تبلیغات
آرامش کجاست؟ - مطالب سبک زندگی
برخی از مردان اعتقاد دارند كه‌ نباید به‌ همسر خود واقعیت‌ها را گفت و تصور می‌كنند با دروغ‌گویی‌ می‌توانند طرف مقابل را قانع‌ كنند، ولی در بیشتر موارد، این‌ مسئله‌ به‌ نتیجۀ مطلوبی نمی‌رسد و به دنبال آن سبب‌ بی اعتمادی طرف مقابل نسبت به خود می‌شوند. از طرفی، عده‌ای فکر می‌کنند صداقت و راستگویی صرفاً یک مسئله اخلاقی است، در حالی که صداقت و دروغ‌گویی از موضوعات بسیار کلیدی در حوزه‌های مختلف به ویژه در نظام خانواده است. در تمامی ادیان آسمانی از جمله دین اسلام بر قبح و زشت بودن دروغ تأکید شده؛ برهمین اساس، قرار گرفتن دروغ در ذیل عنوان گناهان کبیره، معرف این اهمیت است. در روایتی از پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) در این باره آمده: «از دروغگویی بپرهیزید، در موردی که گمان می‌کنید نجات شما در دروغ گفتن است، بدانید که اشتباه کرده‌اید و هلاک شما در دروغ است.»[1] حال اگر کسی به هردلیلی به دیگری دروغی گفت، در چنین شرایط برای اینکه اطمینان و اعتماد طرف مقابل از وی سلب نشود، چه‌کار باید کرد؟ در این باره با پاسخ گویی به سؤال یکی از کاربران، به جواب این پرسش می‌پردازیم؛

سؤال:
پسری هستم که اخیراً به یکی از دختران همکلاسیم علاقه‌مند شدم. البته نه علاقه‌ای که از روی جو زدگی در محیط دانشگاه باشد، بلکه واقعاً او را دوست دارم. هفت ماه پیش، دربارۀ علاقه‌ام به او گفتم، او هم به من علاقه‌مند بود و بلافاصله خانواده‌ها را در جریان کار قرار دادیم. قرار شد تا رسمی شدن قضیه، هیچ کسی از همکلاسی‌ها از جریان ما خبردار نشود؛ چون نمی‌خواستیم قبل از رسمی شدن قضیه، دیگران فکر بدی نسبت به ما پیدا کنند.

مشکل اینجاست که متأسفانه بنده از روی ناپختگی، قضیۀ علاقه‌ام به دخترموردنظر را به یکی دوستان صمیمیم انتقال دادم. یک روز این خانم از من پرسید که آیا کسی از جریان علاقۀ ما با خبر است، بنده به دروغ به او گفتم که هیچ کسی خبر ندارد؛ چون واقعاً نمی‌خواستم او را ناراحت کنم، مجبور شدم که واقعیت را به او نگویم. از آنجایی که او به شدت از دروغ گویی متنفر است، در حال حاضر اضطراب این را دارم که مبادا متوجه دروغ‌گویی بنده شود و مرا ترک کند. لطفاً مرا راهنمایی کنید که چه کار باید بکنم؟ آیا واقعیت را به او بگویم؟

پاسخ:
روان‌شناسان دربارۀ دروغ می‌گویند؛ انسان هرچه کمتر دروغ بگوید، به همان اندازه از سلامتی بیشتری برخوردار است. پیغمبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) در این باره فرموده است: «راستى، آرامش است و دروغ، اضطراب.»[2] لذا یکی از عوامل مهم ایجاد کننده اضطراب، دروغ‌گویی است که به دنبال خود، دلهره و ترس را می‌آورد. 

مسلماً دروغ گویی شما به خاطر عدم رازداری شما بوده که اولین اشتباه خود را از این جهت مرتکب شدید[3] و این اشتباه را متأسفانه با اشتباه دومتان که همان دروغ است تکمیل کردید. گرچه همانطور که اشاره شد دروغ‌‌گویی، بنیان اعتماد و اطمینان را از بین می‌برد و گناهی در برابر خداوند تلقی می‌شود، امّا بهتر است برای جبران آن، دقت بیشتری کنید تا مرتکب اشتباهی دیگری نشوید.

لذا اگر احتمال اینکه دخترخانم، متوجه دروغ شما شود، بسیار ضعیف است و از آن طرف، احتمال می‌دهید که با گفتن واقعیت، ایشان بسیار ناراحت شود؛ به طوری که اعتمادش نسبت به شما کاملاً سلب شود، در صورتی که امکان فهمیدن واقعیت از طرق دیگر، بسیار کم باشد، بهتر است این موضوع را به او نگویید. البته در این زمینه استغفار و توبه به درگاه خدا امری لازم و ضروری است؛ چرا که نسبت به رازدار نبودن و دروغی که گفته‌اید، نزد خداوند مسئول هستید.[4]

در ضمن به فرض حتی اگر بعداً ایشان متوجه دروغ شما شود، می‌توانید برای ایشان توضیح دهید که این دروغ تنها به خاطر این بود که شما، او را از دست ندهید. اگر با توضیحات شما، وی قانع نشد و قصد متارکۀ شما را داشت، می‌توانید به او بگویید که در انتخاب همسر باید مجموع نگر بود؛ یعنی با در نظر گرفتن مجموع نقاط قوت و ضعف یک نفر، می‌توان درباره‌‌اش نظر داد و هرگز نمی‌توان به صرف یک دروغ، کسی را رد کرد. همان‌طوری که عشق برای ازدواج کافی نیست، یک دروغ هم، دلیل کافی برای به هم زدن ازدواج نیست؛ مگر اینکه سبب سلب اعتماد کلی از طرف مقابل شود؛ به‌طوری‌که نتوان به حرف‌هایش اعتماد کرد.

همچنین در صورت امکان مقدمات رسمی خواستگاری را زودتر برپا کنید تا نگرانی شما بابت مخفی نگهداشتن این موضوع رفع و زودتر تکلیف شما مشخص شود.

پی‌نوشت:
[1]. مستدرک الوسایل، ج2، ص100.
[2]. نصایح، ‏ص15.
[3]. تعبیر جالبی امام علی(علیه‌السلام) در این باره دارد که فرموده: «سِرُّکَ أسیرُکَ فَإذا أفشیتَهُ سِرتَ أسیرُک؛[غررالحكم، ج۱، ص۴۳۷] سرّ تو، اسیر تو است، اگر آن را افشا کنی، تو اسیر آن می‌شوی».
[4]. البته خدای متعال توبه کاران را دوست می‌دارد؛ «إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ التَّوَّابِینَ»[بقره/۲۲۲].

بازنشر اول: ولایت نت




طبقه بندی: سبک زندگی،  مشاوره ازدواج، 
برچسب ها: دروغ، دروغ دردسرساز، دروغ‌گویی، دروغ به همسر، صداقت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : شنبه 6 شهریور 1395 | توسط : عقیل مصطفوی مجد
چطور در جامعۀ ما پسران برای ازدواج حق اظهار علاقه به دختران موردنظر خود را دارند، ولی دختران نباید به پسران موردنظر خود ابراز علاقه کنند؟

پاسخ:
عرف و فرهنگ جامعه ما و بسیاری از جوامع دیگر در امر ازدواج، اینگونه بوده که همواره پسران طالب و دختران مطلوب هستند؛ لذا هیچ‌گاه نباید رابطۀ طالب و مطلوب بودن میان دختر و پسر را نادیده گرفت و یا درصدد تغییر آن باشیم؛ زیرا علاوه براینکه تغییر طالب و مطلوب بودن با فرهنگ جامعه سازگاری ندارد، برای خود دخترخانم نیز این تغییر مناسبتی ندارد. به علاوه اینکه جایگاه والای زن در فرهنگ ایرانی اسلامی ما می‌طلبد که همواره زن مطلوب واقع شود. همچنین می‌توان گفت ممکن است در مواردی پسر به بهانۀ ازدواج تا مدت‌ها دختر را بازی دهد و در نهایت موجب سرشکستی دختر شود.

جهت مطالعه بیشتر:
- نظام حقوق زن در اسلام، شهید مطهری، ص۱۵

بازنشر اول: ولایت نت




طبقه بندی: سبک زندگی،  مشاوره ازدواج، 
برچسب ها: اظهار علاقه، اظهار علاقه به پسران،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 25 مرداد 1395 | توسط : عقیل مصطفوی مجد
شبهه:
مسلماً ازدواج بدون امکانات مالی مناسب، از تجرد بدتر است؛ چون کسی که توان اداره کردن خود را ندارد، چگونه می‌تواند خرج یک نفر دیگر را هم بدهد؛ لذا بعد از مدتی ممکن است زندگی‌اش از هم پاشیده شود یا اینکه کثرت مشکلات، سبب شود که آرزو کند ای کاش ازدواج نکرده بود. پس چنین فردی اگر مجرد بماند بهتر است؛ چون ضرر پیامدهای منفی تجرد فقط به خود او می‌رسد.

پاسخ:
باید دید منظور از امکانات مالی مناسب را چه می‌دانید؟ اگر فاقد هرگونه امکانات حتی امکانات حداقلی باشید به ناچار باید صبر پیشه کنید؛ امّا در فرض وجود امکانات هرچند کامل نباشد، با همسان سازی انتظارات با واقعیات و البته انتخاب شریک و همراهی که مانند ما بیندیشد می‌توان نسبت به ازدواج اقدام نمود؛ چرا که با تاخیر در ازدواج، از بهره‌هایی چون پاک‌زیستی، کامیابی در عنفوان جوانی، یافت هویت اجتماعی و نشاط و شادابی در تعامل و تربیت فرزند محروم خواهید ماند؛ بنابراین اگر ازدواج بدون امکانات مالی کامل انجام شود و طرفین بدون توقع بالا وارد زندگی و به امکانات موجود راضی شوند، زندگی آن‌ها به‌خاطر کمبودهای مالی خراب نخواهد شد. 

بازنشر اول: ولایت نت




طبقه بندی: سبک زندگی،  مشاوره ازدواج، 
برچسب ها: امکانات مالی ازدواج، تاخیر ازدواج،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : شنبه 23 مرداد 1395 | توسط : عقیل مصطفوی مجد
آیا این مسئله درست است دخترانی که خواستگار ندارند و یا آقاپسرهایی که نمی‌توانند ازدواج کنند، به خاطر این است که مورد آزمایش و امتحان الهی قرار گرفته‌اند؟ برخی، ازدواج نکردن خودشان را به پای خدا می‌نویسند و با این توجیه دست به گناه می‌زنند. آیا واقعاً ازدواج نکردن برخی از جوانان به خاطر این است که خدا نمی‌خواهد آنان ازدواج کنند؟!

پاسخ:
نبود خواستگار و یا تأخیر ازدواج در میان دختران و پسران جوان، امتحان خداوندی نیست، بلکه این مسئله به خاطر ضعف فرهنگ اعتقادی و تغییر شرایط جامعه است که ازدواج را سخت کرده و موجب شده دختران خوب خواستگار مناسب نداشته باشند و پسران خوب نیز با توجه به شرایط فرهنگی جامعه که ازدواج را برای آنان سخت کرده، کماکان نتوانند ازدواج کنند.

ازاین‌رو، آزمایش و امتحان الهی بدین معنی که دختران خواستگار نداشته باشند و یا پسران نتوانند ازدواج کنند، درست نیست، بلکه نبود خواستگار و یا سخت شدن ازدواج به خاطر شرایط بد جامعه است نه آزمایش و امتحان الهی. از طرفی معنا ندارد خداوندی که ازدواج را برای دختر و پسری که نیاز به آن دارند، واجب کرده، خود مانع ازدواج آنان شود که این نقض غرض است.

مضاف بر اینکه خداوند دربارۀ ازدواج جوانان در قرآن فرموده: «وَأَنكِحُوا الْأَیَامَى مِنكُمْ وَالصَّالِحِینَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَائِكُمْ إِن یَكُونُوا فُقَرَاءَ یُغْنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ؛ [نور/32] مردان و زنان بى‏‌همسر خود را همسر دهید، همچنین غلامان و كنیزان صالح و درستكارتان را؛ اگر فقیر و تنگدست باشند، خداوند از فضل خود آنان را بى‏‌نیاز مى‏‌سازد، خداوند گشایش دهنده و آگاه است.» پس چگونه ممکن است خداوندی که قول رزق و برکت را برای ازدواج جوانان داده، مانع ازدواج آنان شود؟!

بنابراین دختر و پسر جوان، نباید به خیال سرنوشت از پیش مشخص شده یا آزمایش الهی و یا بخت‌گشایی در زمینۀ ازدواج، دست روی دست گذاشته و هیچ‌گونه تلاشی برای تغییر شرایط خود نکنند؛ همچنان که قرآن کریم می‌فرماید: «کُلّ امریٍ بِما کسَبَ رهینٌ؛ [طور/21] هر کس در گرو اعمال خویش است.» و در جای دیگر می‌فرماید: «وَ أَنْ لَیْسَ لِلْإِنْسانِ إِلاَّ ما سَعى؛ [نجم/39] و اینکه براى انسان بهره‏اى نیست، جز آنچه خود کوشیده است.»

همچنین اعتقاد به شانس در ازدواج نیز یکی از همان خرافاتی است که فرد را از حرکت بازمی‌دارد یا عاملی برای بی‌توجهی و سهل‌انگاری او در ازدواج می‌‌شود. افرادی که به این‌گونه خرافات معتقدند یا به خاطر تنبلی و سُستی در اقدام است یا از دیدگاه رفتارشناسی قصد دارند ضعف اعتماد به نفس (خودباوری) خود را بازیابی کنند.

در نتیجه، لازم است که دختران و پسران علیرغم شرایط بد جامعه که ازدواج را سخت کرده، شرایط ازدواج را در جهت یک انتخاب آگاهانه و مسئولانه، برای خود مهیا کنند و در این راه از هیچ‌گونه تعقل، مشورت و استفاده از تجارب صاحب‌نظران مضایقه نکنند.

شایان ذکر است؛ به‌طورکلی انسان با ورود به این دنیا، در بستر امتحان الهی قرار می‌گیرد، امّا این‌گونه نیست که خداوند موانعی را سر راه موفقیت انسان قرار دهد و بعد او را امتحان کند، بلکه این موانع و بن بست‌هایی که در زندگی مشاهده می‌کنیم، بخشی از آن مربوط به مقتضای زندگی دنیوی است، بخشی هم مربوط به رفتارهای خودمان و دیگران و به‌طورکلی جامعه است که ما را با آن موانع مواجه می‌سازد.

بازنشر اول: ولایت نت




طبقه بندی: مشاوره ازدواج،  سبک زندگی، 
برچسب ها: تاخیر ازدواج، امتحان الهی، آزمایش الهی، شرایط سخت ازدواج،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : شنبه 9 مرداد 1395 | توسط : عقیل مصطفوی مجد
آیا رد کردن خواستگار، ناشکری به خداست و گناه دارد؟ شاید این پرسش بسیاری از دختران دم بختی است که خواستگارانی دارند، امّا به دلایلی (موجه یا غیرموجه) آن‌ها را رد می‌کنند، امّا آیا رد کردن خواستگار، ناشکری به خداست؟ آیا در آینده این دختران عاقبت و سزای جواب منفی خود به خواستگارانشان را خواهند دید؟ در این باره در ضمن پاسخ‌گویی به سؤال یکی از کاربران، به این پرسش‌ها نیز جواب داده خواهد شد.

یکی از کاربران، دختری است که اخیراً پسرعمه‌اش[1] به خواستگاری او آمده است، ولی این دخترخانم علاقۀ خاصی به این خواستگار ندارد. از یک طرف عدم علاقه دختر به آقاپسر و از طرفی اصرار خانواده برای جواب مثبت دادن، به علاوه این حس که اگر این خواستگار را (علیرغم خوب بودن شرایطش) رد کند، ممکن است مرتکب گناه شده و ناشکری به خدا باشد و در آینده از جواب ردی که داده، پشیمان شود، او را در تصمیم‌گیری مستأصل کرده است. به نظرتان در چنین شرایطی، این دختر چه تصمیمی باید برای آیندۀ خود بگیرد؟

پاسخ:
باتوجه به اینکه شرایط خواستگار از دیدگاه شما و خانواده مناسب است و تنها نداشتن حس علاقه به ایشان، مانع از پاسخ مثبت شما به او شده، بهتر است قبل از هر تصمیم شتابزده و عجولانه بیشتر تأمل کنید.

در مورد محدودیت‌های مذهبی او و خانوادۀ خواستگار عرض می‌کنم: اگر بتوانید این محدودیت‌ها را قبول کنید و خود را با آن وفق دهید، بهتر از این است که رد کنید و در معرض خطر تجرد تا آخر عمر قرار بگیرید. همچنین اگر علت عدم علاقه شما به او، تنها این محدودیتها باشد، به نظر من بیشتر در این زمینه تامل کنید.

دربارۀ علاقه قبل از ازدواج باید بگویم: علاقه شدید قبل از ازدواج اصلاً لازم نیست، بلکه اگر تناسب‌های لازمه[2] را داشته باشید، مقداری که او را بپسندید برای ازدواج کافی است؛ چون بعد از ازدواج این علاقه کم به عشق پایدار مبدل می‌شود، امّا اگر این مقدار هم به او علاقه ندارید، ایجاد علاقه بعد از ازدواج امکان دارد، ولی تضمینی هم ندارد که ایجاد شود؛ لذا در چنین شرایطی توصیه می‌کنم برای مدتی با حفظ مسائل شرعی و عرفی تحت نظارت خانواده مقداری با هم در ارتباط باشید و در صورتی که علاقه ایجاد شد، آن وقت بله بگویید. امّا اگر اصلاً علاقه در شما ایجاد نشد و حاضر نبودید تن به ازدواج با او را بدهید، در آن صورت می‌توانید جواب منفی به ایشان بدهید.

امّا آیا رد کردن خواستگار گناه آلود و ناشکری به خداست؟

جواب:
رد کردن خواستگار نامناسب، گناه و ناشکری نیست؛ چون اولاً: خوشبختی آیندۀ شما مهم‌تر است؛ ثانیاً: بدون تناسب و علاقه، زندگی به هم می‌خورد و اگر گناه و ناشکری باشد، این گناهش بیشتر است؛ بنابراین هر چند فرد مقابل محاسن و كمالات زیادی هم داشته باشد، ولی در صورتی كه دخترخانم با منطقی درست، چنین موردی را رد نموده باشد، با این كار هیچ ناشکری و گناهی مرتکب نشده است. همچنانکه در آموزه‌های دینی نیز به این مسأله توجه شده است: ابن ابی یعفور می‌گوید: به حضرت صادق (علیه‌السلام) عرضه داشتم؛ «إِنِّی أُرِیدُ أَنْ أَتَزَوَّجَ امْرَأَةً وَ إِنَّ أَبَوَیَّ أَرَادَا غَیْرَهَا قَالَ تَزَوَّجِ الَّتِی هَوِیتَ وَ دَعِ الَّتِی یَهْوَى أَبَوَاکَ؛[3] من برای ازدواج زنی را انتخاب کرده‌ام و پدر و مادرم دیگری را، تکلیف من چیست؟ فرمود: آن را که خودت دوست داری اختیار کن و آن را که پدر و مادر پسندیده‌اند رها کن.»

در عین حال، هر خواستگار نیز به معنی یك فرصت است كه چه بسا بهترین مورد باشد، به همین خاطر نباید بی دلیل فرد مناسب را رد نمود. همچنانکه پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) در این باره فرموده: «اذ جاءكم من ترضون خلقه ودینه فزوجوه وإن لاتفعلوا تكن فتنة فی الارض وفساد كبیر؛[4] با كسى كه اخلاق و دینش مورد پسند باشد، ازدواج كنید و اگر چنین نكنید، فتنه و فساد بزرگى در زمین به وجود خواهد آمد.»

پی‌نوشت:
[1]. پسرعمۀ دخترخانم، دانشجوی لیسانس و دارای خانوادۀ مذهبی است، ولی دخترخانم از محدودیت‌های مذهبی خانواده آقاپسر خوشش نمی‌آید.
[2]. منظور تناسب اعتقادی، اخلاقی، فرهنگی، رفتاری، فکری و خانوادگی است.
[3]. الکافی، کلینی، ‌ج5، ص401.
[4]. وسائل الشیعه فی تحصیل مسائل الشریعة، حرّ عاملی، ج‏14، ص51.

بازنشر اول: ولایت نت




طبقه بندی: مشاوره ازدواج،  سبک زندگی، 
برچسب ها: رد کردن خواستگار، احساس گناه از رد خواستگار،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 14 تیر 1395 | توسط : عقیل مصطفوی مجد
  • تعداد کل صفحات : 73  صفحات :
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...