین سایت گفته شد: دختران و پسرانی که در جلسۀ خواستگاری، علیرغم وجود تناسب‌های لازمه، حس خاصی نسبت به طرفشان ندارند، بهتر است قبل از هرگونه تصمیم شتاب‌زده و نسنجیده، مدتی با رعایت مسائل شرعی و عرفی و با نظارت خانواده‌ها باهم در ارتباط باشند تا هردو از همدیگر شناخت بیشتری به دست آورند و حس علاقه‌مندی خود را نسبت به‌طرف مقابل محک بزنند تا جایی که هر دو به این اطمینان برسند که می‌خواهند باهم ازدواج کنند، نه اینکه بدون کمترین علاقه‌مندی و از روی شتاب‌زدگی و به امید علاقه بعد از ازدواج اقدام رسمی کرده و بعد از عقد بخواهند دنبال حس خود نسبت به‌ طرف مقابل باشند.

متأسفانه شما با این اشتباه در تصمیم‌گیری، هم خود و هم همسرتان را در وضعیت سختی قرار خواهید داد. به ‌هر حال در چنین شرایطی نمی‌توان ابتدا به ساکن نسخۀ جدایی را برای شما پیچید، بلکه لازم است در این‌ باره با تعقل، مشورت و تدبیر سعی کنید تصمیم بهتری را برای زندگی خود بگیرید.

همان‌طور که می‌دانید جدایی و طلاق نه تنها وضعیت شما و طرف مقابلتان را از جهت روحی تحت فشار قرار خواهد داد، بلکه باعث می‌شود که شما بعد از طلاق به ‌عنوان یک خانم مطلقه شناخته شوید و ادامۀ این روند برای شما به مراتب قبل از طلاق دشوارتر خواهد شد و طبیعی است که ازدواج بعدی شما را هم تحت تأثیر قرار خواهد داد.

بنابراین لازم است قبل از تصمیم به جدایی، واقعاً سعی و تلاش خود را انجام داده تا بتوانید با نگاه همسرانه به شوهرتان علاقه‌مند شوید و اگر بعد از سعی و تلاش به این نتیجه رسیدید که اصلاً نمی‌توانید به همسرتان علاقه‌مند شوید، آنگاه با مشورت از مشاور (به ‌صورت حضوری) در این زمینه تصمیم نهایی را بگیرید.

امّا قبل از تصمیم به جدایی؛ اولاً هیچ اقدامی برای برپایی عروسی و ورود به زندگی مشترک فعلاً انجام ندهید؛ ثانیاً در حال حاضر که در دوران عقد به سر می‌برید، می‌توانید همین روند را ادامه داده و سعی نمایید که به نقاط مثبت طرفتان بیشتر فکر کرده و ارتباط را بیشتر و دل‌چسب‌تر کنید و بعد از گذشت مدتی ببینید که آیا در دل شما، کششی نسبت به همسرتان به وجود آمده یا نه؟ اگر به دل شما افتاد، کار تمام است و این دلدادگی به تدریج بیشتر خواهد شد.

گرچه در نظر شما، همسرتان چندان زیبایی ظاهری ندارد و همین امر دل شما را در دلدادگی به او متزلزل کرده است، امّا آنچه مسلم است اصل زیباشناختی، صرفاً مربوط به چهره و ظاهر افراد نمی‌شود، بلکه شامل جمال و زیبایی باطنی و درونی انسان نیز می‌شود که ازجمله: زیبایی اخلاقی، رفتاری، فکری، گفتاری که خوشبختانه شوهرتان از آن بهره‌مند است؛ لذا این مسئله را نباید نادیده بگیرید، بلکه این را هم در تصمیم خود لحاظ کنید.

اگر بعد از مدتی معاشرت، باز هم در دل شما نسبت به نامزدتان، هیچ علاقه‌ای ‌به وجود نیامد، بهتر است با مشورت حضوری از مشاور، خانواده خود و یا شوهرتان را مطلع کرده و بگویید که نمی‌توانید این رابطه را ادامه دهید.

اگر لازم شد که به خانواده یا طرفتان بگویید، البته هرگز از گفتن صریح شروع نکنید، بلکه تدریجاً با عمل و رفتارتان به او و خانواده‌تان بفهمانید که مشکلی وجود دارد؛ مثل اینکه زمان مراسم یا خرید و ... را دائماً عقب بیندازید و بعد کم‌کم کارهایی را بکنید که معلوم کند طرفتان را نمی‌خواهید؛ مثل اینکه حاضر به ملاقات با او نشوید و سپس وقتی زمینۀ گفتن این مسئله مساعد شد، اوّل به ‌طور غیرمستقیم و بعد مستقیم مشکل را مطرح کرده و بگویید که دلتان نمی‌خواهد با او ازدواج کنید.

با آرزوی موفقیت

بازنشر اول: ولایت نت




طبقه بندی: اختلافات زوجین،  مشاوره خانواده، 
برچسب ها: قیافه همسر، عدم علاقه به همسر، عدم علاقه به شوهر، زیبایی ظاهری، زیبایی باطنی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 7 تیر 1395 | توسط : عقیل مصطفوی مجد
عوامل متعددی در زندگی مشترک موجب کم شدن و یا از بین رفتن میل و شوق به زندگی میان زوجین می‌شود که البته باید با آگاهی از بروز آن در زندگی جلوگیری کرد؛ چرا که انسان همواره به امید زنده است و لازم است این امید را در زندگی حفظ کرده و با تکیه زن و شوهر بر همدیگر، زندگی خوب را درست کرد، امّ گاهی یکی از زوجین خود سبب از بین رفتن امید در زندگی مشترک می‌شود؛ به گونه‌ای که دختر و پسری که با هزار امید و آرزو وارد زندگی مشترک می‌شوند و به خیال خودشان می‌خواهند زندگی شادی را تجربه کنند، با کم حالی، بی‌حوصلگی و یا کم حرفی همسر خود مواجه شده و تمام انگیزه‌های آن‌ها برای زندگی از بین می‌رود. تعداد قابل توجه‌ای از خانم هایی که به مراکز مشاورۀ خانواده مراجعه کرده، از این موضوع که شوهرانشان بسیار خسته، بی‌حال و کم حرف هستند گلایه‌مند هستند؛ مانند این خانم که در نامه‌ای که به کارشناسان سایت رهروان ولایت فرستاده است، می‌گوید:

بنده مدتی است که عقد کردم. متأسفانه با شوهرم اختلافات زیادی دارم. من به او خیلی علاقه دارم و اصلاً دلم نمی‌خواهد که از او جدا شوم، ولی احساس می‌کنم این آقا نسبت به من دل‌زده شده است. سر هر مسئله کوچک، بهانه‌گیری می‌کند و بحث راه می‌اندازد.
هر وقت به او زنگ می‌زنم بی‌حوصله است و حرفی نمی‌زند و انتظار دار من حرف بزنم. دو هفته یک‌بار او را می‌بینم و تنها مرا برای نیاز به ارضای نیازهایش می‌خواهد و خوش‌رفتاری می‌کند. اصلاً از من تعریفی نمی‌کند و بااینکه خیلی به خودم می‌رسم تنها به دنبال ایراد گرفتن از من است. احساس می‌کنم از من متنفر است. وقتی پیش من می‌آید، اصلاً به خودش نمی‌رسد و ظاهر نامرتبی دارد. می‌دانم این‌ها نشانۀ تنفر است. می‌خواهم بدانم غیر از جدایی راه‌حل دیگری وجود ندارد؟

پاسخ:
طبیعی است که اوایل ازدواج، بسیاری از زوجین با همدیگر اختلاف‌نظر و سلیقه داشته باشند که باگذشت و کوتاه آمدن طرفین در بستر زمان حل‌شدنی است. امّا با توضیحاتی که داده‌اید به نظر می‌رسد که شوهر شما از چیزی یا کسی ناراحت است و لازم است دراین‌باره کسب اطلاع کنید که علت این سردی یا بی‌حوصلگی او از کجاست؟ چه‌بسا این بی‌حوصلگی او نشأت گرفته از فضای محیط کارش باشد یا خستگی یا دچار مشکلی است که شما از آن بی‌خبر هستید و یا شاید هم در انتخابش دچار تردید شده است؛ لذا این کم‌حوصلگی او لزوماً به معنای دل‌زدگی و یا حتی تنفر او نسبت به شما نیست؛ بنابراین لازم است قبل از هر اقدام شتاب‌زده با خود فکر کنید و ببینید آیا نحوۀ ارتباطتان برای هردوی شما به‌اندازه کافی رضایت‌بخش بوده است یا نه؟ چرا همسرتان این رفتار را انجام می‌دهد؟ آیا به‌طورکلی با دیگران هم سرد و کم‌حوصله است؟

گاهی اوقات همسران در زندگی مشترک دچار تنش‌های مخفی و پنهانی می‌شوند که باعث بحث‌های ناکام و تخریب‌گر در میانشان می‌شوند. متأسفانه همسران دربارۀ این مسائل به‌صورت روشن صحبت نمی‌کنند؛ لذا رفتارهای غیرقابل‌توجیه و بعضاً آزاردهنده‌ای از خود بروز می‌دهند که نشانگر نیازها و انتظارات ابراز نشده‌ در زندگی هستند؛ بنابراین لازم است با همسرتان صحبت کنید و سعی نمایید علت آن را جویا شوید.

توجه کنید زمانی با همسرتان به گفت‌وگو بنشینید که هم شما و هم ایشان در حالت آرامش روحى باشید و هردو دچار تشویش، خستگى، یا عصبانیت نباشید؛ چون در این حالات، افراد نه‌تنها اشتباه و نقطه‌ضعف خود را نمى‏‌پذیرند، بلكه به‌شدت در مقابل آن ایستادگى مى‏‌كنند. به‌علاوه تذكر دادن زن به شوهر، نباید جنبۀ نصیحت كردن داشته باشد، بلكه لازم است به‌صورت گفت‌وگویى دوستانه و صمیمانه مطرح گردد.

اگر قبلاً مسائل پیش‌آمده را به‌گونه‌ای بیان می‌کردید، چه‌بسا هرگز دچار کم‌توجهی از سوی همسرتان نمی‌شدید. البته باید یاد بگیرید جمله‌بندی‌ها و درخواست‌هایتان را تغییر دهید. برای این کار از تحقیر و سرزنش شوهرتان اجتناب کنید، برچسب نزنید، برای جملاتی که شما را ناراحت می‌کنند، جواب مناسب و محترمانه‌ای داشته باشید. جمله‌هایتان را با "من" شروع کنید؛ زیرا جملاتی که با "تو" شروع می‌شوند اغلب حس سرزنش کردن را به طرف مقابل می‌دهند؛ مثلاً من از آن کاری که انجام دادی ناراحت شدم و ...  این‌ها بخشی از مهارت‌های ارتباطی هستند که نیاز دارید یاد بگیرید.

فکر کنید و از خود بپرسید چه چیزی در همسرتان وجود دارد که شایسته قدردانی است؟ شما می‌توانید اول با بیان نقاط و ویژگی‌های مثبت او شروع کنید و به او بگویید که خوشحال هستید که در کنارش هستید و او را انتخاب کردید و سپس به‌صورت صادقانه در مورد کم‌حوصلگی‌هایش بخواهید برایتان توضیح دهد. در ضمن توصیه می‌کنم در یک خلوت و فضای بدون تنش با شوهرتان حرف بزنید؛ مثلاً در خلوت خود با او، احساساتش را برانگیزانید و به او اظهار محبت کنید و قدرت دهید؛ مثلاً به او بگویید که خوشحالم که تو را دارم، به تو افتخار می‌کنم و ... . مسلماً هرچقدر که به او قدرت دهید، به شما احساس عُلقه بیشتری خواهد کرد و در ادامه سعی خواهد کرد که انتظارات شما را نیز برآورده کند.

مطمئن باشید در میان خلوت خود با همسرتان و برانگیختن احساساتش، می‌توانید تأثیر مثبتی روی ایشان بگذارید به شرطی که این روند مستمر و ادامه‌دار باشد.
با آرزوی موفقیت

معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:
[1]. تفاهم، اصغر كیهان نیا، تهران: نشر مادر، 1379.
[2]. رابطۀ همسران، فرانك فینجام و دیگران، ترجمۀ مهدی قراچه داغی، تهران: نشر پیك بهار.
[3]. مرا نمی‌فهمی، تو هم مرا نمی‌فهمی، دبرا تانن. ترجمۀ مهدی قراچه داغی و زهره فتوحی، تهران: نشر خاتون، 1373.
[4]. راز آشكار، احمد حسینا، تهران: نشر هفت، 1380.
[5]. مردان زمینی زنان زمینی، كنت وینیگ، ترجمۀ مهرداد فیروز بخت، تهران: نشر شناخت، 1378.

بازنشر اول: ولایت نت




طبقه بندی: اختلافات زوجین،  مشاوره خانواده، 
برچسب ها: کم حوصلگی شوهر، بی حوصلگی، کم حوصلگی، کم حرفی، کم حرفی شوهر، تنفر،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : سه شنبه 4 خرداد 1395 | توسط : عقیل مصطفوی مجد
گاهی اوقات همسران در زندگی مشترک دچار تنش‌های مخفی و پنهانی می‌شوند که باعث بحث‌های ناکام و تخریب‌گر در میانشان می‌شوند. متأسفانه همسران درباره این مسائل به صورت روشن صحبت نمی‌کنند. لذا رفتارهای غیرقابل توجیه و بعضاً آزاردهنده‌ای از خود بروز می‌دهند که نشانگر نیازها و انتظارات ابراز نشده‌ در زندگی هستند.

مانند این خانم محترم که می‌گوید: یک سال است که زندگی مشترک خود را آغاز کرده است، ولی متأسفانه شوهرش اصلاً به نظرات او اهمیت نمی‌دهد و تنها به نظرات مادر و خانواده‌ خود توجه می‌کند.

دراینگونه موارد باید همسران جوان در زندگی زناشویی توجه داشته باشند که ممکن است انتظار پنهان همسرشان این باشد: که دوست دارد همسرش به خانواده او اهمیت دهد و در واقع، نیاز او اهمیت دادن شما به خانواده‌اش باشد. چه بسا سؤالی که همسرتان به طور پنهان از خودش می‌پرسد این است: چرا همسرم به اندازه من برای خانواده‌ام احترام قائل نیست؟ به دنبال این سؤال، ذهن همسرتان در جستجوی پاسخ‌های مرتبط به این مسئله است و هرگونه بی‌توجهی جزئی شما به خانواده‌اش و یا حتی درخواست منطقی شما را برای تنها بودن با همسرتان به عنوان جوابی برای سؤال خودش می‌پندارد که در نهایت موجب ناراحتی و عصبانیت او می‌شود.

از سویی دیگر، شما نیز درخواست، نیازها و سؤال‌های پنهان خودتان را دارید که مانند همسرتان هرگز به طور آشکار بیان نکرده‌اید. اگر قبلاً مسائل پیش آمده را به گونه‌ای بیان می‌کردید، چه بسا هرگز دچار بی‌توجهی از سوی همسرتان نمی‌شدید. البته باید یاد بگیرید جمله بندی‌ها و درخواست‌هایتان را تغییر دهید. برای این کار از تحقیر و سرزنش همسرتان اجتناب کنید، برچسب نزنید، برای جملاتی که شما را ناراحت می‌کنند، جواب مناسب و محترمانه‌ای داشته باشید. جمله‌هایتان را با "من" شروع کنید؛ زیرا جملاتی که با "تو" شروع می‌شوند، اغلب حس سرزنش کردن را به طرف مقابل می دهند؛ مثلاً من از آن کاری که انجام دادی، ناراحت شدم و ...  این‌ها بخشی از مهارت‌های ارتباطی هستند که نیاز دارید یاد بگیرید.

فکر کنید و از خود بپرسید چه چیزی در همسرتان وجود دارد که شایسته قدردانی است؟ توجه داشته باشید که رابطه شما باید متعادل باشد، اگر دائماً در حال انتقاد از همسرتان باشید، حتی اگر انتقادتان سازنده باشد، تعادل رابطه شما به هم خواهد خورد و تلاش‌هایتان برای بهبودی رابطه اثری نخواهد داشت. بنابراین بر نکات مثبت همسرتان تمرکز کرده و آن‌ها را نیز پررنگ کنید. در هر نوع انتقادی که مطرح می‌کنید، باید حداقل دو نکته مثبت از او را به او بگویید و سپس انتقادتان را مطرح سازید. در آخر مطالعه کتاب‌هایی در زمینه مهارت ارتباطی همسران برای شما آموزنده خواهد بود.

برای مطالعه بیشتر:




طبقه بندی: مشاوره خانواده،  اختلافات زوجین، 
برچسب ها: انتقاد از همسر، انتظارت زوجین، اختلافات زوجین،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : پنجشنبه 19 فروردین 1395 | توسط : عقیل مصطفوی مجد
یک سال است که زندگی مشترکم رو شروع کردم. متاسفانه شوهرم اصلا به نظرات من اهمیت نمی‌دهد و تنها به نظرات مادر و خانواده‌اش توجه می‌کند. اگر چیزی ازش بخواهم جوابش یک کلمه: "نه" است. اما در مورد خانواده‌اش اینطور نیست. لطفا مرا راهنمایی کنید.

پاسخ سوال:
با سلام به شما کاربر گرامی

گاهی اوقات همسران در زندگی مشترک دچار تنش‌های مخفی و پنهانی می‌شوند که باعث بحث‌های ناکام و تخریب گر در میانشان می‌شوند. متاسفانه همسران درباره این مسائل به صورت روشن صحبت نمی‌کنند. لذا رفتارهای غیرقابل توجیه و بعضا آزار دهنده‌ای از خود بروز می‌دهند که نشانگر نیازها و انتظارات ابراز نشده‌ در زندگی هستند.

مثلا ممکن است انتظار پنهان همسرتان این باشد: که دوست دارد همسرش به خانواده او اهمیت دهد و در واقع نیاز او اهمیت دادن شما به خانواده‌اش باشد. چه بسا سوالی که همسرتان به طور پنهان از خودش می‌پرسد این است: چرا همسرم به اندازه من برای خانواده‌ام احترام قائل نیست؟ به دنبال این سوال، ذهن همسرتان در جستجوی پاسخ‌های مرتبط به این مساله است و هرگونه بی توجهی جزئی شما به خانواده‌اش و یا حتی درخواست منطقی شما را برای تنها بودن با همسرتان به عنوان جوابی برای سوال خودش می‌پندارد که در نهایت موجب ناراحتی و عصبانیت او می‌شود.

از سویی دیگر شما نیز درخواست، نیازها و سوال‌های پنهان خودتان را دارید که مانند همسرتان هرگز به طور آشکار بیان نکرده‌اید. اگر قبلا مسائل پیش امده را به گونه‌ای بیان می‌کردید چه بسا هرگز دچار بی توجهی از سوی همسرتان نمی‌شدید. البته باید یاد بگیرید جمله‌بندی‌ها و درخواست‌هایتان را تغییر دهید. برای این کار از تحقیر و سرزنش همسرتان اجتناب کنید، برچسب نزنید، برای جملاتی که شما را ناراحت می‌کنند، جواب مناسب و محترمانه‌ای داشته باشید. جمله‌هایتان را با "من" شروع کنید؛ زیرا جملاتی که با "تو" شروع می‌شوند اغلب حس سرزنش کردن را به طرف مقابل می دهند؛ مثلا من از آن کاری که انجام دادی ناراحت شدم و ...  این‌ها بخشی از مهارت‌های ارتباطی هستند که نیاز دارید یاد بگیرید.

فکر کنید و از خود بپرسید چه چیزی در همسرتان وجود دارد که شایسته قدردانی است؟ توجه داشته باشید که رابطه شما باید متعادل باشد، اگر دائما در حال انتقاد از همسرتان باشید، حتی اگر انتقادتان سازنده باشد، تعادل رابطه شما به هم خواهد خورد و تلاش‌هایتان برای بهبودی رابطه اثری نخواهد داشت. بنابراین بر نکات مثبت همسرتان تمرکز کرده و آن‌ها را نیز پررنگ کنید. در هر نوع انتقادی که مطرح می کنید باید حداقل دو نکته مثبت از او را به او بگویید و سپس انتقادتان را مطرح سازید. در آخر مطالعه کتاب‌هایی در زمینه مهارت ارتباطی همسران برای شما آموزنده خواهد بود.

با آرزوی موفقیت




طبقه بندی: اختلافات زوجین،  مشاوره خانواده، 
برچسب ها: انتقاد از همسر، مهارتهای ارتباطی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : جمعه 25 دی 1394 | توسط : عقیل مصطفوی مجد
  • تعداد کل صفحات : 20  صفحات :
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...