تبلیغات
آرامش کجاست؟ - مطالب ارتباط با همسر

سؤال: دختری ۲۶ساله هستم. شرایط خوبی دارم، ولی به دلیل محیط کار و زندگی، خواستگار مناسبی ندارم. معیارهایی که دارم خیلی هم عجیب نیستند، امّا با توجه به شرایط، احساس می‌کنم در رؤیا هم به آن چیزی که می‌خواهم نمی‌رسم. لطفاً مرا راهنمایی کنید.

پاسخ: گرچه اشاره نکردید که معیارهای شما برای ازدواج چیست، ولی اگر نگاه ایده آلی نسبت به ملاک‌های ازدواج داشته باشید، لازم است توقعات و انتظارات خود را در حد معقول بکاهید تا زمینه ازدواج شما فراهم شود. بهتر است از برخی ملاک‌های انتخابتان که ممکن است سلیقه‌ای باشد، چشم‌پوشی کنید. به‌عنوان‌مثال؛ انتظار تحصیلات بالا
لطفا برای مطالعه ادامه مطلب اینجا کلیک کنید






بالا بردن امکان انتخاب همسر






طبقه بندی: ارتباط با همسر، 
برچسب ها: انتخاب همسر، ازدواج،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 1 اسفند 1397 | توسط : میهن بلاگ
سوال: سلام، من سه سال پیش ازدواج کردم .از اول ازدواج تا همین الان شوهرم وقتی خونه میاد جلو تلویزیون دراز می کشد و انتظار دارد من نوازشش کنم اصلا متوجه نمی شود که من هم یک زن هستم و شاید خیلی بیشتر از ایشان نیاز به محبت و نوازش و عشق داشته باشم. بخاطر این رفتارهاش ما تا طلاق هم پیش رفتیم ولی وساطت بزرگترهامون نگذاشت جدا شویم اما من خیلی از این مرد و زندگی خسته شدم، چون فوق العاده آدم احساساتی هستم و با این حال با تمام احساسم برای ایشان همه کاری می کنم ولی واقعا خسته شدم هیچ وقت بدون او جایی نمی‌رفتم ولی الان به جایی رسیدم که با یک تعارف ساده با خانواده ام به سفره 6 روزه رفتم و انتظار داشتم وقتی برمی گردم دلش برام تنگ شده باشد ولی باز هم طبق معمول با اینکه شب کار بود و باید ساعت 9 شب می رفت از سر ظهر که بیدار شد رفت سرکار واقعا بریدم از این زندگی شما راهنماییم کنید چکارکنم؟
لطفا برای مطالعه ادامه مطلب اینجا کلیک کنید






اصلا متوجه نیست منم به محبت نیاز دارم!!!




طبقه بندی: ارتباط با همسر، 
برچسب ها: محبت به همسر، روابط زناشویی، محبت، عشق،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : سه شنبه 30 بهمن 1397 | توسط : میهن بلاگ
گاهی بعد از ازدواج پیش می‌آید که نیازهای مردان توسط همسرشان برآورده نمی‌شود و باعث مشکلاتی میان آنان می‌شود. در این زمینه لازم است چنین افرادی قبل از هرگونه پیش‌داوری بررسی کنند که آیا سطح انتظارات آنان از برآورده شدن نیازهایشان طبیعی است یانه؟ در صورت طبیعی بودن سطح انتظار، باید بررسی شود که چرا نیازهای آنان توسط زوجشان پاسخ داده نمی‌شود؟
در این زمینه با پاسخ گویی به سؤال کاربر به این مسئله نیز می‌پردازیم.

سؤال:
بنده یک سال است که ازدواج کرده‌ام، ولی متأسفانه در این مدت، نیاز جنسی‌ بنده توسط همسرم به اندازه و به موقع پاسخ داده نمی‌شود و بعضاً میان دو ارتباط زناشویی، دو هفته طول می‌کشد. بیشتر اوقات وی خسته و تمایلی به برقراری رابطه ندارد. بااینکه در این زمینه باهمدیگر گفت‌وگو کردیم و نزد مشاور هم رفتیم، ولی هیچ کدام تأثیری در رفتار و تمایل او به روابط زناشویی نداشته است.

جالب است که همسرم نسبت به نماز اول وقت بنده، بسیار حساس است و اگر خسته‌ هم باشم، می‌گوید: اول نماز بخوان و بعد استراحت کن، امّا در زمینۀ مسائل زناشویی که در روایات اسلامی هم به آن تأکید زیادی شده، بیشتر اوقات جوابش خستگی و عدم تمایل است. وقتی به او اعتراض می‌کنم برای مدتی خودش پیش قدم می‌شود، ولی بعد از آن، می‌گوید به خاطر تو پیش قدم شدم و ... به گونه‌ای که انگار از سر اجبار و منت تن به رابطه می‌دهد. البته ناگفته نماند که همسرم به جهت شغل پرستاری، بیشتر اوقات، خسته است و بنده از این بابت او را درک می‌کنم، ولی لطفاً در این زمینه راهنمایی کنید که چه کار باید بکنم؟

پاسخ:
طبیعی است که شما به عنوان یک انسان متأهل، نیازهایی دارید که انتظار می‌رود بعد از ازدواج، توسط همسرتان، به این نیازها پاسخ داده شود، ولی این‌که همسرتان به اندازۀ کافی، با شما همراهی نمی‌کند و اینکه دیربه‌دیر از سوی ایشان به نیاز شما پاسخ‌گویی می‌کند، نیاز به بررسی بیشتری دارد. اینکه باگذشت یک سال از ازدواجتان، هر دو هفته یک‌بار، این روابط شکل می‌گیرد، چندان طبیعی نیست، لذا باید عوامل عدم تمایل همسرتان بررسی شود.

مسلماً عوامل مختلفی در این زمینه می‌تواند نقش داشته باشد ازجمله اینکه:
1. ممکن است همسرتان در زمینۀ جنسی نسبت به شما سرد باشند و به نوعی نیاز جنسی کمتری در خود احساس کنند؛ به همین دلیل نسبت به نیاز شما غافل هستند و یا درک درستی از نیاز شما ندارند؛ لذا اگر این‌گونه باشد، توصیه بر این است که تغذیۀ همسرتان اصلاح شود و رو به غذاهای پرانرژی و گرم بیاورند که در این زمینه از کارشناس طب سنتی و اسلامی می‌توانند کمک بگیرند که چه رژیمی با توجه به طبع ایشان مناسب‌تر است.

2. اشاره کردید که همسرتان شاغل است و به طبع خستگی و اضطراب شغلی در زمینۀ نیازهای ایشان بسیار تأثیرگذار است و چه‌بسا کار در بیرون از خانه و همچنین کار در خانه موجب می‌شود که وی نتواند به اندازۀ کافی نیازهای شما را پاسخ دهند که ادامۀ این روند از سوی ایشان نیاز به تجدیدنظر دارد.

3. گاهی اختلال جنسی در شدت و ضعف این نیاز در بین خانم‌ها نیز تأثیرگذار است. البته تا نظر کارشناسی کارشناس زنان در این زمینه داده نشود، نمی‌توان با قاطعیت گفت.

این سه عامل می‌تواند عوامل عمده در عدم تمایل همسرتان به روابط زناشویی باشد. البته عوامل دیگری هم می‌تواند در این زمینه تأثیرگذار باشد، ولی با توضیحاتی که داده‌اید، به نظر دو عامل اول، به‌ویژه عامل دوم نقش پررنگی در این زمینه دارند. شایان‌ذکر است که روایت معروف «فإنّ المَرأةَ رِیحانةٌ وَ لَیست بِقَهرمَانة»[1] در حقیقت خطابی است به مردان که زنان، همچون گل‌های لطیفی هستند که در منازل شما با شما زندگی می‌کنند و لازم است با آنان با دقت و ظرافت عمل کرده و کارهای سنگین به آن‌ها تحمیل نشود.

توصیه بنده به شما این است که حتماً شما و ایشان به یک مشاور (باتجربه و حاذق) ترجیحاً خانم (که همسرتان با ایشان احساس راحتی کند) مراجعه کرده و با ریشه‌یابی این مسئله بهتر بتوانید آن را حل کنید؛ زیرا تا علت یا عوامل اصلی این مسئله مشخص نشود، همچنان این وضعیت برای شما مسئله خواهد بود. همچنین با همسرتان صحبت کرده و او را متقاعد کنید که فشارهای شغلی خود را با کاهش زمانی، کمتر کند و یا در صورت لزوم برای مدتی شغل خود را کنار بگذارد. در آخر این نکته را هم متذکر می‌شوم که براساس آموزه‌های دینی، حفظ بنیان خانواده از بسیاری از مسائل، مهم‌تر است و نباید مسائل فرعی(همچون کار زن در بیرون از خانه)، موجب سردی روابط و سُست شدن شالودۀ زندگی مشترک شود. رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمود: «زن، حق خداوند را ادا نمی‌کند، مگر زمانی که حق شوهرش را ادا کند.»[2]

بنابراین زن وظیفۀ سنگینی در ادای حق شوهر دارد و این نشان از اهمیت کار در خانه و خانه‌داری است. ایجاد آرامش برای همسر و فرزندان، مهمترین حقی که بر عهدۀ زن است.

پی‌نوشت:
[1]. نهج‌البلاغه، ص 405.
[2]. مستدرک الوسایل، ج2، ص552.

بازنشر اول: ولایت نت




طبقه بندی: ارتباط با همسر،  مسایل جنسی و روابط زناشوئی،  مشاوره خانواده، 
برچسب ها: نیازهای جنسی همسر، نیاز جنسی، اختلال جنسی، روابط زناشویی، مشاور خانم،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : سه شنبه 20 مهر 1395 | توسط : عقیل مصطفوی مجد
بنده پسری 26 ساله هستم و یک سالی است که با همسرم، زندگی مشترکمان را شروع کردیم. در این مدت متوجه شدم که متأسفانه همسرم بیش از حد انسان حسودی است؛ مثلاً به پدر و مادرم و خواهرم حسادت می‌کند. اگر با دوستم بیرون بروم تا چند روز با من حرفی نمی‌زند. اگر تلفن همراهم زنگ بخورد، از عمد آن را قطع می‌کند که با کسی حرف نزنم یا اگر از غذایی خوشم بیاید، اصلاً آن را برای من درست نمی‌کند. وقتی هم با او در این موارد حرف می‌زنم، خودش هم قبول دارد که تا حدود زیادی انسان حساسی است. متأسفانه نسبت به بسیاری از چیزها حس حسادت در او وجود دارد. لطفاً راهنمایی کنید.

پاسخ:
درباره حس حسادت همسرتان  نسبت به خانوادۀ خود‌ توضیحی نداده‌اید که چگونه او به آنان حسادت می‌کند؟ امّا رفتارهایی  که او در برابر شما انجام می‌دهد؛ از جمله اینکه تلفن همراهتان را قطع می‌کند و ... لزوماً دلیل بر حسادت همسرتان نسبت به شما نیست. به نظر این کارها بیشتر نشان از توجه و حساسیت زیاد ایشان نسبت به شماست تا حس حسادت.[1] با توجه به اینکه یک سال است زندگی مشترکتان را آغاز کرده‌اید، معمولاً زوجین اوایل ازدواج نسبت به رفتارهای همدیگر توجه زیاد و حساسیت‌ دارند که به مرور زمان با شناخت بیشتر از همدیگر  و کسب مهارت‌های ارتباطی این حساسیت‌ها کمتر خواهد شد.

در ابتدا لازم است به خودتان رجوع کرده و رفتار خود را بررسی کنید که چه عاملی یا چه‌کاری باعث حساسیت و توجه زیاد ایشان نسبت به شما شده است. (با توجه به توضیحاتی که داده‌اید، حتی حساسیت او نسبت به خانواده‌تان ریشه در حساسیت وی به شما دارد.)

توجه داشته باشید که این حساسیت زناشویی یا به عبارت بهتر این حسادت جنسی همسرتان[2] می‌تواند نشانۀ عشق و علاقه او نسبت به شما باشد. اگر همسرتان نسبت به رابطه‌ با شما اهمیتی نمی‌داد، هیچ‌گاه این مشکلات ایجاد نمی‌شد. به جای اینکه در مقابل بیماری همسرتان واکنش دفاعی نشان دهید، سعی کنید او را درک کرده و از او حمایت کنید.

گاهی اوقات افراد ناآگاهانه به نیاز و درخواست‌های عاطفی همسرشان کم‌‌توجه می‌شوند و ندانسته سبب برانگیخته شدن حساسیت و حتی حسادت و بدبینی همسرشان نسبت به خودشان می‌شوند؛ اگر به عنوان مثال می‌بینید همسرتان نسبت به معاشرت شما با دوستانتان حساس است، سعی کنید معاشرت خود را با آنان کمتر کرده و بیشتر با همسرتان برای تفریح و بیرون رفتن برنامه‌ریزی کنید. همچنین اگر می‌بینید همسرتان نسبت به برخی رفتارها حساسیت ویژه‌ای دارد، قبل از اینکه مشکلاتتان بیشتر شود، از بروز این رفتار جداً خودداری کنید.

بنابراین شما به عنوان شوهر می‌توانید تا حدودی حساسیت همسرتان را کاهش دهید؛ بدین‌ صورت که سعی کنید بیشتر برای همسرتان وقت بگذارید و بیشتر اوقات با او گفت‌وگو و توجه و ابراز علاقه کنید؛ مثلاً به او بگویید؛ هیچ‌کس و هیچ چیزی را مثل او دوست ندارید و ... کاری کنید که این حس محبت از سوی شما باعث ارضای او شود. در کنار آن، به علاقه‌های همسرتان توجه کنید؛ مثلاً برای روز تولدش یا روز زن یا سالگرد ازدواجتان، هدیه بگیرید و به او ابراز علاقه کنید. استفاده منظم از این روش و اطمینان دهی دائم به همسر و همچنین صحبت کردن با همسر دربارۀ آیندۀ خوبی که در انتظار زندگی مشترکتان خواهد بود، همگی باعث بهبود رابطۀ شما با همسرتان می‌شود.

در ضمن دربارۀ درخواست‌هایتان بیشتر توجه نمایید؛ به جای اینکه به او بگویید: می‌خواهم سریال ببینم، بگویید: می‌خواهم با عشقم سریال ببینم یا مثلاً به جایی اینکه بگویید: فلان غذا را درست کن، بگویید: دوست دارم فلان غذا را باهم بخوریم یا به جای اینکه بگویید: می‌خواهم تنها بیرون برم، بگویید: می‌خواهم با عشقم بیرون بروم و ... همۀ این‌ها و مواردی از این دست با رعایت کردن نکاتی که گفته شد، تا حدود زیادی باعث کاهش حساسیت ایشان نسبت به شما خواهد شد؛ لذا سعی کنید به این موارد توجه نمایید. اگر با به کار بستن این موارد بعد از گذشت مدتی، تغییر محسوسی در رفتارشان نسبت به خود مشاهده نکردید، در آن صورت لازم است ایشان را متقاعد کرده که حتماً هردو به مشاور مراجعه کنید. البته می‌توانید با این بهانه ایشان را به مشاوره ببرید که می‌خواهید کیفیت ارتباطتان در زندگی بهتر شود، امّا قبل از آن، موضوع را با مشاور در میان بگذارید.

پی‌نوشت:
[1]. به آن معنای عرفی
[2]. اصطلاحی در روانشناسی است. گاهی اوقات حساسیت زناشویی (تمایل به تنها بودن با همسر و حس مالکیت) بیش از حد شدید و حتی غیرمنطقی و مخرب به نظر می‌رسد که در آن صورت نمی‌توان از اصطلاح «حساسیت زناشویی» استفاده کرد؛ چرا که رابطۀ زن و مرد وارد ابعاد بیمارگونه شده و یکی از طرفین (چه زن و چه مرد، البته این مشکل در میان مردان شایع است) قصد دارد همسرش را منحصر به خود کرده و حتی حقوق طبیعی آن را نادیده می‌گیرد.
برای مطالعه بیشتر:

بازنشر اول: ولایت نت




طبقه بندی: ارتباط با همسر،  اخلاق و رفتار همسر،  مشاوره خانواده، 
برچسب ها: حسادت جنسی، حساسیت بیش از حد همسر، همسر حساس، حسادت همسر، حساسیت زناشویی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 2 تیر 1395 | توسط : عقیل مصطفوی مجد
خانمی 33 ساله هستم و پسر 6 ساله‌ای دارم. شوهرم کاملاً نسبت به من بی‌تفاوت است و فقط به خانوادۀ خود و دوستانش اهمیت می‌دهد؛ به‌طوری‌که با آن‌ها خوشحال است و خوشی خود را با آن‌ها می‌گذراند، امّا با من هرگز.

بنده شاغل هستم و هرگاه اعتراض می‌کنم که برای روزهای خاصِ؛ مانند روز سالگرد ازدواج یا روز زن هدیه‌ای برای من بگیرد، ناراحت می‌شود و می‌گوید: خودت پول داری. در ضمن شوهرم قبل از ازدواج به من گفته بود که سیگار نمی‌کشد، ولی بعد ازدواج فهمیدم که متأسفانه علاوه بر سیگار کشیدن با دوستانش مشروب هم می‌نوشد.

بسیاری از اوقات، با دلایل واهی قهر کرده و از خانه بیرون می‌رود و شب هم با اخم به خانه برمی‌گردد و هیچ حرفی هم نمی‌زند. اخیراً متوجه شدم پدرشوهرم سابقۀ بستری در بیمارستان روانی را دارد و بااینکه 80 سال سن دارد، سه ماه قبل، قصد خودکشی داشته است.

به نظرتان، آیا دلایل رفتارهای همسرم مشکلات روانی اوست؟ هفت سال با شوهرم زندگی می‌کنم، ولی هیچ توجه و محبتی از او نمی‌بینم. لطفاً مرا راهنمایی کنید.

پاسخ:
وضعیت و شرایط شما خانم محترم را درک می‌کنم، ولی در خصوص رفتار همسرتان باید عرض کنم: به نظر می‌رسد که همسرتان از موضوع یا کسی ناراحت است، ولی معلوم نیست که از چه چیزی یا چه کسی دقیقاً ناراحت است. گرچه به نظر می‌رسد که این رفتارهایش بی‌ربط به مسائل و مشکلات خانواده‌اش نیست. از طرفی با توجه به استفاده کردن همسرتان از مشروبات (که منجر به اسکار و تضییع عقل و هوش فرد به‌مرورزمان می‌شود)[1] و همچنین سابقۀ بیماری روانی پدرشوهرتان می‌توان گفت: خیلی با رفتارهای همسرتان بی‌ارتباط نیست؛ یعنی نقش تأثیرگذاری در رفتار ایشان دارد، ولی همۀ این‌ها، رفتارهای نا مهربانانۀ شوهرتان با شمارا توجیه نمی‌کند.

امّا درباره رفتارهای نامهربانانه شوهرتان، شما می‌توانید به سه روش با ایشان رفتار کنید:
1ـ رفتار انفعالی داشته باشید:
یعنی اینکه مدام خودخوری کنید و ناراحت باشید از اینکه چرا همسرتان از شما قدردانی نمی‌کند و ... که مسلماً این رفتار در درازمدت باعث استرس و ناخشنودی شما از زندگی می‌شود. همچنان که در حال حاضر همین روش را در برخورد با همسرتان اتخاذ کرده‌اید.

2ـ رفتار پرخاشگرانه با همسرتان داشته باشید:
بدین‌صورت که با توهین کردن به او و اینکه چقدر انسان بی‌احساس و ناسپاسی هستی که از من قدردانی نمی‌کنی و ...؛ به عبارتی رفتار متقابلی با همسرتان داشته باشید. مسلماً این رفتار (به‌ویژه با حضور فرزند 6 ساله) فضای روانی خانه را ناامن می‌سازد و در ضمن، کمکی به حل قضیه نمی‌کند و همچنین در تعالیم دینی هم ازاین‌گونه رفتارها نهی شده است.

3ـ رفتار بیانگر:
یعنی زمانی که همسرتان کار خوبی در حق شما انجام داد، از او تشکر کرده و سپس از او با ملایمت و به دور از تنش و در فضای آرام و صمیمی، بابیان نقاط مثبت او و اینکه خوشحال هستید که در کنارش هستید، از او بپرسید که همسر عزیزم، چه احساسی داری وقتی‌که من از کارهای خوب تو تشکر می‌کنم. بدون شک، جواب ایشان احساس رضایت است. در ادامه شما می‌توانید بگویید: همان‌طور که تو از قدردانی خوشحال می‌شوی، من هم‌زمانی که کار خوبی را انجام می‌دهم، نیازمند قدردانی تو هستم.
مسلم بدانید اتخاذ این روش رفتاری به‌مرورزمان و صبر و حوصله، بسیار کارسازتر از دو روش گذشته است.

بنابراین توصیه می‌کنم که از رفتار بیانگر در برخورد با رفتارهای شوهرتان استفاده کنید و مطمئن باشید که این‌گونه رفتارها تأثیر بیشتری برطرف مقابلتان نسبت به دو رفتار قبلی دارد و با صبر و تدبیر در بستر زمان، او هم به‌مرور سعی خواهد کرد که از شما قدردانی کند.

البته باید رفتارهای نامهربانانه همسرتان نسبت به شما ریشه‌یابی شود تا علت این قهر و رفتارهای طلبکارانه ایشان تشخیص داده شود و بهتر مانع تکرار این رفتارها در زندگی شد. در ضمن در گفت‌وگو و انتقاد از همسرتان با توجه به روحیات خاص ایشان، زمانی این گفت‌وگو یا انتقاد را انجام دهید که همسرتان در حالت آرامش روحی باشد و دچار تشویش، خستگی یا عصبانیت نباشد؛ چون در این حالات، افراد نه‌تنها اشتباه و نقطه‌ضعف خود را نمی‏‌پذیرند؛ بلكه به‌شدت در مقابل آن ایستادگی می‏‌كنند.

همچنین در تذكر دادن زن به شوهر، هرگز نباید جنبۀ نصیحت كردن داشته باشد، بلكه بهتر است به‌صورت گفتگویی دوستانه و صمیمانه مطرح شود. لذا شما به‌عنوان همسر می‌توانید قبل از انتقاد از همسرتان، در یک خلوت و فضای بدون تنش با شوهرتان گفت‌وگو کنید؛ اول بابیان نقاط و ویژگی‌های مثبت شوهرتان شروع کرده و به او بگویید که خوشحال هستید که در کنارش هستید. در ادامه، احساساتش را برانگیزانید و به او اظهار محبت کنید و قدرت دهید؛ مثلاً به او بگویید که خوشحالم که تو را دارم، به تو افتخار می‌کنم و ... مطمئن باشید هرچقدر که به او قدرت دهید، به شما احساس عُلقه بیشتری خواهد کرد و در ادامه سعی خواهد کرد که انتظارات شمارا نیز برآورده کند و سپس به‌صورت صادقانه در مورد مسئله پیش‌آمده باهم صحبت کنید.

دربارۀ تندخویی و پرخاشگری ایشان توجه به این نکته ضروری است که یکی از نیازهای پایۀ مردان، نیاز به اقتدار است که گاهی این نیاز را در قالب پرخاشگری نشان می‌دهند. برای کم شدن این‌گونه رفتارها می‌توانید با تقویت اقتدار همسرتان در خانه، این رفتار را در او کاهش دهید؛ مثلاً سعی کنید روزانه به او بگویید که شما چه همسر شایسته و محترمی هستید. چقدر از اینکه همسری به‌خوبی شما دارم خوشحال هستم.

لازم به ذکر است که تعریف و تمجید شما از همسرتان، نباید جنبۀ تصنعی داشته باشد؛ چون شوهرتان به‌راحتی می‌فهمد. پس واقعاً برای بهبود روابطتان، از صمیم قلب، به او ابراز علاقه کنید. مطمئن باشید که اگر عاشقانه و البته واقعی احساسات همسرتان را برانگیزانید، تأثیر بزرگی روی رفتارش با شما خواهد گذاشت. علاوه بر آنکه بهبود کیفیت رابطه‌تان موجب می‌شود که بر رفتارهای پرخطر شوهرتان از قبیل استعمال سیگار و شراب تأثیر مثبت بگذارد.

نکتۀ مهم:
سعی کنید در روابطتان، از کلیدهای ارتباطی استفاده کنید نه از قفل‌ها! به این مثال توجه کنید:
قفل‌ها:
تو نسبت به من بی‌توجه شدی!
تو دیگر مرا دوست نداری!
تو بلد نیستی با یک خانم چه طور رفتار کنی!
کلیدها:
من به توجه تو نیاز داشتم و احساس کردم به من توجه نداری!
من به محبت بیشتر تو نیاز دارم!
من به اینکه به من بگویی دوستم داری نیاز دارم! دلم می‌خواهد با من این‌طوری صحبت کنی!
من دوست دارم با من این‌طوری رفتار کنی!

توجه داشته باشید که قفل‌ها و کلیدها هردو یک مطلب را می‌رسانند، ولی هرکدام به شیوه‌ای متفاوت. درواقع هر قفلی یک کلید دارد و هر کلیدی یک قفل که می‌توان شکل هرکدام را از دیگری دریافت. وقتی‌که شما دربارۀ موضوعی از همسرتان انتقادی دارید، وقتی قضاوت، انتظار یا ادراکتان نسبت به او را بیان می‌کنید، وقتی شما چیزی را به همسرتان گوشزد می‌کنید، شما در حال استفاده از قفل‌ها هستید و مطمئن باشید فضای گفت‌وگوی شما و همسرتان بسته و بسته‌تر خواهد شد و سرانجام به بحث و مشاجره خواهد انجامید، امّا کلیدها فضای گفت‌وگو را هرچند غمگین یا منفی باشد، به‌سوی باز شدن و یافتن راه‌حل پیش می‌‌برد. وقتی شما از احساس و انتظارات خود صحبت می‌کنید و این‌که به چه چیزهایی نیاز دارید، هم به خاطر بیان احساس خود، سبک و راحت می‌شوید و هم به همسرتان نشان می‌دهید که چه‌کار باید بکند. درصورتی‌که قفل‌ها به همسرتان نمی‌گوید که چه‌کار باید بکند. هر بار که شما از کلیدها استفاده کنید، قدمی هم درراه صمیمی‌تر شدن برداشته‌اید.

نکتۀ آخر:
تغییر الگوی ارتباطی زن و مرد به‌راحتی و به‌سرعت امکان‌پذیر نیست. زن و مرد بعد از مدتی به الگوی ارتباطی قبلی خود، چه مناسب باشد و چه نامناسب، عادت می‌کنند. تغییر الگوی ارتباطی و استفاده از کلیدها مستلزم کوشش در بستر گذر زمان است.

پی‌نوشت:
[1]. لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها، كد: 1/100117276

بازنشر اول: ولایت نت




طبقه بندی: مشاوره خانواده،  ارتباط با همسر،  اخلاق و رفتار همسر، 
برچسب ها: بی محبتی شوهر، رفتار انفعالی، رفتار بیانگر، رفتار پرخاشگرانه، تذکر دادن، الگوی ارتباطی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : شنبه 18 اردیبهشت 1395 | توسط : عقیل مصطفوی مجد
  • تعداد کل صفحات : 28  صفحات :
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...