تبلیغات
آرامش کجاست؟ - مطالب نقش زن در خانواده
بدیهی است هر انسانی لازم است به انسان‌های دیگر احترام بگذارد و زوجین نیز طبق این اصل لازم است نسبت به هم رفتارهای محترمانه داشته باشند. البته در آموزه‌های دینی ما، اکرام و احترام نسبت به زن جایگاه ویژه و ممتازی دارد؛ به گونه‌ای که در اسلام بطور خاص بر «احترام شوهر به زن» سفارش و تاکید شده است؛ مثلا رسول خدا(صلّی‌الله‌علیه‌وآله) در این باره فرموده است: «مَن اتَّخذَ زَوجةً فَلیَکرمهَا؛ کسی که زنی را به همسری بر می‌گزیند، بر وی واجب است که او را احترام کند.»[۱] و یا در روایتی دیگر فرموده: «خَیرُكُم، خَیرُكُم لِنِسائِهِ وَ أنَا خَیرُكُم لِنِسائِی؛ بهترین شما شخصى است كه با همسرش خوش رفتارتر باشد و من از تمامى شما نسبت به همسرانم خوش رفتارترم.»[۲]

همچنین در روایتی دیگر آمده است که حضرت فرمود: «فقط انسان‌های بزرگوار زنان را گرامی می‌دارند.»[۳]

علاوه برآن، توجه به این نکته کلیدی را می‌توان در زندگی بزرگان نیز مشاهده کرد؛ مثلا در سیره شهید آیت‌الله مدنی(رحمة‌الله‌علیه) آمده است که ایشان احترام خاصی برای همسرشان قائل بودند، بطوریکه هرگاه بچه‌ها، مادرشان را آزرده خاطر می‌کردند، چهره ایشان درهم می‌رفت و همین باعث می‌شد که بچه‌ها به تکاپو بیفتند تا مادرشان را راضی کنند و آن وقت بود که اخم از چهره ایشان پاک می‌شد. ایشان و همسرشان آن چنان به همدیگر احترام می‌گذاشتند که خواه ناخواه تمام وجود بچه‌ها هم نسبت به آن‌ها احترام می‌شد.[۴]

البته احترام به زن، در سطح کیفیت و کمیت احترام‌های دیگر نیست؛ بلکه در یک سطحی بسیار بالاتر قرار دارد که این هم به خاطر نوع خلقت و ویژگی‌های خاص زن و شخصیت ویژه‌ی اوست.

لذا مردان از آنجایی که از توانایی فیزیكی بیشتری نسبت به زنان برخوردار هستند، لازم است مواظب باشند تا در موقعیت‌های ناراحتی و خشم، تندی‌ها و سخت گیری‌های بیجا نداشته باشند. بلکه سعی کنند فضای آرام، صمیمی و اطمینان بخشی در محیط خانواده بوجود آورند.

امّا کسانی که نسبت به این مسأله(احترام خاص به زن) غافل هستند، بدین خاطر است که آن‌ها، آن قابلیت احترام خاص زن را نمی‌بینند یا از آن آگاهی ندارند و تصور می‌کنند همان احترامی که به دیگر مردان به‌طور کلی گذاشته می‌شود، برای زنان کافی است! حال آن‌که زن به دلیل خصوصیت خاصی که دارد، احترام بیش‌تر و خاص‌تری را می‌طلبد و تنها در این صورت است که در جایگاه واقعی خود دیده می‌شود.
امّا نمونه‌ عمده دیگر این نوع نگاه را در جامعه غربی نیز می‌توان مشاهده کرد که مدام از تساوی حقوق زن و مرد و فمینیسم دم می‌زنند.

نگاهی که جامعه غربی به زن دارد، بطور کلی از چندان احترام و ارزش خاصی برخوردار نیست؛ علتش هم این است که تفاوتی میان نوع رفتار با زنان و نوع رفتار با مردان قائل نیستند و میزان احترام به زن و مرد را یکسان می‌‌پندارند. «در کشورهای غربی مسائل فرهنگی به ویژه خانواده به اضمحلال کشیده شده است. فمینیسم در غرب به اسم دفاع از حقوق زنان موجب نابودی پایه‌های خانواده شده است؛ صاحب‌نظران این جریان، ارزش خانواده را در ذهن زنان کمرنگ می‌کنند و ارزشمندترین جایگاه یعنی نقش مادری را بی ارزش جلوه می‌کنند و به زنان می‌گویند که نقش مادری یعنی مبارزه مستقیم برای براندازی خانواده. بنابراین ازدواج و قبول نقش مادری را اسارت و بردگی زن معرفی می‌کنند. در حال حاضر، خانواده در غرب تحت تأثیر تفکرات و جنبش‌های فمینیستی قرار دارد. طرفداران مکتب فمینیسم معتقدند ایفای نقش مادری و همسری توسط زنان، آن‌ها را محدود می‌کند.»[۵]

در حالی که دین اسلام بر جایگاه واقعی زن تأکید دارد و آموزه‌های دینی نیز درمورد زنان کمک می‌کند که آن احترام خاصی زن حفظ شود؛ یعنی همه بدانند که نگاه به زن باید نگاهی فوق‌العاده ممتاز و با احترام ویژه باشد. به چند نمونه‌ که آموزه‌های اسلام برای زن ارزش خاصی قائل شده است، اشاره‌ می‌کنیم:

۱. در روایتی، مرد عربی از پیغمبراکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) سوال کرد: «ای رسول خدا! من به چه کسی نیکی کنم؟» پیامبر فرمود: «به مادرت!» مرد عرب دوباره پرسید: «بعد از آن به که نیکی کنم؟» پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) دوباره فرمود: «به مادرت» مرد عرب باز پرسید: «پس از او به که؟» پیامبر فرمود: «پس از او به پدرت نیکی کن.»[۶]

۲. معاویة ‌بن جاهمه می‌گوید: خدمت پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) رسیدم و عرض کردم: «می‌خواهم با شما در راه خدا و زندگی آخرت جهاد كنم. فرمود: "آیا مادرت زنده است؟" گفتم؛ بلی. فرمود: "برگرد و به او نیكی كن." در مقابل حضرت قرار گرفتم و گفتم: ای رسول خدا! می‌خواهم با شما در راه خدا و برای زندگی آخرت در جهاد شركت كنم. فرمود: "آیا مادرت زنده است؟" گفتم: بلی. فرمود: "پاهای مادرت را بچسب كه بهشت همان جاست."»[۷]

۳. در روایت دیگری از پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) آمده است: «اگر چیزی از بیرون خریداری کردید و به خانه آوردید، اوّل هدیه‌ی دختران خود را بدهید و بعد از آن، به پسران خود بدهید؛ چرا که خشنود کردن دختران و دلجویی کردن از آن‌ها ثواب بیشتری دارد.»[۸]

۴. غضب خداوند برای هیچ گناهی مانند غضبی که در رابطه با رعایت نکردن حقّ زنان و کودکان می‌کند نیست.[۹]

۵. تعبیر قرآنی معاشرت معروف با زنان: «و عاشروهنَّ بالمعروف؛ و با آنان ، بطور شایسته رفتار کنید!»[نساء/۱۹]

روایات و موارد متعدد دیگری نیز در راستای ارزش و احترام ویژه به زن وجود دارد که به دلیل اجتناب از طولانی شدن مطلب، به همین موارد اکتفا می‌کنیم.

پی‌نوشت:
[۱]. بحار‌الانوار، ج ۱۰۰، ص ۲۲۴
[۲]. وسائل، ج۱۴، ص۱۲۲
[۳]. نهج‌الفصاحه، ح ۱۵۲۰
[۴]. ماهنامه امتداد، ش ۳۶، ص۱۴-۱۰
[۵]. تساوی زن و مرد یا تفاوت از نگاه اسلام و دیدگاه غرب

[۶]. اصول کافی، ج۲، ص۱۵۹، ح۹
[۷]. هندی، ۱۴۱۳ق، ج۱۶، ص۴۶۱
[۸]. وسائل الشیعه، ج۱۵، ص۲۲۷
[۹]. همان، ص۲۰۲

بازنشر اول: رهروان ولایت





طبقه بندی: سبک زندگی،  نقش زن در خانواده،  تهاجم فرهنگی، 
برچسب ها: احترام به همسر، احترام ویژه به زن، ارزش و جایگاه زن، نگاه غرب به زن، ارزش زن در اسلام، احترام به زن،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 22 شهریور 1394 | توسط : عقیل مصطفوی مجد
یکی از تلخ‌ترین و فاجعه بارترین تجلیات جنایت آمیز روزگار جاهلیت پیش از اسلام رخداد زنده به گور کردن دختران بود؛ رخدادی که هنوز هم پس از قرن‌ها به عنوان نماد جاهلیت آن دوران به یاد می‌آید و قلب هر بشری را می‌فشارد.
با این یادآوری، این سؤال در ذهن انسان نقش می‌بندد که چگونه ممکن است جامعه و مردمانی در عمق جهل و تاریکی ذهن و ضمیر خویش، به چنین عمل شقاوت آمیز و دنائت پروری دست بزنند.

طلیعه خورشید اسلام در شب دیجور جهل و جور
امّا از سوی دیگر باید گفت با طلیعه خورشید اسلام در جهان بشریت، نورانیت این مکتب وحیانی توانست بر همه عرصه‌ها و مواقف و مواضع بشر، سایه‌ای از حقیقت و کمال و پیشرفت بیاندازد.

این نور تابان اسلام بود که توانست از همان مردمانی که دختران خویش را زنده به گور می‌کردند، مردان و زنانی را تربیت نماید که پله‌های رشد و کمال و معنویت را یکی پس از دیگری طی نمایند و به مدارجی نائل آیند که غبطه هر انسانی را در هر عصری برانگیزد.
اسلام آمد تا زنان و دختران را از انتهای چاه ویل تاریکی و جهل و ظلم و نیستی، به قله شکوه و مجد و عظمت و برجستگی برساند. 

از دختری که زنده به گور می‌شد تا زنی که دامنش، راه معراج مرد
اسلام آمد تا زن را به مقامی برساند که به قول حضرت امام خمینی(رحمةالله‌علیه) از دامن او، مرد به معراج برود.
اسلام آمد تا زن را با حقیقت وجودی‌اش آشنا سازد و او را در برابر جاهلیت اولی و اخری که همان زنده به گوری و ابزار شهوت رانی غرب مدرن امروزی است، صیانت نماید.  آری، روز دختران از تمام این زوایای خطیر و حیاتی تاریخی و بشری حائز اهمیت است.

دختر، پاسداشتی بر عطوفت و لطافت و نمک زندگی
امّا از سوی دیگر، روز دختر پاسداشتی است برای حقیقت ناب و تابناک دخترانگی که جلوه‌ای لطیف و شریف از همه زیبایی‌های خلقت است. دختر موجبات برکت مادی و معنوی را در خانه و خانواده به همراه دارد و شیرینی و لطافتی بی‌مانند به کانون گرم خانواده می‌بخشد.
دختر با حضورش در خانه و در کنار سایر اعضای بیت، دژی عاطفی و دریایی از عاطفه و لطافت را به ازمغان می‌آورد. دریایی که می‌توان در زیبایی و طراوت و مهر و محبت و دلسوزی و شفقتش غوطه ور شد و طعم شیرین زندگی را با کام جان چشید.

دختران امروز، مادران فردای جامعه
دختران امروز مادران فردای جامعه‌اند و نوع تربیت و رشد و نمو معنوی و جسمی آن‌ها می‌تواند بسیار سرنوشت ساز و تأثیرگذار باشد. این همه اهمیت و ارزش را که در ارکان جامعه و در ساحت‌های مختلف حیات فردی و جمعی اجتماع تأثیرگذار است، می‌توان در آموزه‌های دینی و بیان بزرگان آئینی نیز ردیابی نمود و از آن بهره گرفت.

چه زیبا و درس آموز است اینکه بزرگ‌ترین موهبت الهی و هدیه آسمانی برای پیامبر اکرم(صلی‌الله‌‌علیه‌وآله) همان خیر کثیر و کوثری است که خداوند تبارک و تعالی در دورانی که آن حضرت مورد خطاب طعنه آمیز و سخره پیشانه کفار و دشمنان دین خدا بود، در قامت دختری از نسل بهشت و بهار برایش به ارمغان آورد و هدیه نمود. 

زهرای اطهر(سلام‌الله‌علیها)، دختری که‌ام ابیها و ام الائمه نام گرفت
آری، حضرت زهرا(سلام‌الله‌علیها) به سان دختری معصوم و پاک که نام و نگاهش سرشار از زیبایی و طراوت و شور و شعور بود، نماد و نشانه‌ای شد از حقیقت و بشارت ادامه رسالت و اینکه جان پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) با همه حقایق منتشر و مستتر در دین مبین و رسالت معنویش، در سیما و جان و جهان حضرت زهرا(سلام‌الله‌علیها) به ودیعت نهاده شده و قرار گرفته است.
به راستی چه افتخار بزرگ و بی‌نظیری است برای یک دختر که محمل چنین ارزش‌های ناب و تابناکی شود.

دختران بر فراز آموزه‌های حمایتی و رحمانی دین اسلام
در بسیاری از منابع روایی شیعی، سخن در باب ارزش و اهمیت دختران و جایگاه آنان رفته است. در شریف کافی «باب فضل البنات؛ درباره فضیلت دختران»، در وسائل الشیعه «باب استحباب طلب البنات و اکرامهن؛ مستحب بودن طلب دختر از خداوند و تکریم دختران» و «باب زیادة الرقة علی البنات و الشفقة علیهن اکثر من الصبیان؛ درباره دل سوزی و محبت بیشتر به دختران در مقایسه با دیگر فرزندان» و موارد بسیار و بی‌شمار دیگری که همگی گویا و جویای ارزش و اهمیتی است که اسلام عزیز برای دختران و حقیقت وجودی آنان قائل است. 

جلوه‌های قدر و قیمت دختران در بیان و بنان معصومان
امّا در میان انبوه روایات ارزشمند نبوی و ائمه اطهار می‌توان به نمونه‌هایی از این گوهرهای ناب و تابناک اشاره نمود که هر یک جلوه‌ای از آن تجلی بهشتی و لمحه‌ای از آن حقیقت زیبای الهی را به تصویر کشیده‌اند.
از پیامبر اعظم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) نقل است که فرمود: «بهترین فرزندان شما دختران هستند. هر که را دختری است، خداوند یاری دهنده او، برکت بخش به او و آمرزنده او خواهد بود. مهر ویژه خداوند بر پدر دختران باد. دختران مبارک و دوست داشتنی­اند و پسران بشارت دهندگانند و دختران باقیات صالحات‌اند.»[۱]

هر خانه‌ای که در آن دختر باشد، هر روز دوازده برکت و رحمت از آسمان ارزانی‌اش می‌شود و زیارت فرشتگان از آن خانه قطع نمی‌گردد؛ در حالی که در هر شبانه روز برای پدر آن دختران عبادت یکسال نوشته می‌شود.
هر کس سرپرستی دو یا سه دختر را داشته باشد، با من در بهشت خواهد بود.

به پیامبر خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) بشارت تولد دختری دادند. حضرت با نگاهی به چهره اصحاب دریافت که آن‌ها از این خبر ناخرسندند؛ از این روی فرمود: «شما را چه شده، گلی به من داده شده که او را ببویم و روزی‌اش بر عهده خداوند متعالی است.»[۲]
و از امام صادق(علیه‌السلام) نقل است که فرمود: «پسران نعمت‌اند و دختران حسنه و نیکی و خداوند از نعمت‌ها می‌پرسد، ولی بر نیکی‌ها پاداش می‌دهد. آن‌که سرپرستی دو دختر را عهده‌دار شود، این کار او را از آتش و عذاب باز خواهد داشت.»[۳]
آن‌گاه که مردی صاحب دختری شد، خداوند فرشته‌ای به سوی نوزادش روانه می‌کند که بال بر سر و سینه او کشد و گوید: کودکی ضعیف آفریده شده است. انفاق کنندگان بر او از سوی خداوند یاری خواهد شد.
و نیز از امام رضا(علیه‌السلام) نقل است که فرمود: «خداوند بر دختران مهربان‌تر از پسران است و هر کسی بانویی از محارم خود را شاد کند، روز قیامت از سوی خداوند شاد می‌گردد.»[۴]

روز دختر، نام و یاد کریمه اهل بیت و الگوبرداری سازنده از مقام آن بانوی جوان و برومند
امّا مناسبت روز دختر که در سال ۱۳۸۵ و به توسط شورای عالی انقلاب فرهنگی، بر اساس پیشنهاد فرهنگسرای دختران و به مناسبت تولد حضرت فاطمه معصومه(سلام‌الله‌علیها)، کریمه اهل بیت به عنوان «روز ملی دختران» نامیده شد، در عین ادای دین در حق دختران جامعه و یادآوری ارزش و اهمیت بی‌مانند آنان، توجه و تعظیمی هم در برابر مقام شامخ حضرت فاطمه معصومه(سلام‌الله‌علیها) است.
این بانوی بزرگوار که در عین جوانی، دارای مقامی بس عظیم و سترگ و شگرف است؛ تا به اندازه‌ای که زیارتش همردیف زیارت حضرت زهرای اطهر(سلام‌الله‌علیها) نامیده شده و بهشت، دستاورد و جزای زائران حضرتش عنوان گردیده است.
بانوی بزرگواری که حرمش ملجإ و مإمن همگان بوده است؛ از عادی‌ترین مردم تا علمای برجسته و بزرگواری که در مهم‌ترین و حساس‌ترین معضلات علمی خویش، به آستان ملک پاسبان او پناه می‌بردند و حوائج خویش را به بهترین و برترین وجه ممکن دریافت نموده و گشایش کار خویش را به چشم دل و سر می‌نگریستند.

امید است که با نامگذاری روز ولادت باسعادت و مبارک آن کریمه اهل بیت، دختران سرزمین ما بتوانند با الگوبرداری از حیات ربانی و طیبه آن زن آسمانی، به جان و جهان خویش، جلوه‌ای از نورانیت و برکت و معنویت ببخشند و در سلک بانوان بهشتی درآیند.

پی‌نوشت:
[۱]. وسائل الشیعه، ج۲۱، ص۳۶۲ و ۳۶۳
[۲]. وسائل الشیعه، ج۲۱، ص۳۶۷
[۳]. مستدرک الوسائل، ج۱۵، ص۱۱۶، ح ۱۷۷۰۸
[۴]. من لایحضره الفقیه، ج۳، ص۴۸۲، ح۴۶۹۳





طبقه بندی: سبک زندگی،  نقش زن در خانواده،  مقاله، 
برچسب ها: روز دختر، روز ملی دختران، حضرت معصومه، دختران، دختران امروز،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : سه شنبه 27 مرداد 1394 | توسط : عقیل مصطفوی مجد
هرکس با هر دیدگاه تحلیلی، با فضائل حضرت خدیجه(سلام‌الله‌علیها)، این بانوی بزرگ رو به رو شود، اولین چیزی که چشم او را خیره می‌کند، ایثار بی مانند ایشان است.
خدیجه کبری(سلام‌الله‌علیها) تاجر بود و به راستی تجارتی کرد که هرگز ورشکستگی و کسادی نداشت؛ چنان که خداوند متعال می‌فرماید: «یَرجُونَ تجارةً لَن تبُور؛ به تجارتی که نابودی ندارد امید بسته‌اند.»[فاطر/29] او همه‌ی هستی خود را و هرچه داشت به خاک پای سید ابرار نثار کرد، بدون منت و بدون طلب سود و اجرت؛ امّا در مقابل چیزی را خرید که وصفش گفتنی نیست و آن دلبستگی سید ابرار و محبت حبیب الله بود، چندان که رسول خدا تا آخر عمر می‌فرمود: «هیچ کس برای من خدیجه نمی‌شود.»[1]
عایشه از پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) نقل می‌کند که آن حضرت می‌فرمود: «کانت مِن أحسن النساء جمالاً و أکملهن عقلا و أتمهن رأیاً و اکثرهنّ عفةً و دیناً و حیاءً و مروةً و مالاً؛ وی در زیبایی، یکی از نیکوترین زنان و در خردورزی یکی از کامل‌ترین زنان و در فرزانگی یکی از داناترین زنان و نیز یکی از عفیف‌ترین، متدین‌ترین، با حیاترین، با شخصیت‌ترین و دارنده‌ترین زنان بود.»[2]

مناقب خدیجه‌ی کبری(سلام‌الله‌علیها) در قرآن کریم
1. مگر نه تو را یتیم یافت، پس پناه داد؟ و تو را سرگشته یافت، پس هدایت کرد؟ و تو را تنگدست یافت و بی نیاز گردانید؟ و امّا [تو نیز به پاس نعمت ما] یتیم را میازار و گدا را مران.»[ضحی/آیات6تا10]
کلمه‌ی «عائل» به معنای تهیدست است که از مال دنیا چیزی ندارد. زمانی که حضرت رسول(صلّی‌الله‌علیه‌وآله) عائل و تنگدست بودند، خدای تعالی او را از طریق ازدواج با حضرت خدیجه(سلام‌الله‌علیها) بی نیاز گردانید و خدیجه کبری(سلام‌الله‌علیها) تمامی دارایی خود را به آن حضرت بخشید.[3]
هر چند بعضی از مفسران گفته‌اند، مراد از «اغناء»، استجابت دعای آن حضرت است نه بی نیازی اقتصادی.[4]
اما «قرطبی» در تفسیر خود می‌نویسد: «یعنی او را به واسطه‌ی خدیجه(سلام‌الله‌علیها) بی نیاز نمود.»[5]
بنابراین، می‌توان خدیجه کبری(سلام‌الله‌علیها) را عامل بشری و مادی برای فراهم نمودن زمینه‌ی بی نیازی معنوی و مادی حضرت رسول اکرم(صلّی‌الله‌علیه‌وآله) دانست.
2. «و [یاد کن] هنگامی را که فرشتگان گفتند: ای مریم، خداوند تو را برگزیده و پاک ساخته و تو را بر زنان جهان برتری داده است.»[آل عمران/42]
خطاب این آیه را نه فقط به حضرت مریم(سلام‌الله‌علیها)، بلکه خطاب به چهار زن برتر جهان هستی دانسته‌اند.
پیامبر اکرم(صلّی‌الله‌علیه‌وآله) می‌فرماید: برترین زنان عالم، چهار نفرند، خدیجه بنت خویلد و فاطمه بنت محمد و آسیه بنت مزاحم و مریم بنت عمران.»[6]
این حدیث گویای این واقعیت است که مصداق دیگر این آیه‌ی شریفه، حضرت خدیجه(سلام‌الله‌علیها) می‌باشد.

پی‌نوشت:
[1]. نهایة الأرب فی فنون الادب، ج18، ص172
[2]. ریاحین الشریعة، ج2، ص204
[3]. المیزان، فی تفسیر القرآن، ج20، ص311
[4]. تفسیر الصافی، ج5، ص342
[5]. الجامع لأحکام القرآن، ج21، ص99
[6]. مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج2، ص745

بازنشر اول: رهروان ولایت




طبقه بندی: سبک زندگی،  نقش زن در خانواده،  مقاله، 
برچسب ها: حضرت خدیجه، خدیجه کبری، زن برتر جهان، فضائل حضرت خدیجه،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 7 تیر 1394 | توسط : عقیل مصطفوی مجد
زن نمی‌دانست که چه بکند؟

خُلق و خوی شوهرش او را به تنگ آورده بود، همیشه می‌گفت و می‌خندید، با بچه‌ها خوش و بش می‌کرد، ولی مدتی بود با کوچک‌ترین مسأله عصبانی می‌شد و داد و فریاد می‌کرد!!!

زن روزی به نزد عارفی رفت تا از او کمک بگیرد، زن از عارف دستوری خواست تا شاید چاره‌ی کارش شود! 

عارف نگاهی به زن کرد و گفت: چاره‌ی کار تو در یک تار مو از سبیل ببر کوهستان است.

ببر کوهستان!! آن حیوان بسیار وحشی است!! و هر وقت تار مویی از سبیل ببر وحشی را آوردی، دستوری به تو می‌دهم تا شوهرت با تو مهربان شود... زن با ناامیدی به خانه‌اش برگشت؛ غذایی با گوشت آماده کرد و روانه‌ی کوهستان شد، خود را به نزدیکی غار رساند، از شدت ترس بدنش می‌لرزید، امّا مقاومت کرد... آن شب ببر بیرون نیامد!

چندین شب به همین منوال گذشت. هر شب چند گام به غار نزدیک‌تر می‌شد، بلاخره ببر وحشی غرش کنان از غار بیرون آمد و ایستاد و به اطراف نگاه کرد! 
هر شب که می‌گذشت، آن ببر و زن چند گام به هم نزدیک‌تر می‌شدند....

چهار ماه طول کشید تا ببر به واسطه‌ی بوی غذا به زن نزدیک شد و آرام آرام شروع به خوردن کرد. مدتی گذشت...
طوری بود که ببر بر سر راه زن می‌ایستاد و منتظر می‌ماند، زن خود را به ببر نزدیک‌تر می‌کرد و سر او را نوازش می‌کرد و با ملایمت به او غذا می‌داد.

با وجود دشواری و سختی راه، هر شب آن زن برای ببر غذا می‌برد و سر او را در دامن خود می‌گذاشت، دست نوازش بر مویش می‌کشید ...!

بالاخره یک شب زن با ملایمت تار مویی از سبیل ببر کند و شادمان نزد آن عارف رفت .... فکر می‌کنید آن عارف چه کرد؟
نگاهی به اطرافش کرد و آن تار مو را به داخل آتشی انداخت که در کنارش شعله ور بود.

زن، هاج و واج نگاهی کرد در حالی که چشمانش داشت از حدقه بیرون می‌زد، ماند که چه بگوید. عارف با خونسردی رو به زن کرد و گفت: آیا "مرد تو" از آن ببر کوهستان بدتر است؟ تو نیرویی داری که از وجود آن بی خبری!

با صبر و حوصله، عشق و محبت توانستی آن حیوان را رام کنی! مهار خشم شوهرت در دستان توست، پس محبت و عشق را به او ببخش و با حوصله و مدارا، خشم و عصبانیت را از او دور ساز. آری توانایی انسان شگرف است.

منبع: جام نیوز




طبقه بندی: نقش زن در خانواده،  ارتباط با همسر، 
برچسب ها: مهارت زنانه، خُلق و خوی شوهر، عارف، حیوان وحشی، ببر کوهستان، عشق و محبت، خشم،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 3 خرداد 1394 | توسط : عقیل مصطفوی مجد
اگر واقعا محور اصلی در زندگی را این قرار داده باشیم که زن و شوهر برای همدیگر هستند، یعنی عشق زن باید برای همسرش ‌باشد، نه کارش و آرامش همسر از فرزند هم واجب‌تر است و از دوست داشتن فلان حرفه و کار هم واجب‌تر است، نتیجه می‌گیریم که زن باید نگاه اصلی‌اش به مرد باشد.

چه بسا تعداد قابل توجه‌ای از خانم‌هایی که شغلشان را خیلی دوست دارند، به این دلیل باشد از همسرانشان خیری نمی‌بینند و همسرانشان آرامش گری کمتری دارند. در این صورت است که خانم‌ها ترجیح می‌‌دهند بروند جایی کار کنند که دیگران مثلا به آن‌ها بگویند: شما چقدر معلم یا کارمند یا مدیر خوبی هستید، آفرین و ... (البته این فارغ از خانم‌های شاغلی است که به دلیل رابطه زناشویی خوب میان خود و همسرانشان، همواره در زندگی مشترک، همسر و مادر موفقی هستند.)

لذا این خلأ عاطفی در درون عده‌ای از خانم‌ها، باعث می‌شود که خانم‌ها به شغل و کار سوق داده و در نتیجه وابسته کار شوند؛ زیرا وقتی این نیاز عاطفی از طرف شوهر ارضا نشود، دانش آموزان، همکاران و یا مدیر با گفتن اینکه شما چقدر کارمند یا معلم خوبی هستی، نیاز او را برطرف می‌کنند.

در اینصورت عده‌ای از خانم‌ها به دنبال رفع خلأ عاطفی خود می‌روند، نه به دنبال اینکه پولی به خانه بیاورند و خرج کنند. به همین دلیل است که اگر نروند، افسرده می‌شوند؛ چون به دنبال بر طرف ساختن خلأ روانی خود هستند و این خلأ روانی را متاسفانه همسرانشان ایجاد کرده‌اند.

از طرفی این خانم‌ها هم می‌خواهند همسر باشند، هم می‌خواهند مادر باشند و هم می‌خواهند کار کنند. از طرفی دیگر همسرشان نیز جوان است و نیازهای خاص خودش را طلب می‌کند، ولی می‌بینند خانم از صبح تا غروب لباس عوض نکرده است، به خودش نرسیده است و شب هم خیلی خسته است. از این رو کار به تنش، دلسردی و فاصله افتادن میان زوجین می‌افتد.

مسلما بستر سعادت و خوشبختی در زندگی زوجین، جاذبه‌های فکری، اهل امید بودن، اهل رحمت بودن، مثبت اندیش بودن، جاذبه‌های کلامی، بصری، رفتاری و جنسی است. همچنین ریشه طلاق هم دافعه‌های روانی، بصری، کلامی، رفتاری و جنسی است و بقیه مسائل بهانه است. چه بسا بیش از 95 درصد موارد ریشه همسرستیزی و همسر گریزی همین است. به همین جهت اگر واقعا کار برای زن واجب نباشد و بخواهد برای راحتی خودش کار کند، اشتباه است.

بازنشر اول: رهروان ولایت




طبقه بندی: سبک زندگی،  نقش زن در خانواده،  اختلافات زوجین،  تهاجم فرهنگی، 
برچسب ها: خلأ عاطفی، اشتغال زنان، زنان شاغل، همسرستیزی، همسرگریزی، کار کردن زن، خلا عاطفی زنان،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 3 خرداد 1394 | توسط : عقیل مصطفوی مجد
  • تعداد کل صفحات : 14  صفحات :
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...