تبلیغات
آرامش کجاست؟ - مطالب روابط دختر و پسر
سلام من دختری 29 ساله هستم. ارشد دارم و کارمند بانک هستم. از لحاظ خانوادگی و فرهنگ و افتصادی هم معمولی رو به بالا هستیم در بین تمام خواستگارانی که داشتم صداقت، تدین و قابل اعتماد بودن و حمایت عاطفی برایم معیار مهمی بود. نه چشمداشت مالی به کسی داشتم (چرا که خودم درامد کافی داشته ام و به دلایل مالی نمی خواستم با کسی ازدواج کنم و هدفم فقط ایجاد یک زندگی آرام و بر پایه صداقت دو طرفه بوده ) 

حدود یک سال پیش با پسری با این شرایط آشنا شدم و و با هدف ازدواج رابطه ای ساده را شروع کردیم که در مورد خواسته ها و انتظاراتمان صحبت کنیم بعد از 7 ماه به این نتیجه رسیدیم که مشکلی نداریم و بهتر از رسما اقدام کنیم . بعد از هماهنگی مادر و خاله اش به خانه مان آمدند و بعد از صحبت نیم ساعته رفتند و بعد از آن جلسه با . آنهم با دلایلی همچون دختر لاغر است ُ‌ ... لباسش زشت بود ... چایی کمرنگ بود ...با ازدواج مخالفت کردند و حتی حاضر نشدند جلسه ای رسمی تر بگذارند تا ما هم خانواده آنها را بشناسیم (بماند که خوب بعنوان یک دختر خیلی بهم برخورد ) 
الان هم آقا پسری که خواستگار بودند به گفته خودشان دودل شده اند . کسی که تمام خصوصیات اخلاقی و ظاهری من رو دیده و پسندیده بود با این دلایل دودل شده . به نظر شما این رابطه ارزش آن را دارد که تلاشی برای ادامه کرد یا خیر ..ممنون

پاسخ کارشناس:
با سلام به شما کاربر گرامی

اصل این رابطه از همان اول اشتباه بود؛ چرا که به قول شما 7 ماه رابطه که ذهن و فکر شما را درگیر خود کرده بود با یک مخالفت از سوی خانواده آقاپسر، بهم ریخت. بارها در این سایت اعلام کردیم، اینگونه روابط که به هدف ازدواج انجام می‌شود بی آنکه خانواده در جریان این مسئله باشند، اشتباه است؛ زیرا ممکن است بعد از مدتها ارتباط به خاطر دلایل مختفلی، طرفین نتوانند ازدواج کنند و در نهایت آسیب روحی به طرفین به ویژه دخترخانم وارد می‌شود.

در حال حاضر اگر واقعاً طرف مقابلتان به شما علاقه‌مند باشد و تمایلش به ازدواج با شما زیاد باشد، باید وی تلاش کند که نظر خانواده خود را برای این ازدواج جلب کند وگرنه اگر تمایل آنچنانی نداشته باشد و یا انسان مستقلی نباشد، امیدی به این وصلت وجود نخواهد داشت. توصیه می‌کنم اصلاً شما در این زمینه پیشقدم نشوید و عزت خود را حفظ کنید و اجازه دهید که طرف مقابلتان برای به دست آوردن شما تلاش کند. اگر تلاش و تمایلی از سوی او مشاهد نکردید، بهتر است ایشان را فراموش کنید و به غیر از خواستگاری رسمی، حاضر به ارتباط دوباره نشوید.

در ضمن دختری با کمالات شما، مطمئنا خواهان زیادی خواهد داشت. فقط کافی است روشهای همسریابی را بدانید و بدان عمل نمایید. جهت مطالعه راهکارهای همسریابی می‌توانید در بخش جستجوی سایت، مطالب موردنظر را بیابید.




طبقه بندی: روابط دختر و پسر،  مشاوره ازدواج، 
برچسب ها: رابطه قبل از ازدواج، مخالفت خانواده‌ها،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 3 آبان 1395 | توسط : عقیل مصطفوی مجد
متأسفانه بسیاری از دخترانی که رابطه دوستی طولانی‌مدت با پسران برقرار می‌کنند، در شروع رابطه، برخلاف تصورشان، درگیر روابط جنسی خواسته یا ناخواسته می‌شوند.

این در حالی است که معمولاً بسیاری از این دختران، در ابتدای برقراری رابطه، تصور می‌کردند که از درگیری جنسی مصون بوده، مهارت و قدرت کافی را در کنترل و هدایت روابط و دوستی دارند و شاید بر این باور باشند که آن‌ها بسیار زرنگتر از آن هستند که دوستشان بتواند از آن‌ها سوءاستفاده جنسی کند.

در همین باره یکی از کاربران سایت نیز متأسفانه به بهانه ازدواج، مدتی درگیر یک رابطه جنسی با دوست پسرش می‌شود، ولی بعد از گذشت مدتی، از یک طرف دچار پشیمانی و عذاب وجدان از وضعیت به وجود آمده می‌شود و از طرفی هم با خواستگار مناسبی روبه رو می‌شود که نمی‌داند در چنین شرایطی که همچنان با دوست پسرش هم ارتباط دارد، چگونه رفتار کند! از این رو در این باره با طرح سؤال کاربر مذکور، به پاسخ پرسش او برمی‌آییم؛

سؤال:
دختر۲۳ساله ای هستم. در دوران تحصیل با پسری به مدت دو سال رابطه داشتم که البته به قصد ازدواج باهم ارتباط داشتیم. به پسری که با او در ارتباط بودم، اطمینان کامل داشتم و از آنجایی که قصد ازدواج با هم را داشتیم، متأسفانه رابطه‌ی ما عمیق‌تر شد و در نهایت به رابطه جنسی کشیده شد. البته بعد از گذشت مدتی، متوجه اشتباه رفتار خودم شدم و بسیار از این بابت دچار عذاب وجدان هستم. از طرفی دیگر؛ در حال حاضر، خواستگاری با شرایط مناسب دارم و خانواده‌ام با سنجیدن شرایط فعلی مخالف ازدواج من با دوستم شدند؛ چون معتقدند پسری که درسش تمام نشده، سربازی نرفته و کاری هم ندارد، به درد بنده نمی‌خورد.

من هم تا حدودی با نظر خانواده‌‎‌ام موافق هستم، امّا از آنجایی که از یک طرف، رابطه من و دوستم عمیق‌تر شده و از طرف دیگر؛ خواستگار فعلی بنده، بسیار مناسب است، این مسئله باعث شده تا در انتخاب همسر دچار تردید بشوم. لطفاً مرا در انتخاب همسر راهنمایی کنید.

پاسخ:
قبل از هر چیز، لازم است این نکته را متذکر شوم؛ متأسفانه شما دچار چند اشتباه اساسی و پی در پی شده‌اید که مسلماً سرنوشت زندگی‌تان را تحت تأثیر قرار می‌دهد؛ اشتباه اولتان این بود که با سهل‌انگاری و بدون تفکر به عاقبت کار با همکلاسیتان ارتباط دوستی برقرار کرده‌اید. اشتباه دومتان، ادامه این رابطه تا جایی که به قول خودتان منجر به رابطه عاطفی و جنسی شده است.

از این رو لازم است در این رابطه، یک بازنگری اساسی در رفتار و افکارتان داشته باشید؛ چرا که صِرف پشیمانی و عذاب وجدان از رفتار خود، مسئله حل نمی‌شود، بلکه ‌می‌بایست در این زمینه، علی‌رغم پشیمانی و عذاب وجدان، نسبت به گذشته خود به درگاه خداوند متعال، توبه کرده و از تکرار اینگونه خطاها به شدت پرهیز کرد و بدیهی است تکرار این خطاها در زندگی، موجب دور شدن انسان از رحمت خداوند می‌شود.

به هر حال ارتباط جنسی دوست پسرتان با شما (هر چند كسی از آن آگاه نشود)، برای خود شما عوارض و آسیب‌هایی را به‌دنبال دارد. (که ما در این مجال كوتاه در پی بیان آن نیستیم) از سویی دیگر؛ اگر فرد مورد نظر واقعاً به شما علاقه‌مند بود، هیچ‌گاه به خود اجازه نمی داد تا عفت و پاكی شما را لكه‌دار كند و شما را در معرض آسیب‌های جدّی روحی و روانی، اجتماعی و ... قرار دهد، بلکه برای ثابت کردن عشق خود به شما، دراولین فرصت، شرایط را برای مهیا کردن یک زندگی مشترک با شما فراهم می‌کرد.

البته ناگفته نماند افراد زیادی مانند شما بودند که در گذشته خود، متأسفانه خطا یا خطاهایی داشته‌اند، امّا گذر زمان و تغییر بنیادین فکری و اعتقادی در آنان، باعث تغییر جهان بینی آنان گشته و در نهایت نسبت به گذشته خود تغییر اساسی کرده‌اند. در روایتی آمده است؛ کسی که گناهی مرتکب شده و توبه کند و رفتارهای گذشته را تکرار نکند، به مانند فرد مؤمن و سالمی است؛ گویا اصلاً گناهی را مرتکب نشده است.[۱]

از طرفی، خدای متعال همواره توبه‌کاران را دوست می‌دارد؛ «إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ التَّوَّابِینَ»[بقره/۲۲۲] بنابراین سعی کنید با توبه واقعی به درگاه خداوند، به درگاه رحمت او برگردید تا به تدریج این حس نگرانی و اضطراب و ناراحتی شما از گذشته خود تبدیل به کنترل و مدیریت امیال و خواسته‌های غریزی خود شده و آرامش واقعی را در زندگی کسب کنید.

امّا چه باید کرد؟
فارغ از اینکه در حال حاضر چه پاسخی به خواستگارتان بدهید، لازم است در اولین گام، به هر نحوی که شده، ارتباط خود را با فرد مورد نظر قطع کنید. سپس، در فضایی به دور ازاحساسات و عواطف زود گذر، ازدواج با فرد مورد نظر را با دقت بررسی کنید و ببینید آیا فرد موردنظر، دارای ویژگی‌های حداقلی ازدواج می‌باشد یا نه؟ لذا با دقت به سؤالات زیر، جواب دهید و پاسخ آن را در کاغذی یاداشت کنید و پس از گذشت مدتی، دوباره این جواب‌ها را با موشکافی بخوانید و ببینید هنوز هم همین نظرات را دارید:

- آیا او ویژگی‌های همسر مناسب را دارد؟
- آیا بعد از گذشت چندی از زندگی مشترک و فروکش کردن احساسات باز هم از این عشق و علاقه خبری هست؟
- چه ویژگی‌هایی باعث شده است تا من به او علاقه‌مند شوم؟
- آیا برای انتخاب او ملاک‌های انتخاب همسر را در نظر گرفته‌ام؟
- آیا انتخاب او به عنوان همسر آینده تصمیمی عاقلانه است و یا اینکه من از روی احساسات تصمیم گرفته‌ام؟
- آیا علاقه او به من از عشق و علاقه است و یا اینکه هوسی بیش نیست؟

بعد از پاسخ دادن به سؤالات، اگر واقعا فکر می‌کنید که طرف مقابلتان برای ازدواج با شما مناسب می‌باشد، بهتر است از او بخواهید که تکلیف شما را مشخص کند و به صورت رسمی اقدام کند. همچنین به او بگویید؛ با توجه به شرایط موجود و فشارهای خانواده به هیچ وجه امکان ارتباط با او وجود ندارد و تنها راه پیش‌روی او خواستگاری از طریق خانواده است. فرد مورد نظر چنانچه واقعاً عاشق و علاقه‌مند به شما باشد، با تمام وجود برای راضی کردن خانواده خود تلاش می کند. سهل انگاری او در این امر نشانگر عدم علاقه او به شما است.

امّا اگر به این نتیجه رسیدید که این آقا اصلاً برای شما مناسب نیست یا در حال حاضر شرایط ازدواج را ندارد، دیگر دلیلی ندارد که این رابطه گناه آلود را همچنان ادامه دهید.

از این رو توصیه بنده به شما این است که بیش از این، گرفتار احساسات و اشتباهات گذشته خود نشوید، در نتیجه لازم است این رابطه را هرچه زودتر قطع کرده و از ایشان بخواهید که شما را فراموش کند و او را متقاعد کنید که به درد هم نمی‌خورید. در ضمن، برای فراموشی این رابطه ناسرانجام می‌توانید در همین سایت تحت عنوان "راهکارهای فراموش کردن عشق بی‌سرانجام" مطالب مورد نظر را مطالعه کنید.

همچنین در مورد خواستگارتان توصیه می‌کنم تا تکلیف رابطه فعلی خود را مشخص نکرده‌اید، بی‌خود به فکر خواستگار جدید و مورد دیگر نباشید. لذا بهتر است یک بهانه‌ای (مانند فصل امتحانات و ...) جور کنید و از خواستگارتان بخواهید برای مدت دیگری اقدام به خواستگاری کند؛ مثلاً ظرف یک یا دو ماه دیگر تا در این مدت، هم تکلیف رابطه فعلی را مشخص کرده و هم در مورد گذشته و آینده خود بیشتر فکر کنید تا بتوانید تصمیم درستی را برای آینده خود بگیرید.

پی‌نوشت:
[۱]. امام باقر(علیه‌السلام) فرموده: «التّائِبُ مِنَ الذَّنبِ كَمَن لَاذَنبَ لَهُ؛ توبه كننده، مانند كسى است كه اصلاً گناه نكرده است.»[اصول كافى، ج۲، ص۴۳۵]

بازنشر اول: ولایت نت




طبقه بندی: روابط دختر و پسر،  مشاوره ازدواج، 
برچسب ها: رابطه، رابطه ناسرانجام، توبه، رابطه دختر و پسر،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : سه شنبه 25 اسفند 1394 | توسط : عقیل مصطفوی مجد
اخیراً با پسری آشنا شدم كه به من علاقه‌مند است. من هم بسیار او را دوست دارم. لطفاً بگویید چگونه مى‌توانم دل او را برای ازدواج به دست بیاورم؛ چراکه او سه سال پیش، عاشق دخترى بوده و به خاطر ناکامی در این عشق، بدجور ضربه خورده است و از اینكه دوباره به كسى دل ببندد می‌ترسد و می‌‌گوید؛ نمى‌خواهد ازدواج کند؛ چون دیگر توان ضربه روحی دوباره را ندارد. لطفاً به من راه‌حل بدهید چه‌كار كنم؟

پاسخ سؤال:
بارها در همین سایت تأکید کردیم که دوستی و رابطه، مسیر نادرست و نامطمئنی برای انتخاب همسر است. بر اساس یك یافته پژوهشی در آمریكا، زوج‌‏‌هایی كه پیش از ازدواج با یكدیگر زندگی می‌كنند زندگی زناشویی آن‌ها با مشكلات عدیده‌‏ای رو به رو است و منجر به طلاق می‌‌‏شود. دكتر «كاترین كوهان»، استاد دانشگاه ایالت پنسیلوانیا در همین باره گفته است: طبق آخرین تحقیقات، افرادی كه پیش از ازدواج، با یكدیگر رابطه داشته‌‏‌اند، بعد از ازدواج در حلّ مشكلات خود عاجزند؛ چرا كه نسبت به یكدیگر بسیار بدبین هستند. طبیعت ارتباطات آزاد این است كه زوجین، چندان انگیزه‌‏ای برای حل درگیری‌ها و حمایت از مهارت‌‏های خود ندارند. وی در ادامه اشاره کرد:  به نظر می‌رسد ارتباطات این افراد زودتر از افرادی كه با یكدیگر دوست نبوده‌‏اند، سرد و منجر به طلاق می‌‏شود. در پایان نیز افزود: می‌‏توانم بگویم رابطه قبل از ازدواج، به هیچ وجه سبب دوام زندگی زناشویی نمی‌‏شود.[۱]

امّا در مورد طرف مقابلتان این نکته را متذکر شوم؛ اینکه بتوانید دل ایشان را به سمت ازدواج با خود سوق بدهید یا نه، بستگی به این دارد که واقعاً ایشان با چه هدف و نیتی با شما رابطه دوست برقرار کرده است!؟ اگر واقعاً قصدش از این رابطه، صرفاً دوستی بوده و بنا دارد برای ازدواج، سراغ دختری برود که اصلاً اهل دوستی با دیگران نباشد، باید بدانید که هرچه هم شما برای این رابطه تلاش کنید، فایده‌ای نخواهد داشت؛ زیرا او اصلاً  قصد ازدواج با شمارا ندارد و تنها شمارا برای لذت کوتاه‌مدت می‌خواهد.

امّا اگر علت دوستی و رابطه‌اش با شما، این بوده که شاید بتواند مورد مناسبش را پیداکرده و با او ازدواج کند، در این صورت امیدی هست که بتوانید دل او را به سمت ازدواج با خود بکشانید، ولی در مورد ایشان مشکل دیگری هم وجود دارد و آن این است که حتی اگر قصد او از این رابطه، رسیدن به ازدواج هم بوده باشد، لااقل فعلاً چنین قصدی ندارد؛ چون به قول خودش می‌ترسد در این نوع رابطه دوباره ضربه‌ بخورد؛ به همین خاطر اصلاً به عنوان ازدواج به کسی دل نمی‌بندد.

پس اگر قصد شما  از این رابطه، این است که دل او را به سمت ازدواج سوق دهید؛ اولاً می‌بایست برای شما ثابت شود که او قصدش از این رابطه صرفاً دوستی نبوده و اگر شرایط مناسب باشد، شما را به عنوان همسر حاضر انتخاب خواهد کرد. ثانیاً: بررسی کنید مشکلش با آن دختر که قبلاً عاشقش بوده چیست و آیا ممکن است در طول رابطه با شما هم، چنین مشکلی را داشته باشد؟ و در صورتی که امکان به‌ وجود آمدن آن مشکل در رابطه‌تان غیرمحتمل و یا بسیار ضعیف باشد، برای او ثابت کنید که آن مشکل در ازدواج با شما رخ نخواهد داد.

بنابراین در یک کلام، باید برای شما معلوم شود که طرف مقابلتان اگر ترس از شکست گذشته نبود، به احتمال فراوان شما را برای ازدواج می‌خواست وگرنه، هرچقدر هم که سعی کنید تا دل او را جذب خود کنید، علاقه او به شما از علاقه به یک دوست‌دختر فراتر نمی‌رود؛ به‌ خاطر این‌که یا اصلاً شما را برای ازدواج نمی‌خواهد و یا این‌که ترسش مانع از این می‌شود که شمارا به‌عنوان همسر در دلش جا دهد.

در ضمن، اگر ترس ایشان از ازدواج حل شد، به نظر من، هرگز شما به این نوع رابطه ادامه ندهید و بگویید؛ اگر شمارا به‌عنوان همسر می‌پسندد، رسماً جلو بیاید و از شما خواستگاری کند، تا با مشورت خانواده‌ها بررسی کنید که -فارغ از عشق- به‌ درد هم می‌خورید یا نه؟ زیرا اگر این کار را نکند و شما کماکان به این رابطه ادامه دهید، ضمن اینکه در این رابطه بیشتر در معرض گناه قرار می‌گیرید، روزبه‌روز عشقتان به ‌همدیگر بیشتر می‌شود و اگر بعداً خانواده‌ها مخالفت کنند و نتوانید ازدواج کنید، در آن صورت، هر دو برای فراموش کردن همدیگر، رنج بیشتری را می‌بایست تحمل کنید و آن‌وقت است که شکست دیگری به شکست‌های طرف مقابلتان اضافه می‌شود.

البته اگر دیدید که باوجود حل مشکل، بازهم طرف مقابلتان از اقدام رسمی برای خواستگاری، طفره می‌رود، او را تهدید کنید که تا رسماً برای خواستگاری اقدام نکند، رابطه شما با او قطع می‌شود. اگر با این تهدید، قبول کرد اقدام رسمی کند که هیچ، امّا اگر مخالفت کرد و گفت؛ به روال گذشته، این رابطه را ادامه بدهیم، بدانید که شما را برای دوستی می‌خواهد، نه ازدواج و اگر گفت؛ فعلاً شرایطم فراهم نیست، به او بگویید؛ پس تا وقتی شرایط شما فراهم شود، رابطه‌ای نداشته باشیم. اگر دیدید وقتی نتوانست شما را به ادامه رابطه راضی کند، به‌جای خواستگاری آمدن، به قطع رابطه برای همیشه راضی شد، احتمال فراوان این است که او از اول هم شما را برای دوستی می‌خواسته است، نه ازدواج که در حال حاضر به‌راحتی از شما می‌گذرد و به قطع رابطه همیشگی راضی می‌شود.

لازم به ذکر است؛ اگر طرف مقابتان، قطع رابطه را قبول کرد و گفت: چند سال بعد به خواستگاری تو می‌آیم، به او بگویید: درست است که در حال حاضر شرایط ازدواج شما جور نیست، امّا من هم نمی‌توانم چند سال با وعده‌ای ‌که معلوم نیست تحقق پیدا کند صبر کنم. پس اگر قول می‌دهید که در حال حاضر با خانواده برای خواستگاری اقدام رسمی کنید و حرف‌های مقدماتی  میان دو خانواده زده شود و اصل این موضوع توسط خانواده‌ها قعطی شود، من هم راضی می‌شوم که برای انجام مراسم ازدواج بعداً اقدام کنید، امّا اگر این کار را نمی‌کنید، من هم نمی‌توانم قبول کنم که برای چند سال دیگر صبر کنم؛ چون اولاً شاید بعد از گذشت چند سال، خانواده‌ها مخالفت کنند. ثانیاً حتی ممکن است که بعداً نظر شما عوض شود و در این‌ صورت، چند سال از بهترین سال‌های عمر بنده صرفاً به‌ خاطر تغییر نظر شما تلف می‌شود.

نتیجه:
آن‌ چه که به صلاح شما می‌باشد این است که هرچه زودتر فارغ از عشق و علاقه‌ای که به همدیگر دارید، تکلیف خود را با این پسر روشن کنید؛ چراکه اگر شما را برای ازدواج می‌خواهد، پس اقدام رسمی کند وگرنه نه خودش را معطل و نه عمر عزیز شما را تلف کند. 

پی‌نوشت:
[۱]. روزنامه جمهوری اسلامی – ش ۶۵۷۱- ۲۹/۱۱/۱۳۸۰ – ص۵




طبقه بندی: روابط دختر و پسر،  مشاوره ازدواج، 
برچسب ها: ازدواج، دل بستن، عشق، رابطه،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 19 اسفند 1394 | توسط : عقیل مصطفوی مجد
دختری ۲۲ ساله هستم. با پسری هم سن خودم حدود ۳ سال رابطه دارم. در این مدت، ۳ بار به خواستگاری من آمده است، امّا متأسفانه خانواده‌ام با این وصلت موافق نیستند، به چند دلیل:

۱. تفاوت فرهنگ خانوادگی
۲. كوتاه بودن قد پسر

زمانی‌كه من با آن پسر دوست شدم، یك پسر هرزه بود كه هر كاری فكر كنید قبلاً انجام داده بود، امّا در این مدتی که باهم ارتباط داشته‌ایم، حتی دست مرا هم نگرفته است و تابه‌حال، نگاه هرزه‌ای ‌به من نكرده و به‌شدت از گذشته‌اش پشیمان است. در این ۳ سال كه یک‌سال آن، از همدیگر بی‌خبر بودیم، مطمئنم مرتكب هیچ گناهی نشده و حاضر شده به خاطر من كارش را به محل زندگی‌ام بیاورد و حتی خانه‌ای هم در شهر ما خریداری کرده است. معتقد به نماز شده است و خلاصه نسبت به گذشته اش بسیار تغییر کرده است. او به من بسیار علاقه‌مند است و حاضر است به خاطر من هر كاری بكند. البته من هم گذشتۀ پاكی نداشتم، امّا توبه كردم و دیگر آدم گذشته نیستم. خانواده‌ام از گذشته‌ی من و او اصلاً خبر ندارند. می‌دانم اگر من پافشاری به ازدواج كنم، خانواده‌ام نیز قبول می‌كنند، ولی چند نكته است كه مرا سر دو راهی انتخاب قرار داده است:

۱. ازآنجایی‌که برادرش بااینكه ۲ بچه دارد، هنوز هرزه است، می‌ترسم او هم در زندگی آینده به گذشته‌اش برگردد.
۲. تفاوت فرهنگی داریم. البته نفوذ خوبی روی او دارم و فکر می‌کنم با توجه به تغییر محل زندگی‌اش می‌تواند خودش را با شرایط سازگاری دهد.

۳. می‌ترسم تمام این دوست داشتن‌هایش برای الآن باشد كه به من نرسیده است.
۴. یک‌بار با قرآن استخاره گرفتم که متأسفانه خوب نیامد. نظر شما درباره این استخاره چیست؟
با تشکر

پاسخ سوال:
به نکات و موضوع‌های مختلفی اشاره کرده‌اید که در ذیل به توضیح یک یک آن می‌پردازیم. 

فارغ از اینکه ارتباط شما با ایشان چه‌بسا از منظر شرعی نادرست باشد و گرچه به قول شما هیچ ارتباط فیزیکی و جنسی برقرار نشده است، ولی به‌هرحال ارتباط عاطفی میان شما و ایشان برقرارشده است و بهتر است در این زمینه یک بازنگری فکری و اعتقادی داشته باشید.[۱]

امّا درباره تفاوت فرهنگی میان شما و ایشان عرض کنم؛ اگر بعد از تغییراتی که طرف مقابل در خودش ایجاد کرده است، این تفاوت فرهنگی زیاد نباشد و طرفین و خانواده‌ها نیز همدیگر را همین‌طوری که هستند قبول کرده و مراعات همدیگر را هم بکنند، معمولاً مشکلی پیش نمی‌آید.

در مورد اینکه می‌ترسید تغییراتش موقتی باشد و دوباره به کارهای سابق برگردد، عرض می‌کنم؛ چند عامل سبب می‌شود که او ثابت‌قدم بماند و برنگردد:

۱- تغییراتش اعتقادی باشد؛ یعنی عشق شما فقط انگیزه عوض شدنش باشد، نه تمام علت؛ یعنی عشق شما تنها سبب شده باشد که او به سمت مسیر درست حرکت کند؛ اما رفتنش در این مسیر، به خاطر باور قلبی او باشد؛ به این معنی که اگر نماز می‌خواند یا سراغ هرزه‌گی نمی‌رود، نه به خاطر این باشد که شما دوست دارید او نماز بخواند و هرزه‌گی نکند؛ بلکه به این دلیل باشد که احساس می‌کند این کارها(انجام نماز و اجتناب از هرزه‌گی) درست است و باید انجامش دهد.

اگر شما نمی‌دانید تغییراتش اعتقادی است یا نه؟ عرض می‌کنم: درصورتی‌که اولاً: زمانی که ایشان در کنار شما نیست، پایبند به مسائل دینی ازجمله به‌جا آوردن نماز باشد و مطمئن باشید که او هرگز سراغ گناه نمی‌رود. ثانیاً: به نظر می‌رسد مدتی است که این‌طور ادامه می‌دهد. لذا می‌توان حدس زد که این کارهایش از روی اعتقاد است نه عشق.

۲- عشق و علاقه ایشان به شما کم نشود و این هم در صورتی است که شما صرف‌نظر از عشق، تناسب‌های فکری، اعتقادی، اخلاقی و رفتاری را با هم داشته باشید و شایستگی‌هایی که هرکدام لازم می‌دانید در طرفتان باشد که در یک کلام، زندگیتان خوب و گرم باشد که در این صورت، عشق و علاقه ایشان به شما و زندگی، نخواهد گذاشت که او به گذشته گناه بار خود برگردد. لذا توصیه می‌کنم اگر در این زمینه شک دارید از فرد سوم، مثل یک بزرگ‌تر فهمیده و باتجربه یا مشاور کمک بگیرید؛ یعنی هر دو باهم به او مراجعه کنید تا بعد از بررسی شرایط شما بگوید که مناسب هم هستید یا نه.

۳- نبود مشکل در روابط زناشویی که تضمین‌کننده پایداری خانواده است؛ چون وقتی‌که رابطه عاطفی و جنسی همسران باهم خوب است، تعلق‌خاطرشان به هم زیاد می‌شود و از کاری که همسر را برنجاند خودداری می‌کنند. علاوه بر اینکه ارتباط زناشویی موجب آرامش در زمینه جنسی برای مرد نیز می‌شود و احساس نیاز به رفتن به سراغ زن دیگر نمی‌کند.

در حال حاضر در این زمینه لازم نیست کاری انجام دهید. این مورد را عرض کردم که اگر بعد از ازدواج، در این زمینه احساس کردید مشکلی وجود دارد، سریعاً برای رفعش اقدام کنید تا از اثر منفی بر روابط میان شما با همسرتان و در نتیجه احتمال برگشت تغییرات جلوگیری شود.

۴- قرار نگرفتن ایشان در جو بی‌دینی و بی‌نمازی و هرزگی؛ زیرا یکی از چیزایی که افراد توبه کرده را تحریک می‌کند جو گناه و خطا است که اگر در آن قرار بگیرند، ممکن است دوباره فیلشان یاد هندوستان کند و به خطا گرفتار شوند. این مورد با توجه به اینکه ایشان به شهر شما می‌آید و محیطش عوض می‌شود کاملاً قابل انجام است. البته به شرط اینکه شما به او تذکر دهید که از محیط گناه پرهیز کند و خودش هم مواظب باشد که وارد فضاهای ناسالم نشود.

۵- پاکی چشم و قرار نگرفتن او در معرض دیدن صورت‌های زیبا به این معنی که پاکی ایشان در صورتی لطمه نمی‌خورد که اهل چشم‌چرانی و دیدن فیلم و عکس پورنو و ماهواره و یا در معرض ارتباط با زنان و دختران نادرست نباشد و گرنه ممکن است دوباره بلغزد.

با تمام این تفاصیل، این را باید توجه داشته باشید که خطر برگشت تغییرات، هیچ‌وقت به صفر نمی‌رسد و احتمالش همواره ممکن است. بنابراین خود را برای برگشت تغییر آماده کنید. البته این را نگفتم تا بترسید و بخواهید جواب رد بدهید؛ بلکه این را عرض کردم که اگر جواب مثبت می‌دهید در کنارش خود را هم آماده کنید که اگر احیاناً ایشان در زندگی زناشویی دوباره عوض شد، خلاف توقع شما نباشد که تا برآشفته شوید و با عمل شتاب‌زده زندگیتان را به هم بزنید و درنتیجه بتوانید در چنین موقعیتی درصدد رفع مشکل برآیید و به راه درست او را برگردانید.

در پایان برای دادن قوت قلب به شما عرض می‌کنم؛ اگر موارد فوق مراعات شود احتمال برگشت او به خطاهای گذشته خیلی کم است و این نکاتی را که عرض کردم فقط به‌عنوان سوپاپ اطمینان بود که اگر احیاناً مشکلی پیش آمد، برآشفته نشوید و از راه درست برای حلش اقدام کنید و گرنه مثل آن پسر، کم نیستند کسانی که در زمان مجردی کارهای خلاف مرتکب می‌شوند، امّا بعد از ازدواج سربه‌زیر می‌شوند و دیگر دست از پا خطا نمی‌کنند؛ به طوری‌که کسی باورش نمی‌شود این‌گونه افراد درگذشته اهل خطا بوده‌اند؛ خصوصاً که با بالاتر رفتن سنشان عاقل‌تر و فهمیده‌تر نیز می‌شوند و خطاهای سابق خود را کارهای نادرست و بچه‌گانه می‌بینند.

در مورد اینکه گفتید؛ استخاره بد آمده، عرض می‌کنم؛ جدا از اینکه آیا استخاره را در جای خود و به‌موقع انجام داده اید یا نه، چه‌بسا علت بد آمدن استخاره شما، همین تردیدهایتان بوده است که تا رفع نشود و اطمینان خاطر پیدا نکنید درست نیست که به ایشان پاسخ مثبت بدهید و وارد زندگی شوید. لذا به مطالبی که عرض کردم توجه لازم را داشته باشید و اگر لازم دیدید بازهم مشورت کنید. اگر بعد از بررسی و مشورت به نتیجه رسیدید که هیچ، امّا اگر بازهم تردید داشتید استخاره کنید.

پی‌نوشت:
[۱]. در این زمینه مطلب "گناه دوستی دختر و پسر در روایات" را مطالعه کنید.
بازنشر اول: 
ولایت نت




طبقه بندی: مشاوره ازدواج،  روابط دختر و پسر، 
برچسب ها: توبه، خطاهای گذشته افراد، برگشت به گذشته، استخاره، جو بی دینی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : شنبه 1 اسفند 1394 | توسط : عقیل مصطفوی مجد
دکتر علی اصغر احمدی، تحصیلات خود را در مقاطع مختلف در رشته روان‌شناسی به انجام رسانده‌اند. از ایشان کتاب‌ها و مقالات مختلفی در زمینه‌ روانشناسی با عناوین «فطرت، بنیان روانشناسی اسلامی»، «روان‌شناسی شخصیت از دیدگاه اسلامی»، «روانشناسی روابط درون خانواده»، «اصول تربیت»، «تحلیلی تربیتی بر روابط دختر و پسر در ایران» به  چاپ رسیده است.  

روابط دختر و پسر را در جامعه ایران چگونه تحلیل می‌کنید و ما در چه شرایطی قرار داریم؟

رابطه دختر و پسر، مانند ارتباطات دیگری که در جامعه وجود دارد، بخشی از ارتباطات اجتماعی است و هر یک از این ارتباطات نیز از الگوهایی تبعیت می‌کنند. ارتباط با اعضای خانواده، با دوستان و همسالان، ارتباط با جنس مخالف، اعضای فامیل و با هم‌جنسان، زیر مجموعه‌های روابط اجتماعی هستند. 

به مرور زمان هنجارهایی بر ارتباطات اجتماعی حاکم شده است. اینکه این هنجارها از کجا آمده‌اند، بحث دیگری است، امّا این هنجارها، رفتارهای اجتماعی را شکل داده، توصیف کرده و توضیح می‌دهند. گونه‌ای از این هنجارها بر روابط دختر و پسر نیز حاکم است. با کمک هنجارها، ناهنجارها نیز مشخص می‌شوند؛ چون ناهنجاری‌ها مانند سایر پدیده‌های اجتماعی به فرهنگ خاصی تعلق دارند، به تبع آن شکل‌های مختلفی خواهند داشت. رفتارهای دختر و پسر نیز متناسب با گروه‌های اجتماعی خاص در خانواده‌های مختلف، و در گروه سنی خاص مانند نوجوانی، به شیوه خاصی است و در گروه‌های سنی بالاتر، شیوه دیگری دارد و در شرایط فرهنگی متفاوت، به شکل‌های مختلف دیده می‌شود.

از لحاظ علم روان‌شناسی و جدا از مسائل فرهنگی، خانوادگی و شرایط سنی، روابط دختر و پسر، رفتاری بهنجار است یا خیر؟

روابط اصلاً ناهنجار نیستند، بلکه نوعی از عالم انسانی هستند، امّا باید هنجارهای آن مشخص باشند تا بتوان حدود ناهنجار آن را تعریف کرد. رابطه بین انسان‌ها امر بهنجاری است، امّا ممکن است شکل‌های این رابطه ناهنجار باشد.

با توجه به این‌که روابط دختر و پسر بدون ازدواج، شکل‌های مختلفی دارد و گاهی به شکل رابطه‌ای اجتماعی، گاه احساسی و در مراحل پیشرفته‌تر به روابط فیزیکی و جنسی نیز منجر می‌شود، علم روان‌شناسی در مورد هر کدام از این اشکال تا قبل از ازدواج چه نظری دارد؟

هنجار یا ناهنجاری این روابط را نباید در علم روان‌شناسی جستجو کرد؛ چون  روابط دختر و پسر در دانشگاه از آن جهت که نوعی از ارتباطات اجتماعی است، اشکالی ندارد، حتی اگر صمیمانه‌تر هم باشد، مشکلی ایجاد نمی‌کند، امّا مشکل از آن‌جا آغاز می‌شود که این ارتباطات وارد مرحله جدیدی می‌شوند و برای مثال به روابط جنسی می‌انجامند. اگر از نگاه روان‌شناسی بررسی کنیم، این ارتباطات حتی وقتی وارد مراحل بالاتر و حتی زمانی که به روابط جنسی تبدیل می‌شوند، ناهنجار نیستند؛ زیرا روان‌شناسی علم است و علم، ماهیتی سکولار دارد و برای حل مسائل خود، فرهنگ را لحاظ نمی‌کند. بنابراین منشأ هنجارمندی یا ناهنجاری این روابط در علم روان‌شناسی نیست، بلکه این روابط در هنجارهای اجتماعی و فرهنگی ارزش‌گذاری می‌شوند. برای مثال در کتاب‌های روانشناسی روابط دختر و پسر، این روابط بدون ارزش‌گذاری مطرح می‌شود؛ حتی ممکن است رابطه‌ میان یک زن شوهردار و یک مرد غریبه نیز در این کتاب‌ها مطرح شده و گاهی تبلیغ ‌شود. بنابراین علم روان‌شناسی در این زمینه ارزش‌گذاری نمی‌کند. البته جامعه نیز بر اساس هنجارهای خود این روابط را بررسی می‌نماید.

آیا همه روان‌شناسان چنین نظری دارند؟
بله؛ روان‌شناسی یک علم است که این مسائل را این‌چنین تحلیل می‌کند.

در بعضی موارد رسانه ملی یا بعضی سیاستگذاری‌ها، علم روا‌ن‌شناسی را در مورد روابط دختر و پسر ملاک قرار می‌دهند؛ از نظر شما آیا این شیوه درست است و آیا روان‌شناسان می‌توانند در زمینه‌های مختلف برنامه‌سازی و یا سیاستگذاری دخالت کنند؟

این مسأله مبحث دیگری است. اگر می‌خواهید روابط دختر و پسر را به عنوان پدیده‌ای انسانی بررسی کنید، باید آن را از دیدگاه‌های گوناگون، مانند روان‌شناسی، جامعه شناسی و دین مورد ارزیابی قرار دهید و از آنجا که روان‌شناسی ارزش‌گذاری نمی‌کند، این امر به دین و جامعه‌شناسی واگذار می‌شود. 

امروز علم روان‌شناسی، آسیب‌شناسی روابط دختر و پسر را چگونه مطرح می‌کند؟

آنچه جامعه در روابط دختر و پسر آسیب تلقی می‌کند، در روان‌شناسی به عنوان آسیب شناخته نمی‌شود؛ همان‌طور که غرب نیز این‌گونه می‌اندیشد؛ به عنوان مثال تجاوز در صورتی تجاوز شناخته می‌شود که فردی راضی به برقراری ارتباط جنسی نباشد، امِّا در غیر این صورت تجاوزی صورت نگرفته است.

منظور از روابط دختر و پسر، روابط دختر و پسر قبل از ازدواج است و اگر چنین رابطه‌ای در جامعه‌ای افزایش پیدا کند، شرایط ازدواج نیز تغییر خواهد کرد. اگر درصد روابط دختر و پسر زیاد شود، بر بالا رفتن سن ازدواج تأثیر می‌گذارد. روان عمومی چنین جامعه‌ای چگونه است؟ در واقع آیا تفاوتی میان تشکیل خانواده و روابط آزاد وجود ندارد؟

روابط عام در جامعه مانند روابط دختر و پسر در دانشگاه، در محیط کار و مراودات و مبادلات حاصل از آن، حتی می‌تواند جریان ازدواج را آسان کند؛ امّا آسیب‌های اجتماعی از آنجا آغاز می‌شود که نوع خاصی از ارتباطات که گاهی اوقات مخفیانه و پنهانی است به صمیمیت‌ها، دوستی‌ها و قرار ملاقات‌ها کشیده می‌شود. برای مثال؛ یکی از لطمه‌های آن این است که ازدواج به تأخیر می‌افتد. گاه دختر و پسری با نیت ازدواج با هم دوست می‌شوند، امّا به دلایلی مانند مخالفت خانواده‌ها، ازدواج صورت نمی‌گیرد و اگر هم ازدواج کنند؛ چون خانواده‌ها مخالف بوده‌اند، زندگی مسأله‌داری خواهند داشت و از حمایت خانواده‌ها محروم خواهند شد و بر این اساس جامعه نیز دچار آسیب خواهد شد. بدین‌سان ارزش‌گذاری اجتماعی، نه از طریق مذهب، بلکه از طُرق دیگر؛ مثلاً اخلاق و جامعه آغاز می‌شود.

این مسأله در جوامع دیگر با ایدئولوژی‌های متفاوت، آزمایش شده است. بخشی از آن، با  نظر افلاطون و بخشی هم با نظریه کمونیست‌ها و مارکس که این ارتباط را جدا از خانواده می‌دانستند، تحلیل می‌شود. البته این تجربه شکست خورده است. تحلیل شما از روابط خارج از خانواده، یعنی رابطه هر شخص با جنس مخالفش چیست؟

خیلی از جوامع مثل شوروی سعی داشتند که این روابط را مستقل از خانواده تعریف کنند. تجربه‌هایی خاص پدید آمد که بر اساس آن‌ها روابط خارج از خانواده ترویج می‌شد، امّا هیچ‌ کدام از این روابط پایدار نماند و این سیاست‌ها شکست خورد؛ زیرا ارتباط میان دو جنس، به شدت با عناصری ارتباط دارد که به تشکیل خانواده مربوط می‌شود. ارتباط دو جنس بلافاصله علاقه ایجاد می‌کند و دو طرف به هم عادت می‌کنند. دو فرد در ارتباطاتشان درگیری عاطفی پیدا می‌کنند و در جوامع جمع‌گرا (مانند ایران) کم‌کم مجموعه‌هایی که فرد با آن‌ها در ارتباط است، با مسأله درگیر خواهند شد؛ خانواده که شبکه ارتباطی فامیلی است، باید از این ارتباطات مطلع شود. بعد از این‌که میان دو جنس درگیری عاطفی پدید آمد، ارتباط آن‌ها نمی‌تواند مخفی بماند و باید به شبکه فامیلی معرفی شود و رسمیت بیابد. بنابراین فرد نمی‌تواند مخفیانه ارتباط داشته باشد و این ارتباطات بلافاصله رنگ و بوی خانوادگی به خود می‌گیرند. معتقدم در جامعه ما ارتباطات مخفیانه استمرار ندارند و البته در جوامع غربی نیز به همین شکل است و بسیاری از این ارتباطات به طلاق منجر می‌شوند و آسیب‌های خود را دارد؛ در واقع این تجربه‌ها، یعنی داشتن رابطه خارج از خانواده در عین داشتن خانواده، تجربه‌های شکست خورده‌ای هستند.

تعیین شکل ارتباط دو جنس، مثل این‌که رابطه در خانواده باشد یا خارج از آن، به عناصر روانی مربوط است یا عناصر اجتماعی و ارزشی؟

هر دو مؤثر هستند. در هر دو جنس، عوامل روانی و جسمانی وجود دارد که آن‌ها را به همدیگر جذب می‌کند. زن و مرد از لحاظ ارگانیک و روا‌ن‌شناختی به هم نیازمندند، به طوری که روان‌شناسان می‌گویند؛ در درون ما انسان‌ها، ویژگی‌های جنس مخالفمان هم وجود دارد که باعث می‌شود جنس مخالفمان را بشناسیم. از لحاظ اجتماعی در جوامع جمع‌گرا، این ارتباط از جامعه نیز متأثر است؛ پس این ارتباطات خارج از حریم خانواده، به لحاظ روانی و اجتماعی بسیار شکننده و محدود بوده و معمولاً ناپایدار و غیر مستمر است و به ارتباط با یک روسپی تقلیل می‌یابد. بنابراین نباید ارتباط صمیمانه زن و مرد را از چارچوب خانواده خارج کرد؛ زیرا این ارتباطات هم از خانواده تأثیر می‌گیرد و هم بر آن تأثیر می‌گذارد.

به لحاظ روان‌شناختی، چه تغییرات و عواملی باعث رشد دوستی‌های دختران و پسران در جامعه ما شده است؟

نمی‌توان این مطلب را جدا از عوامل اجتماعی بررسی کرد؛ زیرا این تغییرات از عوامل و تغییرات اجتماعی تأثیر می‌پذیرند. جوامع بزرگ‌تر می‌شوند، انسان‌ها نسبت به محیط‌شان بیگانه‌تر می‌شوند؛ شناخت ساده‌ای که در جوامع اولیه وجود داشت، دیگر امکان پذیر نیست. افزایش راه‌های ارتباطی و ابزارهایی مانند تلفن و اینترنت، آپارتمان‌نشینی و مهاجرت از شهرهای کوچک به شهرهای بزرگ و در نهایت گم شدن در دریای انسانی و عوامل این‌چنینی باعث شد افراد تمایل طبیعی به جنس مخالف را، حداقل تا مدتی به دور از قید و بندهای مرسوم جامعه و بدون هزینه‌های مربوط به ازدواج ارضاء نمایند که البته این امر عواقب خود را خواهد داشت. این تغییرات به تبع تغییرات اجتماعی پدید آمده است. البته انسان کارهای خود را توجیه می‌کند؛ برای مثال یکی از توجیهات دختر و پسرهایی که با هم دوست هستند این است که می‌گویند؛ امروز همه این‌گونه رفتار می‌کنند و همه دوست دختر و دوست پسر دارند.
 
درباره تجربیات و تحقیقاتی که در این زمینه داشته‌اید، بفرمایید. 

کتابی تحت عنوان «تحلیل تربیتی بر روابط دختر و پسر» نوشته‌ام که چندین بار تجدید چاپ شده و به چاپ چهاردهم رسیده است. در سال ۸۶ نیز به سفارش شورای عالی انقلاب فرهنگی تحقیقی را تحت عنوان «آسیب‌شناسی روابط دختر و پسر» انجام دادم که در آن، گزارش مفصلی از این آسیب‌شناسی را مطرح کردم. 

امّا نکته قابل توجه این است که مسأله روابط دختر و پسر، نه فقط از منظر روان‌شناس، بلکه از مناظر مختلف قابل بررسی است. برای مثال می‌توانیم موضوع را از منظر اجتماعی نیز بررسی کنیم؛ چون در جامعه ما این دوستی‌ها بیماری محسوب می‌شود. من در مناطقی که غربی هم فکر می‌کنند، سخنرانی کرده‌ام و گفته‌ام دوستی دختر و پسر دو  راه‌کار دارد؛ یکی این‌که ما بپذیریم دختر و پسر به معنای غربی با هم دوست باشند که این روابط مانند روابط دوران عقد و نامزدی خودمان است. شکل دیگر این‌که به صورت ازدواج سنتی اقدام کنیم. در جامعه سنتی، راه حل شکل اول، محرمیت موقت است، امّا فرهنگ جامعه ما آن را نمی‌پذیرد؛ در واقع برای این‌گونه روابط و دوستی‌ها، قاعده دینی داریم، امّا قاعده و فرمول فرهنگی نداریم و حتی جامعه در مقابل آن مقاومت می‌کند. 

در بحث جامعه‌شناختی، این موضوع مطرح است که مقاومت جامعه در برابر این نوع ارتباط، چه‌قدر منطقی و درست است و چه تصویری می‌شود از آینده داشت. امّا به طور کلی و نه فقط از دیدگاه روان‌شناختی، چه آینده‌ای را برای اینگونه روابط پیش بینی می‌کنید؟

به نظر من، جامعه ما حداقل تا پنجاه سال آینده، رابطه دختر و پسر را به این شکل نمی‌پذیرد؛ زیرا عنصر بازدارنده، یک عنصر فرهنگی خاص جامعه است و با دین که این روابط را با صیغه محرمیت آزاد می‌کند، کاری ندارد. حتی والدینی که با هم دوست بوده‌اند، در مقابل این نوع روابط فرزندانشان مقاومت می‌کنند. این تمایل در همه جوامع بوده و حتی در صدر اسلام نیز وجود داشته است؛ بنابراین مسأله جدیدی نیست، امّا با این حال هنوز پذیرفته نشده است.

هر چند در پنجاه سال آینده ابزارهای ارتباط و همچنین استقلال جوانان هم بیشتر خواهد شد، باز هم جامعه در مقابل چنین روابطی، مقاومت خواهد کرد. 

این تأخیر بدان جهت است که فرآیند فردیت‌یافتگی در جامعه ما به کُندی صورت می‌گیرد. حتی دختر و پسرهایی که روابط دوستانه را تجربه می‌کنند، وقتی می‌خواهند ازدواج کنند، به نظر خانواده بسیار اهمیت می‌دهند و این مسأله، یکی از عناصر بسیار مهم در شکل‌گیری خانواده است؛ فردی از روستا، به شهر بزرگی می‌رود، تحصیل می‌کند و حتی دکترا می‌گیرد، وقتی می‌خواهد ازدواج کند، نظر پدرش که حتی شاید بلد نیست فارسی صحبت کند برایش اهمیت دارد؛ یعنی حتی در شرایطی که فرد بسیار از خانواده‌اش آگاه‌تر است، باز هم به نظر خانواده اهمیت می‌دهد. این واقعیت، نشان می‌دهد که فرآیند فردیت‌یافتگی در جامعه ما نه تنها کُند، بلکه حتی متوقف است. 

منبع: 
مجله حوراء، شماره ۲۸
جهت مطالعه بیشتر:




طبقه بندی: تهاجم فرهنگی،  روابط دختر و پسر، 
برچسب ها: روابط دختر و پسری، دکتر علی اصغر احمدی، روان‌شناسی، دوستی دختران و پسران، آسیب‌شناسی روابط دختر و پسر،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : پنجشنبه 8 بهمن 1394 | توسط : عقیل مصطفوی مجد
  • تعداد کل صفحات : 33  صفحات :
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...