تبلیغات
آرامش کجاست؟ - مطالب تهاجم فرهنگی
دکتر علی اصغر احمدی، تحصیلات خود را در مقاطع مختلف در رشته روان‌شناسی به انجام رسانده‌اند. از ایشان کتاب‌ها و مقالات مختلفی در زمینه‌ روانشناسی با عناوین «فطرت، بنیان روانشناسی اسلامی»، «روان‌شناسی شخصیت از دیدگاه اسلامی»، «روانشناسی روابط درون خانواده»، «اصول تربیت»، «تحلیلی تربیتی بر روابط دختر و پسر در ایران» به  چاپ رسیده است.  

روابط دختر و پسر را در جامعه ایران چگونه تحلیل می‌کنید و ما در چه شرایطی قرار داریم؟

رابطه دختر و پسر، مانند ارتباطات دیگری که در جامعه وجود دارد، بخشی از ارتباطات اجتماعی است و هر یک از این ارتباطات نیز از الگوهایی تبعیت می‌کنند. ارتباط با اعضای خانواده، با دوستان و همسالان، ارتباط با جنس مخالف، اعضای فامیل و با هم‌جنسان، زیر مجموعه‌های روابط اجتماعی هستند. 

به مرور زمان هنجارهایی بر ارتباطات اجتماعی حاکم شده است. اینکه این هنجارها از کجا آمده‌اند، بحث دیگری است، امّا این هنجارها، رفتارهای اجتماعی را شکل داده، توصیف کرده و توضیح می‌دهند. گونه‌ای از این هنجارها بر روابط دختر و پسر نیز حاکم است. با کمک هنجارها، ناهنجارها نیز مشخص می‌شوند؛ چون ناهنجاری‌ها مانند سایر پدیده‌های اجتماعی به فرهنگ خاصی تعلق دارند، به تبع آن شکل‌های مختلفی خواهند داشت. رفتارهای دختر و پسر نیز متناسب با گروه‌های اجتماعی خاص در خانواده‌های مختلف، و در گروه سنی خاص مانند نوجوانی، به شیوه خاصی است و در گروه‌های سنی بالاتر، شیوه دیگری دارد و در شرایط فرهنگی متفاوت، به شکل‌های مختلف دیده می‌شود.

از لحاظ علم روان‌شناسی و جدا از مسائل فرهنگی، خانوادگی و شرایط سنی، روابط دختر و پسر، رفتاری بهنجار است یا خیر؟

روابط اصلاً ناهنجار نیستند، بلکه نوعی از عالم انسانی هستند، امّا باید هنجارهای آن مشخص باشند تا بتوان حدود ناهنجار آن را تعریف کرد. رابطه بین انسان‌ها امر بهنجاری است، امّا ممکن است شکل‌های این رابطه ناهنجار باشد.

با توجه به این‌که روابط دختر و پسر بدون ازدواج، شکل‌های مختلفی دارد و گاهی به شکل رابطه‌ای اجتماعی، گاه احساسی و در مراحل پیشرفته‌تر به روابط فیزیکی و جنسی نیز منجر می‌شود، علم روان‌شناسی در مورد هر کدام از این اشکال تا قبل از ازدواج چه نظری دارد؟

هنجار یا ناهنجاری این روابط را نباید در علم روان‌شناسی جستجو کرد؛ چون  روابط دختر و پسر در دانشگاه از آن جهت که نوعی از ارتباطات اجتماعی است، اشکالی ندارد، حتی اگر صمیمانه‌تر هم باشد، مشکلی ایجاد نمی‌کند، امّا مشکل از آن‌جا آغاز می‌شود که این ارتباطات وارد مرحله جدیدی می‌شوند و برای مثال به روابط جنسی می‌انجامند. اگر از نگاه روان‌شناسی بررسی کنیم، این ارتباطات حتی وقتی وارد مراحل بالاتر و حتی زمانی که به روابط جنسی تبدیل می‌شوند، ناهنجار نیستند؛ زیرا روان‌شناسی علم است و علم، ماهیتی سکولار دارد و برای حل مسائل خود، فرهنگ را لحاظ نمی‌کند. بنابراین منشأ هنجارمندی یا ناهنجاری این روابط در علم روان‌شناسی نیست، بلکه این روابط در هنجارهای اجتماعی و فرهنگی ارزش‌گذاری می‌شوند. برای مثال در کتاب‌های روانشناسی روابط دختر و پسر، این روابط بدون ارزش‌گذاری مطرح می‌شود؛ حتی ممکن است رابطه‌ میان یک زن شوهردار و یک مرد غریبه نیز در این کتاب‌ها مطرح شده و گاهی تبلیغ ‌شود. بنابراین علم روان‌شناسی در این زمینه ارزش‌گذاری نمی‌کند. البته جامعه نیز بر اساس هنجارهای خود این روابط را بررسی می‌نماید.

آیا همه روان‌شناسان چنین نظری دارند؟
بله؛ روان‌شناسی یک علم است که این مسائل را این‌چنین تحلیل می‌کند.

در بعضی موارد رسانه ملی یا بعضی سیاستگذاری‌ها، علم روا‌ن‌شناسی را در مورد روابط دختر و پسر ملاک قرار می‌دهند؛ از نظر شما آیا این شیوه درست است و آیا روان‌شناسان می‌توانند در زمینه‌های مختلف برنامه‌سازی و یا سیاستگذاری دخالت کنند؟

این مسأله مبحث دیگری است. اگر می‌خواهید روابط دختر و پسر را به عنوان پدیده‌ای انسانی بررسی کنید، باید آن را از دیدگاه‌های گوناگون، مانند روان‌شناسی، جامعه شناسی و دین مورد ارزیابی قرار دهید و از آنجا که روان‌شناسی ارزش‌گذاری نمی‌کند، این امر به دین و جامعه‌شناسی واگذار می‌شود. 

امروز علم روان‌شناسی، آسیب‌شناسی روابط دختر و پسر را چگونه مطرح می‌کند؟

آنچه جامعه در روابط دختر و پسر آسیب تلقی می‌کند، در روان‌شناسی به عنوان آسیب شناخته نمی‌شود؛ همان‌طور که غرب نیز این‌گونه می‌اندیشد؛ به عنوان مثال تجاوز در صورتی تجاوز شناخته می‌شود که فردی راضی به برقراری ارتباط جنسی نباشد، امِّا در غیر این صورت تجاوزی صورت نگرفته است.

منظور از روابط دختر و پسر، روابط دختر و پسر قبل از ازدواج است و اگر چنین رابطه‌ای در جامعه‌ای افزایش پیدا کند، شرایط ازدواج نیز تغییر خواهد کرد. اگر درصد روابط دختر و پسر زیاد شود، بر بالا رفتن سن ازدواج تأثیر می‌گذارد. روان عمومی چنین جامعه‌ای چگونه است؟ در واقع آیا تفاوتی میان تشکیل خانواده و روابط آزاد وجود ندارد؟

روابط عام در جامعه مانند روابط دختر و پسر در دانشگاه، در محیط کار و مراودات و مبادلات حاصل از آن، حتی می‌تواند جریان ازدواج را آسان کند؛ امّا آسیب‌های اجتماعی از آنجا آغاز می‌شود که نوع خاصی از ارتباطات که گاهی اوقات مخفیانه و پنهانی است به صمیمیت‌ها، دوستی‌ها و قرار ملاقات‌ها کشیده می‌شود. برای مثال؛ یکی از لطمه‌های آن این است که ازدواج به تأخیر می‌افتد. گاه دختر و پسری با نیت ازدواج با هم دوست می‌شوند، امّا به دلایلی مانند مخالفت خانواده‌ها، ازدواج صورت نمی‌گیرد و اگر هم ازدواج کنند؛ چون خانواده‌ها مخالف بوده‌اند، زندگی مسأله‌داری خواهند داشت و از حمایت خانواده‌ها محروم خواهند شد و بر این اساس جامعه نیز دچار آسیب خواهد شد. بدین‌سان ارزش‌گذاری اجتماعی، نه از طریق مذهب، بلکه از طُرق دیگر؛ مثلاً اخلاق و جامعه آغاز می‌شود.

این مسأله در جوامع دیگر با ایدئولوژی‌های متفاوت، آزمایش شده است. بخشی از آن، با  نظر افلاطون و بخشی هم با نظریه کمونیست‌ها و مارکس که این ارتباط را جدا از خانواده می‌دانستند، تحلیل می‌شود. البته این تجربه شکست خورده است. تحلیل شما از روابط خارج از خانواده، یعنی رابطه هر شخص با جنس مخالفش چیست؟

خیلی از جوامع مثل شوروی سعی داشتند که این روابط را مستقل از خانواده تعریف کنند. تجربه‌هایی خاص پدید آمد که بر اساس آن‌ها روابط خارج از خانواده ترویج می‌شد، امّا هیچ‌ کدام از این روابط پایدار نماند و این سیاست‌ها شکست خورد؛ زیرا ارتباط میان دو جنس، به شدت با عناصری ارتباط دارد که به تشکیل خانواده مربوط می‌شود. ارتباط دو جنس بلافاصله علاقه ایجاد می‌کند و دو طرف به هم عادت می‌کنند. دو فرد در ارتباطاتشان درگیری عاطفی پیدا می‌کنند و در جوامع جمع‌گرا (مانند ایران) کم‌کم مجموعه‌هایی که فرد با آن‌ها در ارتباط است، با مسأله درگیر خواهند شد؛ خانواده که شبکه ارتباطی فامیلی است، باید از این ارتباطات مطلع شود. بعد از این‌که میان دو جنس درگیری عاطفی پدید آمد، ارتباط آن‌ها نمی‌تواند مخفی بماند و باید به شبکه فامیلی معرفی شود و رسمیت بیابد. بنابراین فرد نمی‌تواند مخفیانه ارتباط داشته باشد و این ارتباطات بلافاصله رنگ و بوی خانوادگی به خود می‌گیرند. معتقدم در جامعه ما ارتباطات مخفیانه استمرار ندارند و البته در جوامع غربی نیز به همین شکل است و بسیاری از این ارتباطات به طلاق منجر می‌شوند و آسیب‌های خود را دارد؛ در واقع این تجربه‌ها، یعنی داشتن رابطه خارج از خانواده در عین داشتن خانواده، تجربه‌های شکست خورده‌ای هستند.

تعیین شکل ارتباط دو جنس، مثل این‌که رابطه در خانواده باشد یا خارج از آن، به عناصر روانی مربوط است یا عناصر اجتماعی و ارزشی؟

هر دو مؤثر هستند. در هر دو جنس، عوامل روانی و جسمانی وجود دارد که آن‌ها را به همدیگر جذب می‌کند. زن و مرد از لحاظ ارگانیک و روا‌ن‌شناختی به هم نیازمندند، به طوری که روان‌شناسان می‌گویند؛ در درون ما انسان‌ها، ویژگی‌های جنس مخالفمان هم وجود دارد که باعث می‌شود جنس مخالفمان را بشناسیم. از لحاظ اجتماعی در جوامع جمع‌گرا، این ارتباط از جامعه نیز متأثر است؛ پس این ارتباطات خارج از حریم خانواده، به لحاظ روانی و اجتماعی بسیار شکننده و محدود بوده و معمولاً ناپایدار و غیر مستمر است و به ارتباط با یک روسپی تقلیل می‌یابد. بنابراین نباید ارتباط صمیمانه زن و مرد را از چارچوب خانواده خارج کرد؛ زیرا این ارتباطات هم از خانواده تأثیر می‌گیرد و هم بر آن تأثیر می‌گذارد.

به لحاظ روان‌شناختی، چه تغییرات و عواملی باعث رشد دوستی‌های دختران و پسران در جامعه ما شده است؟

نمی‌توان این مطلب را جدا از عوامل اجتماعی بررسی کرد؛ زیرا این تغییرات از عوامل و تغییرات اجتماعی تأثیر می‌پذیرند. جوامع بزرگ‌تر می‌شوند، انسان‌ها نسبت به محیط‌شان بیگانه‌تر می‌شوند؛ شناخت ساده‌ای که در جوامع اولیه وجود داشت، دیگر امکان پذیر نیست. افزایش راه‌های ارتباطی و ابزارهایی مانند تلفن و اینترنت، آپارتمان‌نشینی و مهاجرت از شهرهای کوچک به شهرهای بزرگ و در نهایت گم شدن در دریای انسانی و عوامل این‌چنینی باعث شد افراد تمایل طبیعی به جنس مخالف را، حداقل تا مدتی به دور از قید و بندهای مرسوم جامعه و بدون هزینه‌های مربوط به ازدواج ارضاء نمایند که البته این امر عواقب خود را خواهد داشت. این تغییرات به تبع تغییرات اجتماعی پدید آمده است. البته انسان کارهای خود را توجیه می‌کند؛ برای مثال یکی از توجیهات دختر و پسرهایی که با هم دوست هستند این است که می‌گویند؛ امروز همه این‌گونه رفتار می‌کنند و همه دوست دختر و دوست پسر دارند.
 
درباره تجربیات و تحقیقاتی که در این زمینه داشته‌اید، بفرمایید. 

کتابی تحت عنوان «تحلیل تربیتی بر روابط دختر و پسر» نوشته‌ام که چندین بار تجدید چاپ شده و به چاپ چهاردهم رسیده است. در سال ۸۶ نیز به سفارش شورای عالی انقلاب فرهنگی تحقیقی را تحت عنوان «آسیب‌شناسی روابط دختر و پسر» انجام دادم که در آن، گزارش مفصلی از این آسیب‌شناسی را مطرح کردم. 

امّا نکته قابل توجه این است که مسأله روابط دختر و پسر، نه فقط از منظر روان‌شناس، بلکه از مناظر مختلف قابل بررسی است. برای مثال می‌توانیم موضوع را از منظر اجتماعی نیز بررسی کنیم؛ چون در جامعه ما این دوستی‌ها بیماری محسوب می‌شود. من در مناطقی که غربی هم فکر می‌کنند، سخنرانی کرده‌ام و گفته‌ام دوستی دختر و پسر دو  راه‌کار دارد؛ یکی این‌که ما بپذیریم دختر و پسر به معنای غربی با هم دوست باشند که این روابط مانند روابط دوران عقد و نامزدی خودمان است. شکل دیگر این‌که به صورت ازدواج سنتی اقدام کنیم. در جامعه سنتی، راه حل شکل اول، محرمیت موقت است، امّا فرهنگ جامعه ما آن را نمی‌پذیرد؛ در واقع برای این‌گونه روابط و دوستی‌ها، قاعده دینی داریم، امّا قاعده و فرمول فرهنگی نداریم و حتی جامعه در مقابل آن مقاومت می‌کند. 

در بحث جامعه‌شناختی، این موضوع مطرح است که مقاومت جامعه در برابر این نوع ارتباط، چه‌قدر منطقی و درست است و چه تصویری می‌شود از آینده داشت. امّا به طور کلی و نه فقط از دیدگاه روان‌شناختی، چه آینده‌ای را برای اینگونه روابط پیش بینی می‌کنید؟

به نظر من، جامعه ما حداقل تا پنجاه سال آینده، رابطه دختر و پسر را به این شکل نمی‌پذیرد؛ زیرا عنصر بازدارنده، یک عنصر فرهنگی خاص جامعه است و با دین که این روابط را با صیغه محرمیت آزاد می‌کند، کاری ندارد. حتی والدینی که با هم دوست بوده‌اند، در مقابل این نوع روابط فرزندانشان مقاومت می‌کنند. این تمایل در همه جوامع بوده و حتی در صدر اسلام نیز وجود داشته است؛ بنابراین مسأله جدیدی نیست، امّا با این حال هنوز پذیرفته نشده است.

هر چند در پنجاه سال آینده ابزارهای ارتباط و همچنین استقلال جوانان هم بیشتر خواهد شد، باز هم جامعه در مقابل چنین روابطی، مقاومت خواهد کرد. 

این تأخیر بدان جهت است که فرآیند فردیت‌یافتگی در جامعه ما به کُندی صورت می‌گیرد. حتی دختر و پسرهایی که روابط دوستانه را تجربه می‌کنند، وقتی می‌خواهند ازدواج کنند، به نظر خانواده بسیار اهمیت می‌دهند و این مسأله، یکی از عناصر بسیار مهم در شکل‌گیری خانواده است؛ فردی از روستا، به شهر بزرگی می‌رود، تحصیل می‌کند و حتی دکترا می‌گیرد، وقتی می‌خواهد ازدواج کند، نظر پدرش که حتی شاید بلد نیست فارسی صحبت کند برایش اهمیت دارد؛ یعنی حتی در شرایطی که فرد بسیار از خانواده‌اش آگاه‌تر است، باز هم به نظر خانواده اهمیت می‌دهد. این واقعیت، نشان می‌دهد که فرآیند فردیت‌یافتگی در جامعه ما نه تنها کُند، بلکه حتی متوقف است. 

منبع: 
مجله حوراء، شماره ۲۸
جهت مطالعه بیشتر:




طبقه بندی: تهاجم فرهنگی،  روابط دختر و پسر، 
برچسب ها: روابط دختر و پسری، دکتر علی اصغر احمدی، روان‌شناسی، دوستی دختران و پسران، آسیب‌شناسی روابط دختر و پسر،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : پنجشنبه 8 بهمن 1394 | توسط : عقیل مصطفوی مجد
مسیر ازدواج و طلاق این روزهای جامعه ما نشان می‌دهد که پیوند زناشویی با دوام و خانواده سنتی ایرانی روز به روز کمیاب‌تر می شود. این در حالی است که سرعت طلاق به حدی رسیده که از تعداد ازدواج‌ها سبقت گرفته است! 

با نگاهی به آمار منتشر شده، می‌توان فهمید که خطری جدی، بنیان خانواده سنتی ایرانی را تهدید می‌کند. تبعات سونامی تاخیر در ازدواج و افزایش طلاق‌ها بسیار گسترده است؛ زیرا اخبار رسانه‌ها از افزایش خانه‌های مجردی در سطح شهر و همچنین اجاره خانه‌های یک روزه حکایت دارد!  

آمار ازدواج و طلاق در سال ۹۴ 
 در سه ماهه اول سال ۱۳۹۴ تعداد ۳۹ هزار و ۹۸۱ واقعه طلاق در کشور به ثبت رسیده است که نسبت به مدت مشابه سال قبل ۱۷,۵ درصد افزایش داشته است. براساس اعلام مرکز آمار و اطلاعات جمعیتی و مهاجرت سازمان ثبت احوال، آمار طلاق در مناطق شهری ۳۵ هزار و ۸۴۷ مورد و در مناطق روستایی چهار هزار و ۱۳۴ مورد ثبت شده است. همچنین بر اساس این آمار، در هر ماه ۱۳ هزار و ۳۲۷ مورد، هر شبانه روز ۴۳۰ مورد و هر ساعت ۱۸ مورد طلاق در سه ماهه نخست سال جاری به ثبت رسیده است.

از سوی دیگر در سه ماهه اول سال ۱۳۹۴ تعداد ۱۹۰ هزار و ۷۲۱ واقعه ازدواج به ثبت رسیده و بر اساس این گزارش، آمار ازدواج در مناطق شهری ۱۵۶ هزار و ۶۳۵ مورد و در مناطق روستایی ۳۴ هزار و ۸۶ مورد بوده است. همچنین در هر ماه ۶۳ هزار و ۵۷۴ مورد، هر شبانه روز، دو هزار و ۵۱ مورد و هر ساعت ۸۵ مورد واقعه ازدواج در کشور به ثبت رسیده است.

متاسفانه باید گفت؛ در کشور ۷۷میلیونی نفری ما، در سال ۱۳۹۱، ۱۵۰ هزار طلاق به وقوع پیوسته است. میزان طلاق در ایران در سال‌های ۱۳۸۵ تا الان به طور پیوسته در حال افزایش بوده و از ۹۴ هزار طلاق در سال ۱۳۸۵ به ۱۱۰ هزار در سال ۸۷، ۱۳۷ هزار در سال ۸۹ و ۱۵۸ هزار در سال ۱۳۹۲ رسیده‌ است.  

چرا جوانان به سراغ خانه‌‌های مجردی می‌روند؟ 
 بسیاری از جوانان بعد از طلاق، دلشان نمی‌خواهد که به خانه پدری باز گردند و در آنجا زندگی کنند. سمانه، خانمی ۲۹ ساله در این رابطه می‌گوید: حدود ۴ سال است که از همسرم جدا شده‌ام. سال اول طلاق با خانواده‌ام زندگی کردم؛ امّا شرایط زندگی من با قبل از ازدواجم تفاوت داشت. خانواده‌ام نسبت به رفت و آمد من حساس‌تر شده بودند و من دلم می‌خواست استقلال داشته باشم. 

این خانم ۲۹ ساله ادامه می‌دهد: دید فامیل نسبت به من تغییر کرده بود، حرف‌هایشان مرا آزار می‌داد. از طرف دیگر در خانه پدریم، رفت و آمد خیلی زیاد بود. با حضور طولانی آشنایان، همسایه‌ها و فامیل در خانه، من آرامشم را از دست داده بودم، برای همین تصمیم گرفتم تا به صورت مستقل زندگی کنم. 

سمانه بیان می‌کند: درست است که تنهایی این چند سال مرا اذیت کرده اس؛ امّا من بین شرایط بد و بدتر باید یکی را انتخاب می‌کردم.
امیر، پسری ۳۳ ساله نیز دو سال است که در شمال تهران، خانه‌ای را اجاره کرده و مجردی زندگی می کند. او در این رابطه می‌گوید: تنها دلیل من برای اجاره خانه مجردی این بوده که دلم می‌خواست مستقل باشم.  

او می‌افزاید: وقتی این مسئله را با خانواده در میان گذاشتم، آن‌ها مخالفتی نکردند. من دلم می‌خواست برای رفت و آمد کردن با دوست‌هایم، راحت باشم. آرامش من در خانه مجردی بسیار بیشتر از آرامشی است که در خانه پدری‌ام داشته‌ام. 

خانه‌های مجردی در حال افزایش است
آمار دقیقی نیز از تعداد خانه‌های مجردی دختران و پسران در تهران در دست نیست؛ امّا طبق اظهار نظر وزارت ورزش و جوانان ایران در سال ۱۳۹۱، در شهرهای بزرگ بین ۲۵ تا ۳۰ درصد جوانان زندگی مجردی دارند. همچنین طبق آخرین نتایج سرشماری نفوس و مسکن سال که ۱۳۹۰ انجام شده بود، در شهر تهران در گروه سنی ۱۵ تا ۳۹ سال، ۱۰۶۲۰۵۹ مرد مجرد (شامل بی‌همسر به دلیل فوت، بی‌همسر به دلیل طلاق، و هرگز ازدواج نکرده) وجود دارد و ۷۸۹۲۵۲ مرد دارای همسر. این ارقام برای زنان ساکن تهران در همین گروه سنی عبارت است از ۸۴۳۷۹۵  زن مجرد (شامل بی همسر به دلیل فوت، بی همسر به دلیل طلاق، و هرگز ازدواج نکرده) و ۱۰۴۳۶۰۶ زن دارای همسر. امّا همه‌ی مجردها به صورت مستقل و مجردی زندگی نمی‌کنند؛ بلکه بسیاری از آن‌ها به همراه خانواده و در منزل پدری خود ساکن‌اند.

اجاره آپارتمان‌‌های ساعتی به جوانان! 
 بحران اجاره کردن خانه‌های مجردی از آنجایی شدیدتر شد که پدیده جدیدی به نام اجاره آپارتمان به مدت چند ساعت نیز شکل گرفت. خانه‌های مبله‌ای که نرخ اجاره آن‌ها از شبی ۱۰۰ هزار تومان و ساعتی ۶۰ هزار تومان تا نرخ‌های میلیونی متفاوت است؛ امّا دسترسی به آن‌ها آن‌قدر آسان است که راه را برای هر کاری باز می‌گذارد!

بازار اجاره خانه‌های ساعتی به قدری داغ شده که در میان فایل خانه‌های اجاره‌ای ثبت شده در بنگاه‌های املاک نیز به چشم می‌خورد. این خانه‌ها بیشتر در مرکز و شمال پایتخت هستند و نرخ اجاره آن‌ها بر اساس موقعیت مکانی و تعداد نفرات در نوسان است.
به طور حتم اجاره خانه یا آپارتمان به این شکل علاوه بر ایجاد اخلال از نظر اقتصادی و امنیتی در کشور به بروز مشکلات اخلاقی نیز دامن می‌زند. 

راه حل چیست؟ 
متاسفانه امروزه جوانان به علت عدم توانایی پرداخت هزینه‌های ازدواج و بالا رفتن سطح توقعات خانواده‌ها، قادر به تشکیل یک زندگی مشترک را نداشته‌ و به همین دلیل با بالا رفتن سن‌شان به سمت خانه‌های مجردی روی می‌آورند.

این در حالی است که مشکل اصلی جوانان نه تنها حل نمی‌شود؛ بلکه دغدغه مسئولان مربوطه نیز به حساب نمی‌آید. در حالی که باید از همین حالا با زیرساخت‌های حقوقی، فرهنگی و رسانه‌ای جلوی گسترش خانه‌های مجردی را بگیریم. همچنین باید بحث‌های تقویتی ازدواج و طلاق را در کشور جدی‌تر گرفت؛ زیرا که در غیر این صورت این آسیب‌ها در آینده به طور جدی دامن جامعه را می‌گیرد. اتفاقاتی بسیار فجیع که تنها نمونه‌های جزئی آن مسائلی مثل سقط جنین یا جدایی غیر عاطفی دختران و پسران از هم می‌باشد. 

منبع: فردانیوز




طبقه بندی: سبک زندگی،  مقاله،  تهاجم فرهنگی، 
برچسب ها: خانه‌های مجردی، ازدواج، طلاق، خانواده، آمار طلاق،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : جمعه 25 دی 1394 | توسط : عقیل مصطفوی مجد
آمار منتشر شده حاکی از آن است که ازدواج‌ها در حال کاهش و همچنین سن ازدواج در حال افزایش است. این در حالی است که مسئولان، هر چند وقت یکبار، آماری مبنی بر کاهش آمار ازدواج اعلام می‌کنند و دلایل عدم تمایل جوانان به ازدواج را بر می‌شمارند، امّا در نهایت هیچ اقدام موثری جهت تسهیل در ازدواج جوانان صورت نمی‌گیرد.

بسیاری از دختران و پسران مجرد به منظور آشنایی بیشتر با یکدیگر رابطه برقرار می‌کنند. این در حالی است که بسیاری از این روابط به ازدواج ختم نمی‌شود و دختران و پسران درگیر آسیب‌های روحی و عاطفی می‌شوند. علاوه بر آن، فرصت‌های ازدواج را از دست داده و به مرور زمان سن‌شان بالاتر می‌رود و در نهایت یک فرد تنها و مجرد باقی می‌مانند. 

دلیل بی‌تمایلی ۸۷ درصد پسران به ازدواج؛ عدم پوشش مناسب دختران 
 به تازگی فاطمه سادات محبی؛ پژوهشگر شورای فرهنگی-اجتماعی زنان با اشاره به پژوهشی كه در زمینه آسیب‌شناسی ازدواج دانشجویی در مقاطع مختلف بین ۲۰۶ دانشجو انجام گرفته، اظهار داشته: بر اساس آمار به دست آمده طی این پژوهش، ۷۱ درصد دانشجویان پسر دلیل بی‌تمایلی به ازدواج را سختی‌های اقتصادی عنوان كردند.

وی افزوده: همچنین عدم باور پسران به برکت زندگی پس از ازدواج ۸۰ درصد، مهریه‌های سنگین ۵۸ درصد، توجه به زیبایی و ظواهر ۷۵ درصد، توقعات بالای پسران در انتخاب همسر ۷۴ درصد، ضعف خانواده پسر در یافتن دختر مناسب برای ازدواج ۵۰ درصد، پوشش نامناسب دختران ۸۷ درصد، از جمله آمارهای به دست آمده در این آسیب‌شناسی در بحث بی‌تمایلی دانشجویان به ازدواج محسوب می‌شود.

متاسفانه عوامل فرهنگی نیز در تاخیر ازدواج موثر هستند که از جمله این موارد می‌توان به تغییر نگرش جامعه به ملاک‌های ازدواج، ناکارآمدی شیوه‌های سنتی انتخاب همسر، کاهش تعداد خواستگار دختران، تمایل پسران به ازدواج با دخترانی که ۷ تا ۱۰ سال از آن‌ها کوچکترند، تاخیر در ازدواج به ویژه در پسران اشاره کرد. 

پسران مجرد، دنبال چطور همسری می‌گردند؟ 
پای درد دل پسران مجرد که می نشینی و دلیل ازدواج نکردنشان را می‌پرسی، از مشکلات اقتصادی تا سخت‌گیری خانواده‌ها و پرتوقع بودن دخترها گله می‌کنند و می‌گویند: مگر می‌شود در این زمانه، زن گرفت؟ ما در تامین مخارج زندگی خودمان هم مانده‌ایم، چگونه مخارج زندگی یک نفر دیگر را هم تقبل کنیم؟

امّا برخی دیگر معتقدند که می‌شود ازدواج کرد، ولی بهتر است که قبل از تصمیم گرفتن به ازدواج، با طرف مقابل آشنا شویم و بعد به خواستگاری او برویم. این در حالی است که دختران این مسأله را سوء استفاده می‌دانند و نگرانند که این رابطه برای آشنایی بیشتر به ازدواج ختم نشود و آسیب ببینند.

امیرحسین ۳۴ ساله، فوق لیسانس حسابداری دارد و در دو شرکت مختلف، مشغول به کار است. او هنوز مجرد است و در این رابطه می‌گوید: دلم می‌خواهد که ازدواج کنم و تشکیل خانواده بدهم. حتی به دوستان و آشنایان هم گفته‌ام تا دختری مناسب با شرایط من معرفی کنند تا با او ازدواج کنم.

از او راجع به شرایط ازدواجش می‌پرسم و می‌گوید: دوستان زیادی داشته‌ام که بعد از ازدواج، زندگی مشترکشان دچار مشکلاتی شده است و از هم پاشیده است. دلم نمی‌خواهد ازدواج ناموفقی داشته باشم. برای همین باید با دختری که به من معرفی می‌شود یک الی دو سال رفت و آمد داشته باشم و اگر مناسب یکدیگر بودیم ازدواج کنیم. 

امیرحسین بیان می‌کند: من چهره همسری که انتخاب می‌کنم برایم اهمیت دارد، برای همین خیلی از دخترهایی که به من معرفی می‌شوند و ظاهرشان به دلم نمی‌نشیند را رد می‌کنم. شاید یکی از دلایلی که تا الان مجرد مانده‌ام همین باشد. دلم می‌خواهد همسر زیبایی داشته باشم. البته بسیاری از دخترخانم‌هایی هم که با آن‌ها آشنا می‌شوم، راضی نمی‌شوند تا مدتی با هم آشنا شویم و بعد ازدواج کنیم. آن‌ها در مرحله اول دلشان می‌خواهد من رسما به خواستگاری‌شان بروم. امّا مگر می‌شود که از کسی نشناخته خواستگاری کنی؟ 

دختران مجرد چه می‌خواهند؟ 
 به عقیده دختران مجرد، پسران مسئولیت‌پذیر بسیار کم هستند. آن‌ها می‌گویند نمی‌توانند به راحتی به خواستگارانشان اعتماد کنند.
راحله ۳۵ ساله، فوق لیسانس کشاورزی دارد و در یک شرکت خصوصی کار می‌کند. او می‌گوید: تا به حال خواستگاران زیادی داشته است؛ امّا وقتی می‌فهمد یک پسر ۴۰ ساله تا امروز نتوانسته پس اندازی برای خودش داشته باشد، نمی‌تواند به او اعتماد کند. 
راحله بیان می‌کند: این که همسر من ثروتمند باشد برایم اهمیت زیادی ندارد، امّا اینکه یک پسر تا سن ۴۰ سالگی چه کار مفیدی در زندگی‌اش انجام داده، خیلی مهم است.

او ادامه می دهد: به نظر من یک فرد در زندگی‌اش باید حرفی برای گفتن داشته باشد؛ مثلا یا در رشته خاصی درس خوانده باشد و خود را از لحاظ علمی تقویت کرده باشد یا اینکه در بازار مشغول به کار شده و کسب درآمد کرده باشد. امّا وقتی که یک پسر تا این سن، عمرش را به بطالت گذرانده باشد برای من قابل قبول نیست.  

پیامدهای افزایش سن ازدواج در ایران 
هنوز از یادها نرفته است که محمد اسماعیل مطلق، مدیرکل دفتر سلامت جمعیت و خانواده وزارت بهداشت از وجود بیش از ۱۱ میلیون دختر و پسر جوان در آستانه ازدواج در کشور خبر داده و گفته: بخش قابل مهمی از این جمعیت که بین ۱۸ تا ۳۵ سال دارند، در حال پشت سر گذاشتن سن ازدواج و باروری سالم هستند که این امر زمینه ساز کاهش نرخ باروری در کشور است. 

براساس آمارهای کنونی، سن ازدواج در کشور پنج سال افزایش یافته است که باید تلاش شود حداقل ۲ سال آن را کاهش دهیم تا به نرخ مطلوب باروری یعنی ۲،۱ درصد برسیم. اگر کاهش سن ازدواج درکشور رخ ندهد، درسال ۱۴۳۰ نرخ باروری صفر و پس از آن نیز منفی خواهد شد که این امر مشکلات عدیده‌ای در حوزه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و امنیتی ایجاد خواهد کرد. 
منبع: فردانیوز




طبقه بندی: سبک زندگی،  تهاجم فرهنگی،  مقاله، 
برچسب ها: پسران مجرد، دختران مجرد، خواستگار، عدم پوشش مناسب دختران، سن ازدواج، سن ازدواج در ایران،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 23 دی 1394 | توسط : عقیل مصطفوی مجد
آیا خودارضایی به مقدار کم نیز گناه آلود است؟ آیا خودارضایی کم می‌تواند مفید باشد؟ این قبیل سوالات و شبیه به آن بحث‌هایی را میان برخی کا و علمای دین ایجاد کرده‌ است که بالاخره آیا اصل خودارضایی، موجب ضرر به بدن انسان می‌شود یا نه؟ در این باره با پاسخ گویی به سوال یکی از کاربران، به این سوالات نیز می‌پردازیم؛

سوال:
چرا خودارضایی کردن گناه است؟ در حالی که بعضی از کارشناسان نه تنها منع نمی‌کنند؛ بلکه در مواردی، توصیه هم می‌کنند. چند وقت پیش، دوست خودم که نزد یک مشاور رفته بود و در خصوص تحریک پذیری و نداشتن شرایط ازدواج از او درخواست مشاوره کرد. آن مشاور هم راهکار خودارضایی را برای تخلیه جنسی او پیشنهاد داد. لطفا توضیح بدهید آیا خودارضایی گناه آلود است؟ اگر گناه است، پس چرا آن مشاور چنین راهکاری را داد؟

پاسخ:
چند نکته؛
۱. نیاز جنسی[از جهاتی] مانند نیاز به آب و غذا است؛ امّا مگر انسان برای رفع تشنگی و گرسنگی، از هر آب و غذایی استفاده می‌کند که نیاز جنسی را هم به هر صورتی که شده رفع کند؟ از طرفی، حرمت بسیاری از مسائل را هیچ کس نمی‌داند و قرار نیست فلسفه حرمت و گناه بودن امور مذکور دانسته شود؛ بلکه در این باره لازم است تعبدی بپذیریم که برخی از امور، ارتکابش حرام و گناه آلود است، گرچه پی به ضرر و زیان آن نبریم. از طرفی دیگر، حرمت و گناه آلود بودن امور مذکور هم توسط قرآن و روایات قابل اثبات است.

۲. خود ارضایی علاوه بر گناه بودن آن، مشکل چندانی را حل نمی‌کند؛ چون اولا: خودارضایی مانند ازدواج آرامش جنسی برای انسان نمی‌آورد. ثانیا: ممکن است آستانه انزال را پایین آورده و فرد دچار انزال زودرس شود که پیامدهای ذیل را به همراه دارد:

اول: ممکن است که فرد درآینده، همسرش ناراضی شود؛ چون نمی‌تواند همسر را به ارگاسم برساند[زیرا فردی که خودارضایی می‌کند، بعد از مدتی دچار انزال زودرس می‌شود و همین مسأله در ناتوانی او جهت ارضای همسرش نقش به سزایی دارد.

دوم: فرد از لذت آمیزش جنسی کامل محروم می‌شود؛ چرا که به سرعت تحریک و زود انزالی می‌شود و همین امر موجب می‌شود که فرد نتواند لذت بیشتر و بهتری از رابطه با همسر ببرد.

سوم: با گذشت زمان، به دلیل عدم لذت، میل او به امیزش با همسر کم می‌شود.

چهارم اینکه: فرد به آرامش جنسی نمی‌رسد و مدام تحریک پذیری جنسی دارد و ممکن است سراغ چشم چرانی و رابطه‌های ناقص با غیر همسر، دیدن فیلم و عکس‌های پورنو برود.

۳. متاسفانه برخی از پزشکان بر خلاف انتظار ادعا می‌کنند که خودارضایی به مقدار کم ضرری ندارد. در حالی که تعداد زیادی از پزشکان، روانشناسان و کارشناسان طب معتقدند که خودارضایی ولو به مقدار کم نیز ضررهای خود را دارد و نمی‌توان منکر آسیب‌های آن شد. مانند این است که گقته شود؛ خوردن سم یا زهر به اندازه کم ضرری ندارد. آیا واقعا استفاده از زهر و سم، ولو به مقدار کم ضرری ندارد؟ گرچه به مقدار کم کُشنده نباشد؛ ولی هرگز نمی‌توان منکر آُسیب‌های معتنابه آن شد. در همین رابطه روانشناسان می‌گویند: حتی بر فرض اینکه خودارضایی کم، ضرری نداشته باشد؛ ولی باز هم نمی توان آن را تجویز نمود؛ چون در اثر تکرار آن، فرد به خودارضایی زیاد کشیده شده و به پیامدهای منفی آن گرفتار می‌شود؛ چرا که بعد از چشیدن لذت آن، فرد تصمیمش عوض می‌شود و این کار را ادامه می‌دهد و یا علی رغم عدم تصمیم به زیاده روی، قادر نخواهد بود امیال خود را مهار کند؛ خصوصا با توجه به اینکه اولین گناه سخت است و وقتی کسی اولین گناه را انجام داد، تکرار آن برایش اسان می‌شود.(چون معمولا انجام بسیاری از کارهای ممنوعه برای اولین بار موجب می‌شود که به مرور قبح کار برای فرد ریخته شود و در نهایت نسبت به ترک آن کار بی تفاوت می‌شود.) 

۴. ناگفته نماند که متاسفانه برخی از مشاوران برای از بین بردن وسواس و تعارضات ذهنی افرادی که در خصوص همین مسأله، مراجعه می‌کنند، به آنان حرف‌هایی می‌گویند که مراجعه کننده نه تنها تعارضش برطرف نمی‌شود؛ بلکه بیشتر درگیر این تعارضات ذهنی می‌شود؛ مثلا مراجعه‌ کننده‌ای نسبت به فلان گناه حساسیت شدیدی پیدا کرده است که آن کار را هرگز انجام ندهد؛ ولی به خاطر این حساسیت شدید باعث می‌شود که مدام در ذهن خود با این مسأله کلنجار برود و نتواند زندگی عادی خود را سپری کند. در آنجاست که برخی از مشاوران برای شکستن آن تابویی که فرد از آن گناه برای خود ساخته است، به مراجعه کننده پیشنهاد می‌دهند که آن گناه را انجام دهد تا به قول آنان(این مشاوران) به تدریج حساسیت شدید فرد نسبت به انجام آن گناه که مانع از زندگی عادی او شده بود، از بین برود. غافل از اینکه اینگونه مشاوره‌ها نه تنها حساسیت شدید و تعارضات ذهنی فرد را از بین نمی‌برد؛ بلکه از چاله به چاه افتادن است؛ زیرا تجویز انجام ان گناه برای فرد باعث می‌شود که فرد، احتمالا در چاه آن گناه بیفتد و بیشتر گرفتار شود.

۵. کارشناسان و عالمان دینی بنا به مستندات دینی، خودارضایی را گناه آلود دانسته و انجام آن را تحت هیچ شرایطی توصیه نمی‌کنند. کارشناسان دینی حتی بر فرض مضر نبودن خودارضای به مقدار کم معتقدند؛ از آنجایی که علم بشری بر اساس تجربه و عقل بنا شده است، لذا به طور کامل قابل اطمینان نیست. از همین رو ممکن است هر زمانی، دانش جدیدی کشف شود که ادعاهای علم کنونی را زیر سوال ببرد؛ مثلا یک روز از سوی دانشمندان گفته می‌شود که امواج موبایل خطرناک است و روز دیگر می‌گویند که بی خطر است. عالمان دینی در این باره می‌گویند؛ خداوند متعال بهتر از هر کسی بدن انسان را می شناسد؛ چون سازنده‌ی اوست. وقتی خداوند می‌گوید؛ فلان کار را نکنید، بحث در مورد درستی یا نادرستی آن نا به جاست.  در ادامه به مستندات حرمت و گناه بودن خودارضایی اشاره می‌کنیم؛

- «فَمَن ابتَغَی وَرَاءَ ذَلکَ فَاُولئکَ هُمُ العَادُون؛ هر کس با غیر از همسر و کنیزش، شهوت خود را دفع کند، تجاوزکار و سرکش است.»[مومنون/۷]

- امام صادق(علیه‌السلام) در این باره فرموده است: «سه دسته‌اند كه خداوند با ایشان سخن نمی‌گوید و به نظر رحمت به ایشان نمی‌نگرد و پاكشان نفرموده و برایشان عذاب دردناكی است: كسی كه موی سفیدش را بكند (تا نمایش دهد كه جوان است)، كسی كه به وسیله عضو خودش شهوتش را خارج كند و كسی كه با او لواط كرده شود.»[۱]

- پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) نیز می‌فرماید: «هر کس که با دست، شهوتش را بیرون کند، ملعون است.»[۲]
نمی‌خواهم بگویم از این گناه اجتناب شود؛ چون فلان ضرر جسمی را به همراه دارد؛ بلکه به این خاطر نهی می‌کنم که در قرآن و روایات معصومین(علیهم‌السلام) به طور مستقیم به این مسأله اشاره شده و جای هیچ بحثی را باقی نمی‌گذارد.

۶. در مورد توصیه مشاور موردنظر نیز باید عرض کنم؛ اگر واقعا چنین مشورتی را داده باشد، راهکار و پیشنهاد نادرستی به شما داده است و یا حداقل اطلاعات دینی این مشاور در این زمینه ناکافی است. لذا توصیه می‌کنم که در انجام مشورت از مشاوران، حسّاسیت به خرج داده و از مشاوران دیندار، عالم، حاذق و باتجربه استفاده کنید. از طرفی صرف قرار گرفتن پیشوند مشاور در کنار نام فرد، باعث نمی‌شود که حرف‌ها و مشورت‌های او درست باشد.

پی‌نوشت:
[۱]. وسائل الشیعه، ج۱۴، ص۲۶۸
[۲]. مستدرک الوسایل، بخش نکاح، ص۵۷۰

بازنشر اول: رهروان ولایت




طبقه بندی: سبک زندگی،  تهاجم فرهنگی،  مشاوره خانواده،  مشاوره ازدواج، 
برچسب ها: خوارضایی، آرامش جنسی، چشم چرانی، استمناء، مشاور،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : شنبه 28 آذر 1394 | توسط : عقیل مصطفوی مجد
چه بسا شما هم مشاهده کرده باشید که در برخی از مناسبت‌ها و جشن‌های انقلاب اسلامی، به عنوان مثال؛ سالروز ۱۳آبان [روز مبارزه با استکبار جهانی] یا جشن انقلاب اسلامی و ... برخی ار افراد جامعه، با تیپ و پوشش زننده‌ای ظاهر می‌شوند که بیشتر مشابهت به مخالفان انقلاب اسلامی دارد تا با موافقان. حال، کسی که در چنین مناسبت‌هایی حضور پیدا می‌کند، اگر کمترین اطلاع و ارادتی به انقلاب و شهدا داشته باشد، حداقل با ظاهری موجه در چنین مناسبت‌هایی شرکت می‌کند. از طرفی حضور اینگونه افراد با ظاهری زننده در چنین مناسبت‌هایی، در ذهن یک فرد انقلابی، پارادوکس نیز ایجاد می‌کند که نیت و قصد اینگونه افراد با چنین مناسبتهایی چه تناسبی دارد! به راستی چه توجیح منطقی می‌توان برای آن داشت؟ آیا این پارادوکسی که در ذهن برخی‌ها نسبت به اینگونه افراد ایجاد می‌شود، ناشی از بدبینی زیاد نسبت به این قبیل افراد است؟

قبل از پاسخ به این سوال باید توجه داشت که هیچ کس جز با اذن خدای تبارک و تعالی نمی‌تواند نیت، قصد و منظور واقعی افراد را نیت خوانی کند. مضاف براینکه همواره اصل در آموزه‌های دینی اسلام، خوش بینی و پرهیز از بدبینی و سوءظن است. همانطور که خدای متعال نیز در این باره فرموده است: «یا اَیُّها الَّذینَ ءامَنُوا اِجتَنِبُوا كَثیراً مِنَ الظَّنِّ اِنَّ بَعضَ الظَّنِّ اِثمٌ؛ ای كسانی كه ایمان آورده‌اید! از بسیاری از گمان‌ها بپرهیزید، چرا كه پاره‌ای از گمان‌ها گناه است.»[حجرات/۱۲]

همچنین یكی از اصول اسلامی، "اصالة الصحه" است؛ بدین معنی كه اگر عملی را از مسلمانی دیدیم كه از جهت ظاهر خوب نیست، آن را خوب بدانیم و كار او را به صورت صحیح و خوب توجیه كنیم. تا جایی که پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمود: «اُطلُب لِاَخیكَ عُذراً، فَاِن لَم تَجِد لَه عُذراً فَالتَمِس لَهُ  عُذراً: برای گفتار و كرداری كه از برادرت سر می‌زند، عذری بجوی و اگر نیافتی، عذری بتراش.»[۱]
البته منظور این نیست که برای پوشش نامناسب برخی از افراد، توجیح و محمل پیدا کنیم. مسلما پوشش بعضا نامشروع برخی از افراد توجیحی ندارد، امّا نباید به اصل مسلمانی و یا مومن بودن آنان دچار سوءظن شد. روایت مذکور هم در شاهد مثال ما، ناظر به همین بخش است.

بر همین اساس شما را به نکات ذیل توجه می‌دهم:
۱. همانطور که می‌دانید انسان‌ها دارای مراتب مختلفی از ایمان هستند و هرکسی بر حسب درجه و مقدار ایمان، رفتار و اخلاق خود را تنظیم می‌کند.

۲. نکته بعدی اینکه هیچ گاه نباید یک ضعف و یا کار خلاف را به کل شخصیت فرد تعمیم دهیم. لذا اگر فردی دچار اشتباه و یا خطایی شود نمی‌توان در بدو امر صفت بد بودن را به کل شخصیت او نسبت داد. گرچه آن بخش از رفتار فرد، بد بوده باشد، ولی این دلیل نمی‌شود که کل شخصیت فرد، به بد بودن تعمیم داده شود.

۳. گاهی بروز یک رفتار نادرست از فرد، حاکی از غفلت و ناآگاهی او می‌باشد و چه بسا با کسب آگاهی، بینش و بصیرت، رفتار فرد اصلاح شود.
۴. در مواردی نیز ضعف شخصیت و یا کمبود اعتماد به نفس، موجب بروز رفتارهایی برخلاف عقایدش نیز می‌شود.
۵. گاهی هیجانات جوانی هم بر مدیریت رفتار، تاثیرگذار است که بازهم این دلیل بر بی دینی و یا بی ایمانی او نیست.

۶. در مواردی هم مشاهده شده که حس وطن دوستی، عدالت، مبارزه با استکبار موجب حضور افراد مختلف با عقاید و باورهای مختلف می‌شود؛ چنانکه گاها می‌بینیم که هموطنان غیرشیعی و حتی غیرمسلمان نیز در چنین تجمعاتی حضور پیدا می‌کنند.

بنابراین با مقدمه و نکاتی که ذکر شد، نمی‌توان ادعا کرد که یک فرد انقلابی، شیعی و دوستدار اهل بیت، اصلا دچار لغزش و یا اشتباه نمی‌شود. بلکه به فراخور حال، هرکسی در برهه‌ای از زمان، ممکن است دچار خطا شود، ولی این به معنای قرار گرفتن در صف مخالفان انقلاب اسلامی نیست، گرچه خطای او نیز در قامت و شأن انقلاب اسلامی هم نیست. 

پی‌نوشت:
[۱]. الخصال، ص۶۲۲




طبقه بندی: سبک زندگی،  تهاجم فرهنگی،  حجاب و بدحجابی،  مشاوره خانواده، 
برچسب ها: 13 آبان، روز مبارزه با استکبار، پوشش نامناسب، پوشش زننده، اصالة الصحه، بدبینی، سوءظن،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : جمعه 15 آبان 1394 | توسط : عقیل مصطفوی مجد
  • تعداد کل صفحات : 14  صفحات :
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...