تبلیغات
آرامش کجاست؟ - مطالب روابط دختر و پسر
سؤال: یکی از اقوام بنده پیام داد و گفت: قصد خواستگاری دارند. من هم گفتم که باید از طریق خانواده اقدام کنند؛ مدتی گذشت و خبری نشد تا اینکه چند روز پیش در لابه‌لای حرف‌هایش گفت: من هم جای برادر بزرگ‌تر شما هستم. از آن روز به بعد وی را بلاک کردم و هیچی هم نگفتم. واقعاً ایشان قصدش ازدواج بود؟

پاسخ: معمولاً هر پسری که قصد ازدواج با دختری را دارد می‌داند که باید از مسیرش که خانواده است اقدام کند و انتخاب مسیری غیرازآن، می‌تواند نشان از قصدهای دیگر باشد. در اصل اگر کسی واقعاً خواستار ازدواج با دختری باشد، بدون تعلل و بهانه‌های نابجا، آن را به سمت ازدواج پیش می‌برد و در صورت فراهم بودن همه شرایط، آن را به تأخیر نمی‌اندازد. امّا درباره فرد موردنظر باید بگویم: احتمالات متعددی برای پرهیز ایشان از اقدام رسمی وجود دارد ازجمله؛
1- ممکن است از همان اول واقعاً قصد ازدواج نداشته است و صرفاً به بهانه ازدواج، به دنبال برقراری رابطه با شما بوده و ازآنجایی‌که متوجه شد که شما اهلش نیستید، ادامه نداده است. 
2- احتمال دارد چندان مصمم برای ازدواج با شما نبوده و درنهایت هم پشیمان شده است. 
3- احتمال دارد با موانعی روبه‌روست؛ ازجمله اینکه شرایط ازدواج را ندارد؛ لذا فعلاً از خیر آن گذشته است. البته احتمالات متعدد دیگری هم می‌توان متصور شد، ولی سه احتمالی که ذکر شد بیشتر متصور است. 
بنابراین توصیه می‌کنم ذهن خود را درگیر این مورد نکنید و منطقی برخورد کنید. علاوه بر آن، پاسخ شما به آن فرد مبنی بر اینکه برای ازدواج باید از طریق خانواده اقدام کند، در عین جدیت و قاطعیت، پاسخ درست و به‌جایی بوده است و اگر طرف مقابل واقعاً قصدش خواستگاری است باید از طریق خانواده اقدام کند. در این باره پیغمبراکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) می‌فرماید: «سه چیز است که شوخی در آن روا نیست؛ طلاق، نکاح و آزاد کردن بنده.» [نهج الفصاحه، ح 1263] کنایه از لزوم جدیت در امر ازدواج است.

پی‌نوشت:
پاینده، ابوالقاسم، نهج‌الفصاحه، انتشارات دارالفکر، ح1263.




طبقه بندی: مشاوره ازدواج،  روابط دختر و پسر، 
برچسب ها: قصد ازدواج، قصد رابطه،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : پنجشنبه 23 شهریور 1396 | توسط : عقیل مصطفوی مجد
سؤال: حدود یک سال است که با پسری جهت ازدواج در ارتباط هستم، ولی متأسفانه بنده درگذشته اشتباهاتی مرتکب شدم که به‌تدریج به گوش او رسید. چندین بار قصد جدا شدن از یکدیگر را داشتیم، ولی جدا نشدیم. بسیار به او وابسته شدم و نمی‌دانم با این وضعیت رابطه‌ام را ادامه بدهم یا نه؟

پاسخ: با توجه به شناختی که شما و ایشان از همدیگر در این مدت پیدا کردید، دیگر دلیلی برای ادامه این ارتباط وجود ندارد و طرفین باید نظر خود را نسبت به ازدواج اعلام کنند. گرچه این شیوه شناخت که دختر و پسر خارج از نظارت خانواده‌، ارتباط برقرار می‌کنند، صحیح نیست و باعث می‌شود که دختر و پسر به جهت درگیری احساسات، بیشتر دل‌بسته هم شوند و ارزیابی و شناخت درستی از همدیگر پیدا نکنند. در این نوع روابط، امکان سوءاستفادگی زیاد است؛ لذا راه مطمئنی برای شناخت همدیگر به‌ویژه برای دخترخانم‌ها نیست. همچنین این نوع روابط می‌تواند از منظر آموزه‌های دینی مشکل‌ساز شود و طرفین از مسیر اصلی که کسب شناخت است منحرف شوند؛ بنابراین بهتر است به‌صورت منطقی از طرف مقابل بخواهید که با توجه به شناختی که از شما در این مدت پیدا کرده، اقدام رسمی کند، در غیراین‌صورت نه وقت شما و نه وقت خودش را برای این رابطه بی‌سرانجام هدر ندهد. 
توصیه می‌کنم شما هم به‌صورت منطقی و خارج از احساسات برای آینده خود تصمیم‌گیری کنید وگرنه ممکن است در آینده دچار پشیمانی جبران ناپذیری شوید. 
امام علی(علیه‌السلام) در این باره، ضمن وصیت به فرزندش، محمد حنیفه فرمود: «كسی كه از اندیشه (و مشورت) دیگران استقبال كند، موارد خطا را می‌شناسد و كسی كه بدون تدبر و پایان‌اندیشی در كارها وارد شود، خود را در معرض بلا و مصیبت‌های سخت قرار داده است و پایان‌اندیشی پیش از انجام كار، تو را از پشیمانی مصون می‌دارد.»[وسایل الشیعه، ج11، ص223]

پی‌نوشت:
حر العاملی، محمد بن الحسن، وسایل الشیعه، داراحیاء التراث العربی، 1412 ق، ج11، ص223.




طبقه بندی: مشاوره ازدواج،  روابط دختر و پسر، 
برچسب ها: بهانه ازدواج، ارتباط، رابطه، رابطه به بهانه ازدواج، مشورت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 22 شهریور 1396 | توسط : عقیل مصطفوی مجد
سلام من دختری 29 ساله هستم. ارشد دارم و کارمند بانک هستم. از لحاظ خانوادگی و فرهنگ و افتصادی هم معمولی رو به بالا هستیم در بین تمام خواستگارانی که داشتم صداقت، تدین و قابل اعتماد بودن و حمایت عاطفی برایم معیار مهمی بود. نه چشمداشت مالی به کسی داشتم (چرا که خودم درامد کافی داشته ام و به دلایل مالی نمی خواستم با کسی ازدواج کنم و هدفم فقط ایجاد یک زندگی آرام و بر پایه صداقت دو طرفه بوده ) 

حدود یک سال پیش با پسری با این شرایط آشنا شدم و و با هدف ازدواج رابطه ای ساده را شروع کردیم که در مورد خواسته ها و انتظاراتمان صحبت کنیم بعد از 7 ماه به این نتیجه رسیدیم که مشکلی نداریم و بهتر از رسما اقدام کنیم . بعد از هماهنگی مادر و خاله اش به خانه مان آمدند و بعد از صحبت نیم ساعته رفتند و بعد از آن جلسه با . آنهم با دلایلی همچون دختر لاغر است ُ‌ ... لباسش زشت بود ... چایی کمرنگ بود ...با ازدواج مخالفت کردند و حتی حاضر نشدند جلسه ای رسمی تر بگذارند تا ما هم خانواده آنها را بشناسیم (بماند که خوب بعنوان یک دختر خیلی بهم برخورد ) 
الان هم آقا پسری که خواستگار بودند به گفته خودشان دودل شده اند . کسی که تمام خصوصیات اخلاقی و ظاهری من رو دیده و پسندیده بود با این دلایل دودل شده . به نظر شما این رابطه ارزش آن را دارد که تلاشی برای ادامه کرد یا خیر ..ممنون

پاسخ کارشناس:
با سلام به شما کاربر گرامی

اصل این رابطه از همان اول اشتباه بود؛ چرا که به قول شما 7 ماه رابطه که ذهن و فکر شما را درگیر خود کرده بود با یک مخالفت از سوی خانواده آقاپسر، بهم ریخت. بارها در این سایت اعلام کردیم، اینگونه روابط که به هدف ازدواج انجام می‌شود بی آنکه خانواده در جریان این مسئله باشند، اشتباه است؛ زیرا ممکن است بعد از مدتها ارتباط به خاطر دلایل مختفلی، طرفین نتوانند ازدواج کنند و در نهایت آسیب روحی به طرفین به ویژه دخترخانم وارد می‌شود.

در حال حاضر اگر واقعاً طرف مقابلتان به شما علاقه‌مند باشد و تمایلش به ازدواج با شما زیاد باشد، باید وی تلاش کند که نظر خانواده خود را برای این ازدواج جلب کند وگرنه اگر تمایل آنچنانی نداشته باشد و یا انسان مستقلی نباشد، امیدی به این وصلت وجود نخواهد داشت. توصیه می‌کنم اصلاً شما در این زمینه پیشقدم نشوید و عزت خود را حفظ کنید و اجازه دهید که طرف مقابلتان برای به دست آوردن شما تلاش کند. اگر تلاش و تمایلی از سوی او مشاهد نکردید، بهتر است ایشان را فراموش کنید و به غیر از خواستگاری رسمی، حاضر به ارتباط دوباره نشوید.

در ضمن دختری با کمالات شما، مطمئنا خواهان زیادی خواهد داشت. فقط کافی است روشهای همسریابی را بدانید و بدان عمل نمایید. جهت مطالعه راهکارهای همسریابی می‌توانید در بخش جستجوی سایت، مطالب موردنظر را بیابید.




طبقه بندی: روابط دختر و پسر،  مشاوره ازدواج، 
برچسب ها: رابطه قبل از ازدواج، مخالفت خانواده‌ها،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 3 آبان 1395 | توسط : عقیل مصطفوی مجد
متأسفانه بسیاری از دخترانی که رابطه دوستی طولانی‌مدت با پسران برقرار می‌کنند، در شروع رابطه، برخلاف تصورشان، درگیر روابط جنسی خواسته یا ناخواسته می‌شوند.

این در حالی است که معمولاً بسیاری از این دختران، در ابتدای برقراری رابطه، تصور می‌کردند که از درگیری جنسی مصون بوده، مهارت و قدرت کافی را در کنترل و هدایت روابط و دوستی دارند و شاید بر این باور باشند که آن‌ها بسیار زرنگتر از آن هستند که دوستشان بتواند از آن‌ها سوءاستفاده جنسی کند.

در همین باره یکی از کاربران سایت نیز متأسفانه به بهانه ازدواج، مدتی درگیر یک رابطه جنسی با دوست پسرش می‌شود، ولی بعد از گذشت مدتی، از یک طرف دچار پشیمانی و عذاب وجدان از وضعیت به وجود آمده می‌شود و از طرفی هم با خواستگار مناسبی روبه رو می‌شود که نمی‌داند در چنین شرایطی که همچنان با دوست پسرش هم ارتباط دارد، چگونه رفتار کند! از این رو در این باره با طرح سؤال کاربر مذکور، به پاسخ پرسش او برمی‌آییم؛

سؤال:
دختر۲۳ساله ای هستم. در دوران تحصیل با پسری به مدت دو سال رابطه داشتم که البته به قصد ازدواج باهم ارتباط داشتیم. به پسری که با او در ارتباط بودم، اطمینان کامل داشتم و از آنجایی که قصد ازدواج با هم را داشتیم، متأسفانه رابطه‌ی ما عمیق‌تر شد و در نهایت به رابطه جنسی کشیده شد. البته بعد از گذشت مدتی، متوجه اشتباه رفتار خودم شدم و بسیار از این بابت دچار عذاب وجدان هستم. از طرفی دیگر؛ در حال حاضر، خواستگاری با شرایط مناسب دارم و خانواده‌ام با سنجیدن شرایط فعلی مخالف ازدواج من با دوستم شدند؛ چون معتقدند پسری که درسش تمام نشده، سربازی نرفته و کاری هم ندارد، به درد بنده نمی‌خورد.

من هم تا حدودی با نظر خانواده‌‎‌ام موافق هستم، امّا از آنجایی که از یک طرف، رابطه من و دوستم عمیق‌تر شده و از طرف دیگر؛ خواستگار فعلی بنده، بسیار مناسب است، این مسئله باعث شده تا در انتخاب همسر دچار تردید بشوم. لطفاً مرا در انتخاب همسر راهنمایی کنید.

پاسخ:
قبل از هر چیز، لازم است این نکته را متذکر شوم؛ متأسفانه شما دچار چند اشتباه اساسی و پی در پی شده‌اید که مسلماً سرنوشت زندگی‌تان را تحت تأثیر قرار می‌دهد؛ اشتباه اولتان این بود که با سهل‌انگاری و بدون تفکر به عاقبت کار با همکلاسیتان ارتباط دوستی برقرار کرده‌اید. اشتباه دومتان، ادامه این رابطه تا جایی که به قول خودتان منجر به رابطه عاطفی و جنسی شده است.

از این رو لازم است در این رابطه، یک بازنگری اساسی در رفتار و افکارتان داشته باشید؛ چرا که صِرف پشیمانی و عذاب وجدان از رفتار خود، مسئله حل نمی‌شود، بلکه ‌می‌بایست در این زمینه، علی‌رغم پشیمانی و عذاب وجدان، نسبت به گذشته خود به درگاه خداوند متعال، توبه کرده و از تکرار اینگونه خطاها به شدت پرهیز کرد و بدیهی است تکرار این خطاها در زندگی، موجب دور شدن انسان از رحمت خداوند می‌شود.

به هر حال ارتباط جنسی دوست پسرتان با شما (هر چند كسی از آن آگاه نشود)، برای خود شما عوارض و آسیب‌هایی را به‌دنبال دارد. (که ما در این مجال كوتاه در پی بیان آن نیستیم) از سویی دیگر؛ اگر فرد مورد نظر واقعاً به شما علاقه‌مند بود، هیچ‌گاه به خود اجازه نمی داد تا عفت و پاكی شما را لكه‌دار كند و شما را در معرض آسیب‌های جدّی روحی و روانی، اجتماعی و ... قرار دهد، بلکه برای ثابت کردن عشق خود به شما، دراولین فرصت، شرایط را برای مهیا کردن یک زندگی مشترک با شما فراهم می‌کرد.

البته ناگفته نماند افراد زیادی مانند شما بودند که در گذشته خود، متأسفانه خطا یا خطاهایی داشته‌اند، امّا گذر زمان و تغییر بنیادین فکری و اعتقادی در آنان، باعث تغییر جهان بینی آنان گشته و در نهایت نسبت به گذشته خود تغییر اساسی کرده‌اند. در روایتی آمده است؛ کسی که گناهی مرتکب شده و توبه کند و رفتارهای گذشته را تکرار نکند، به مانند فرد مؤمن و سالمی است؛ گویا اصلاً گناهی را مرتکب نشده است.[۱]

از طرفی، خدای متعال همواره توبه‌کاران را دوست می‌دارد؛ «إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ التَّوَّابِینَ»[بقره/۲۲۲] بنابراین سعی کنید با توبه واقعی به درگاه خداوند، به درگاه رحمت او برگردید تا به تدریج این حس نگرانی و اضطراب و ناراحتی شما از گذشته خود تبدیل به کنترل و مدیریت امیال و خواسته‌های غریزی خود شده و آرامش واقعی را در زندگی کسب کنید.

امّا چه باید کرد؟
فارغ از اینکه در حال حاضر چه پاسخی به خواستگارتان بدهید، لازم است در اولین گام، به هر نحوی که شده، ارتباط خود را با فرد مورد نظر قطع کنید. سپس، در فضایی به دور ازاحساسات و عواطف زود گذر، ازدواج با فرد مورد نظر را با دقت بررسی کنید و ببینید آیا فرد موردنظر، دارای ویژگی‌های حداقلی ازدواج می‌باشد یا نه؟ لذا با دقت به سؤالات زیر، جواب دهید و پاسخ آن را در کاغذی یاداشت کنید و پس از گذشت مدتی، دوباره این جواب‌ها را با موشکافی بخوانید و ببینید هنوز هم همین نظرات را دارید:

- آیا او ویژگی‌های همسر مناسب را دارد؟
- آیا بعد از گذشت چندی از زندگی مشترک و فروکش کردن احساسات باز هم از این عشق و علاقه خبری هست؟
- چه ویژگی‌هایی باعث شده است تا من به او علاقه‌مند شوم؟
- آیا برای انتخاب او ملاک‌های انتخاب همسر را در نظر گرفته‌ام؟
- آیا انتخاب او به عنوان همسر آینده تصمیمی عاقلانه است و یا اینکه من از روی احساسات تصمیم گرفته‌ام؟
- آیا علاقه او به من از عشق و علاقه است و یا اینکه هوسی بیش نیست؟

بعد از پاسخ دادن به سؤالات، اگر واقعا فکر می‌کنید که طرف مقابلتان برای ازدواج با شما مناسب می‌باشد، بهتر است از او بخواهید که تکلیف شما را مشخص کند و به صورت رسمی اقدام کند. همچنین به او بگویید؛ با توجه به شرایط موجود و فشارهای خانواده به هیچ وجه امکان ارتباط با او وجود ندارد و تنها راه پیش‌روی او خواستگاری از طریق خانواده است. فرد مورد نظر چنانچه واقعاً عاشق و علاقه‌مند به شما باشد، با تمام وجود برای راضی کردن خانواده خود تلاش می کند. سهل انگاری او در این امر نشانگر عدم علاقه او به شما است.

امّا اگر به این نتیجه رسیدید که این آقا اصلاً برای شما مناسب نیست یا در حال حاضر شرایط ازدواج را ندارد، دیگر دلیلی ندارد که این رابطه گناه آلود را همچنان ادامه دهید.

از این رو توصیه بنده به شما این است که بیش از این، گرفتار احساسات و اشتباهات گذشته خود نشوید، در نتیجه لازم است این رابطه را هرچه زودتر قطع کرده و از ایشان بخواهید که شما را فراموش کند و او را متقاعد کنید که به درد هم نمی‌خورید. در ضمن، برای فراموشی این رابطه ناسرانجام می‌توانید در همین سایت تحت عنوان "راهکارهای فراموش کردن عشق بی‌سرانجام" مطالب مورد نظر را مطالعه کنید.

همچنین در مورد خواستگارتان توصیه می‌کنم تا تکلیف رابطه فعلی خود را مشخص نکرده‌اید، بی‌خود به فکر خواستگار جدید و مورد دیگر نباشید. لذا بهتر است یک بهانه‌ای (مانند فصل امتحانات و ...) جور کنید و از خواستگارتان بخواهید برای مدت دیگری اقدام به خواستگاری کند؛ مثلاً ظرف یک یا دو ماه دیگر تا در این مدت، هم تکلیف رابطه فعلی را مشخص کرده و هم در مورد گذشته و آینده خود بیشتر فکر کنید تا بتوانید تصمیم درستی را برای آینده خود بگیرید.

پی‌نوشت:
[۱]. امام باقر(علیه‌السلام) فرموده: «التّائِبُ مِنَ الذَّنبِ كَمَن لَاذَنبَ لَهُ؛ توبه كننده، مانند كسى است كه اصلاً گناه نكرده است.»[اصول كافى، ج۲، ص۴۳۵]

بازنشر اول: ولایت نت




طبقه بندی: روابط دختر و پسر،  مشاوره ازدواج، 
برچسب ها: رابطه، رابطه ناسرانجام، توبه، رابطه دختر و پسر،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : سه شنبه 25 اسفند 1394 | توسط : عقیل مصطفوی مجد
اخیراً با پسری آشنا شدم كه به من علاقه‌مند است. من هم بسیار او را دوست دارم. لطفاً بگویید چگونه مى‌توانم دل او را برای ازدواج به دست بیاورم؛ چراکه او سه سال پیش، عاشق دخترى بوده و به خاطر ناکامی در این عشق، بدجور ضربه خورده است و از اینكه دوباره به كسى دل ببندد می‌ترسد و می‌‌گوید؛ نمى‌خواهد ازدواج کند؛ چون دیگر توان ضربه روحی دوباره را ندارد. لطفاً به من راه‌حل بدهید چه‌كار كنم؟

پاسخ سؤال:
بارها در همین سایت تأکید کردیم که دوستی و رابطه، مسیر نادرست و نامطمئنی برای انتخاب همسر است. بر اساس یك یافته پژوهشی در آمریكا، زوج‌‏‌هایی كه پیش از ازدواج با یكدیگر زندگی می‌كنند زندگی زناشویی آن‌ها با مشكلات عدیده‌‏ای رو به رو است و منجر به طلاق می‌‌‏شود. دكتر «كاترین كوهان»، استاد دانشگاه ایالت پنسیلوانیا در همین باره گفته است: طبق آخرین تحقیقات، افرادی كه پیش از ازدواج، با یكدیگر رابطه داشته‌‏‌اند، بعد از ازدواج در حلّ مشكلات خود عاجزند؛ چرا كه نسبت به یكدیگر بسیار بدبین هستند. طبیعت ارتباطات آزاد این است كه زوجین، چندان انگیزه‌‏ای برای حل درگیری‌ها و حمایت از مهارت‌‏های خود ندارند. وی در ادامه اشاره کرد:  به نظر می‌رسد ارتباطات این افراد زودتر از افرادی كه با یكدیگر دوست نبوده‌‏اند، سرد و منجر به طلاق می‌‏شود. در پایان نیز افزود: می‌‏توانم بگویم رابطه قبل از ازدواج، به هیچ وجه سبب دوام زندگی زناشویی نمی‌‏شود.[۱]

امّا در مورد طرف مقابلتان این نکته را متذکر شوم؛ اینکه بتوانید دل ایشان را به سمت ازدواج با خود سوق بدهید یا نه، بستگی به این دارد که واقعاً ایشان با چه هدف و نیتی با شما رابطه دوست برقرار کرده است!؟ اگر واقعاً قصدش از این رابطه، صرفاً دوستی بوده و بنا دارد برای ازدواج، سراغ دختری برود که اصلاً اهل دوستی با دیگران نباشد، باید بدانید که هرچه هم شما برای این رابطه تلاش کنید، فایده‌ای نخواهد داشت؛ زیرا او اصلاً  قصد ازدواج با شمارا ندارد و تنها شمارا برای لذت کوتاه‌مدت می‌خواهد.

امّا اگر علت دوستی و رابطه‌اش با شما، این بوده که شاید بتواند مورد مناسبش را پیداکرده و با او ازدواج کند، در این صورت امیدی هست که بتوانید دل او را به سمت ازدواج با خود بکشانید، ولی در مورد ایشان مشکل دیگری هم وجود دارد و آن این است که حتی اگر قصد او از این رابطه، رسیدن به ازدواج هم بوده باشد، لااقل فعلاً چنین قصدی ندارد؛ چون به قول خودش می‌ترسد در این نوع رابطه دوباره ضربه‌ بخورد؛ به همین خاطر اصلاً به عنوان ازدواج به کسی دل نمی‌بندد.

پس اگر قصد شما  از این رابطه، این است که دل او را به سمت ازدواج سوق دهید؛ اولاً می‌بایست برای شما ثابت شود که او قصدش از این رابطه صرفاً دوستی نبوده و اگر شرایط مناسب باشد، شما را به عنوان همسر حاضر انتخاب خواهد کرد. ثانیاً: بررسی کنید مشکلش با آن دختر که قبلاً عاشقش بوده چیست و آیا ممکن است در طول رابطه با شما هم، چنین مشکلی را داشته باشد؟ و در صورتی که امکان به‌ وجود آمدن آن مشکل در رابطه‌تان غیرمحتمل و یا بسیار ضعیف باشد، برای او ثابت کنید که آن مشکل در ازدواج با شما رخ نخواهد داد.

بنابراین در یک کلام، باید برای شما معلوم شود که طرف مقابلتان اگر ترس از شکست گذشته نبود، به احتمال فراوان شما را برای ازدواج می‌خواست وگرنه، هرچقدر هم که سعی کنید تا دل او را جذب خود کنید، علاقه او به شما از علاقه به یک دوست‌دختر فراتر نمی‌رود؛ به‌ خاطر این‌که یا اصلاً شما را برای ازدواج نمی‌خواهد و یا این‌که ترسش مانع از این می‌شود که شمارا به‌عنوان همسر در دلش جا دهد.

در ضمن، اگر ترس ایشان از ازدواج حل شد، به نظر من، هرگز شما به این نوع رابطه ادامه ندهید و بگویید؛ اگر شمارا به‌عنوان همسر می‌پسندد، رسماً جلو بیاید و از شما خواستگاری کند، تا با مشورت خانواده‌ها بررسی کنید که -فارغ از عشق- به‌ درد هم می‌خورید یا نه؟ زیرا اگر این کار را نکند و شما کماکان به این رابطه ادامه دهید، ضمن اینکه در این رابطه بیشتر در معرض گناه قرار می‌گیرید، روزبه‌روز عشقتان به ‌همدیگر بیشتر می‌شود و اگر بعداً خانواده‌ها مخالفت کنند و نتوانید ازدواج کنید، در آن صورت، هر دو برای فراموش کردن همدیگر، رنج بیشتری را می‌بایست تحمل کنید و آن‌وقت است که شکست دیگری به شکست‌های طرف مقابلتان اضافه می‌شود.

البته اگر دیدید که باوجود حل مشکل، بازهم طرف مقابلتان از اقدام رسمی برای خواستگاری، طفره می‌رود، او را تهدید کنید که تا رسماً برای خواستگاری اقدام نکند، رابطه شما با او قطع می‌شود. اگر با این تهدید، قبول کرد اقدام رسمی کند که هیچ، امّا اگر مخالفت کرد و گفت؛ به روال گذشته، این رابطه را ادامه بدهیم، بدانید که شما را برای دوستی می‌خواهد، نه ازدواج و اگر گفت؛ فعلاً شرایطم فراهم نیست، به او بگویید؛ پس تا وقتی شرایط شما فراهم شود، رابطه‌ای نداشته باشیم. اگر دیدید وقتی نتوانست شما را به ادامه رابطه راضی کند، به‌جای خواستگاری آمدن، به قطع رابطه برای همیشه راضی شد، احتمال فراوان این است که او از اول هم شما را برای دوستی می‌خواسته است، نه ازدواج که در حال حاضر به‌راحتی از شما می‌گذرد و به قطع رابطه همیشگی راضی می‌شود.

لازم به ذکر است؛ اگر طرف مقابتان، قطع رابطه را قبول کرد و گفت: چند سال بعد به خواستگاری تو می‌آیم، به او بگویید: درست است که در حال حاضر شرایط ازدواج شما جور نیست، امّا من هم نمی‌توانم چند سال با وعده‌ای ‌که معلوم نیست تحقق پیدا کند صبر کنم. پس اگر قول می‌دهید که در حال حاضر با خانواده برای خواستگاری اقدام رسمی کنید و حرف‌های مقدماتی  میان دو خانواده زده شود و اصل این موضوع توسط خانواده‌ها قعطی شود، من هم راضی می‌شوم که برای انجام مراسم ازدواج بعداً اقدام کنید، امّا اگر این کار را نمی‌کنید، من هم نمی‌توانم قبول کنم که برای چند سال دیگر صبر کنم؛ چون اولاً شاید بعد از گذشت چند سال، خانواده‌ها مخالفت کنند. ثانیاً حتی ممکن است که بعداً نظر شما عوض شود و در این‌ صورت، چند سال از بهترین سال‌های عمر بنده صرفاً به‌ خاطر تغییر نظر شما تلف می‌شود.

نتیجه:
آن‌ چه که به صلاح شما می‌باشد این است که هرچه زودتر فارغ از عشق و علاقه‌ای که به همدیگر دارید، تکلیف خود را با این پسر روشن کنید؛ چراکه اگر شما را برای ازدواج می‌خواهد، پس اقدام رسمی کند وگرنه نه خودش را معطل و نه عمر عزیز شما را تلف کند. 

پی‌نوشت:
[۱]. روزنامه جمهوری اسلامی – ش ۶۵۷۱- ۲۹/۱۱/۱۳۸۰ – ص۵




طبقه بندی: روابط دختر و پسر،  مشاوره ازدواج، 
برچسب ها: ازدواج، دل بستن، عشق، رابطه،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 19 اسفند 1394 | توسط : عقیل مصطفوی مجد
  • تعداد کل صفحات : 33  صفحات :
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...