تبلیغات
آرامش کجاست؟ - مطالب ابر اختلاف سنی
سؤال: دختر 29 ساله‌ای هستم. خواستگاری دارم که 6سال از بنده کوچک‌تر است. ایشان در بیشتر ملاک‌ها، تناسب خوبی با من دارد. تنها مشکلی که وجود دارد، کوچک‌تر بودن ایشان نسبت به من است که باعث شده در انتخابم دچار تردید شوم. وی تا مدتی هم به خاطر از دست ندادن بنده، این اختلاف سنی را از من مخفی نگه داشته است. آیا این اختلاف سنی در زندگی مشترک، می‌تواند ایجاد مشکل کند؟ لطفاً مرا راهنمایی کنید.

پاسخ: مسلماً 6 سال اختلاف سنی میان شما و خواستگارتان، جای تأمل بیشتری را می‌طلبد؛ زیرا این مسئله حتی باوجود دیگر تناسبات لازمه، می‌تواند مشکلات متعددی را برای طرفین به همراه داشته باشد. ازجمله: 
1- «می‌تواند در زندگی، منجر به تغییر نقش از همسری به «والد-فرزند» یا «معلم-شاگرد» شود»[نیمه دیگرم، ج2]؛ یعنی زن با سن بالاتر از مرد، چون خود را پخته‌تر، باتجربه‌تر و عاقل‌تر از مرد کم‌سن‌وسال می‌داند، در طول زمان با تغییر نگاه همسری به نگاه مادری، شروع به نصیحت، اندرز، سرزنش و آموزش شوهر خود می‌كند که می‌تواند در زندگی مشکلاتی را برای طرفین ایجاد کند. 
2- غیر از جنبه روانی، جنبه فیزیولوژیکی نیز مهم است. زن‌ها با توجه به نقشی که در زندگی مشترک ایفا می‌کنند، وظایف سخت بارداری، شیردهی و... را به دوش می‌کشند و معمولاً زودتر از مردها شکسته می‌شوند. پس بهتر است در ازدواج، خانم‌ها کوچک‌تر از آقایان باشند. 
3- در کنار مسائل مختلف، دیدگاه و نظر دیگران نسبت به این مسئله هم می‌تواند میزان حساسیت طرفین به‌ویژه آقاپسر به این موضوع را افزایش دهد و در روابط زناشویی تأثیرگذار باشد. 
زندگی مشترک به‌عنوان یک پدیده، مرکب از اجزاء اصلی و اساسی آن، یعنی زن و مرد است. هرقدر بین این دو عنصر هماهنگی، همفکری، تناسب و سنخیت روانی، اخلاقی و جسمی باشد، این ترکیب استوارتر، مستحکم‌تر، پرثمرتر و جاودانه‌تر خواهد بود. امّا اگر تمایل جدی میان شما و خواستگارتان برای ازدواج وجود دارد، لازم است قبل از انتخاب، به یک مشاور ازدواج مراجعه کنید تا با نظارت وی تصمیم‌گیری نمایید.

پی‌نوشت:
عباسی ولدی، محسن، نیمه دیگرم (مهارت‌های انتخاب همسر)، دوره 4 جلدی، انتشارات جامعه الزهراء.




طبقه بندی: مشاوره ازدواج، 
برچسب ها: زندگی مشترک، کوچکتر بودن خواستگار، اختلاف سنی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 9 مهر 1396 | توسط : عقیل مصطفوی مجد
سلام
من مصطفی هستم. حدود دوساله عاشق دختری شدم و باهاش در ارتباطم ولی ۶ سال ازم بزرگتره بازم تاكید میكنم واقعا عاشقشم حالا نمیدونم چطوری با خانوادشون صحبت كنم میترسم یه اتفاقایی بیوفته تروخدا كمكم كنین درضمن دختره هم از من خوشش میادو دوتامون راضی هستیم به این ازدواج.

پاسخ کارشناس:
با سلام به شما کاربر محترم

اینکه دخترخانم، 6سال از شما بزرگتر است و شما با این اختلاف سنی می‌خواهید با ایشان ازدواج کنید، چندان منطقی نیست؛[1] کاملاً واضح است که این تصمیم، ناشی از عشق و علاقه زیادی است که شما به دخترمودرعلاقه خود پیدا کردید. امّا از کجا می‌دانید که این دختر می‌تواند برای شما مناسب باشد؟ چه دلیل یا دلایلی باعث شد که شما تصمیم به ازدواج با این دختر (با این اختلاف سنی) بگیرید؟ از کجا معلوم برفرض رضایت خانواده‌ها به این وصلت، بعد از ازدواج و با افول این عشق و علاقه، نظرتان نسبت به ایشان تغییر نکند و پشیمان نشوید؟

این نکته را باید متذکر شوم که این اختلاف سنی 6سال، به طبع در زندگی مشترک مشکل ساز خواهد بود. همچنین فارغ از تناسبات لازمه، از یک طرف معلوم نیست؛  آیا ایشان در زندگی مشترک نسبت به شما به عنوان همسر اطاعت پذیری داشته باشد یا نه و از طرفی خانم‌ها معمولاً در زندگی زناشویی زودتر از آقایان شکسته و از نظر جنسی زودتر سرد می‌شوند. علاوه برآن، عدم رضایت خانواده‌ها به چنین وصلتی کاملاً طبیعی است و نمی‌توان نسبت به عدم رضایت آنان غافل شد؛ چرا که حمایت و رضایت آنان نقش پررنگی در زندگی موفقیت آمیز دارد.

لذا لازم است یکبار دیگر به صورت منطقی و عقلانی به این موضوع فکر کنید. مطمئناً دختران دیگری وجود دارند که شرایط مناسب و بهتری برای ازدواج با شما را دارند و همچنین ممکن است که شما هم مناسب او نباشید. متاسفانه همانطور که خودتان هم اشاره کردید شما به جهت ارتباطی که با دخترخانم پیدا کردید، روز به روز وابسته‌تر و در نتیجه دل بستۀ او شدید و تصمیم‌گیری شما برای ازدواج با او هم ناشی از همین دلبستگی شدیدی است که شما نسبت به او پیدا کرده‌اید و این مسئله باعث شده که نتوانید به درستی برای آیندۀ خود تصمیم‌گیری کنید.

امام علی(علیه‌السلام) در مورد پیامد عشق و علاقه زیاد می‏فرماید: «حُبُّ الشِّیء یُعمی وَ یُصمّ؛ دوست داشتن چیزی انسان را كور و كر می‌كند.»[2] از این رو یک انتخاب درست و مناسب در ازدواج، تنها با تكیه بر عقلانیّت و خردورزی ممكن است، نه صرف عشق و علاقه زیاد؛ لذا تب و تاب یک رابطه و هیجانات احساسی ناشی از آن موجب می‌شود احساسات و عواطف فرد، عنان عقل و منطق او را به دست بگیرند و آن را از کنترلش خارج کنند و به او بگویند که چکار کند و چکار نکند. ویژگی جادویی عشق، با تمام زیبایی‌هایی که برای فرد عاشق دارد، می‌تواند او را به سمت کارهای شتابزده و احساسی سوق دهد.

چه بسا بگویید باوجود اختلافاتی که دارید (ازجمله اختلاف سنی) باهم خوشبخت می‌شوید، امّا باید توجه داشت هنگامی که فرد عاشق در حالت شور و شیدایی عشق به سر می‌برد، کنار گذاشتن و رها کردن ارزش‌ها، باورها و حتی آرزوهایش کار راحتی خواهد بود. امّا وقتی که واقعیت زندگی فرد عاشق، قدرت خود را باز می‌یابد، دیگر حاضر نیست که در کنارش کسی را ببیند که برای خواسته‌ها و ارزش‌هایش احترام قائل نیست.

مسلماً این عشق و علاقه، دارای نقطۀ اوجی است که در شروع بوجود می‌آید و همچنین دارای یک نقطه فرودی است که باگذر زمان و شناخت درست و کافی حاصل می‌شود. بعد از گذر از این نقاط اوج و فرود، همه چیز به تعادل می‌رسد و فرد عاشق خواهد توانست درباره طرف مقابل قضاوت کند که آیا واقعا او را دوست دارد یا نه، آیا از او به قدر کافی شناخت دارد یا نه و آیا می‌تواند او را به عنوان شریک زندگی انتخاب کند یا نه.

توصیه می‌کنم قبل از هرگونه تصمیم گیری شتابزده و احساسی، برای اینکه منطقی و معقولانه تصمیم گیری کنید، از مشورت بزرگان و صاحبان تجربه و مشاور در این باره کمک بگیرید تا با بررسی بیشتر و منطقی بتوانید تصمیم درستی را برای زندگی خود بگیرید.

[1]. دربارۀ تبعات اینگونه‌ ازدواج‌ها می‌توانید در همین سایت، نمونه‌هایی از آن را مطالعه کنید.
[2]. من لایحضره الفقیه، ج4، ص380، ح5812.





طبقه بندی: مشاوره ازدواج، 
برچسب ها: راضی کردن خانواده دختر، عشق و علاقه، بزرگتر بودن دختر از پسر، اختلاف سنی، تصمیم احساسی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : شنبه 1 آبان 1395 | توسط : عقیل مصطفوی مجد
عده‌ای معتقدند که هرچقدر فرد در زندگی، سختی کشیده باشد، قدر زندگی را بهتر می‌داند و می‌توان به چنین فردی در زندگی تکیه زد؛ از این رو فرزندان طلاق نیز از آنجایی که در نبود والدین در زندگی خود دچار کمبودها و سختی‌هایی در زندگی می‌شوند، قدر زندگی توأم با آرامش را بهتر می‌دانند و می‌توان به آنان در زندگی اعتماد نمود، امّا به راستی چنین نظریه‌ای درست است که هرکسی در زندگی سختی‌ کشیده باشد، حتماً می‌توان به او در زندگی اعتماد کرد؟ آیا این سختی‌ها آسیب پذیری او را در زندگی بیشتر نمی‌کند؟ در این باره در ضمن پاسخگویی به سؤال یکی از کاربران، به این پرسش نیز جواب خواهیم داد.

سؤال:
بنده دختری 23 ساله هستم که به تازگی دورۀ لیسانس را تمام کردم. اخیراً پسرعموی‌ام در رفتارهایش نشان داد که برای ازدواج، به من علاقه‌مند است. البته او دو سال از من کوچکتر است و از آنجایی که مادر وی از همسرش حدود 12 سال پیش طلاق گرفته، پسرعموی بنده در این مدت، با پدرش به تنهایی زندگی کرده و همواره کمبود محبت را در زندگی داشته است؛ به همین دلیل حس می‌کنم این علاقه‌مندی او به من، بیشتر به خاطر این مسئله باشد. البته وی دارای شغل آزاد است و از نظر مالی می‌تواند مستقل باشد. لطفاً راهنمایی کنید (باتوجه به ازدواج فامیلی) می‌توانم در زندگی مشترک به او تکیه بزنم یا نه؟

پاسخ:
در توضیحات خود اشاره نکردید که که پسرعمویتان به صورت رسمی به خواستگاری شما آمده یا نه؟ و آیا صرفاً برداشت شماست که باعث شده شما تصور کنید که ممکن است ایشان در آیندۀ نزدیک به خواستگاری شما بیاید یا واقعاً ایشان به شما علاقه‌مند است؟ به هرحال اگر ایشان به خواستگاری شما آمده یا قرار است که به خواستگاری شما بیاید، می‌بایست در اینجا چند نکته را مورد توجه قرار بدهید: از جمله؛ 1. نسبت فامیلی بسیار نزدیک 2. کوچکتر بودن طرف مقابل 3. فرزند طلاق بودن ایشان

درباره ازدواج فامیلی عرض کنم؛ این طور نیست که هرکسی ازدواج فامیلی کند، حتماً در زندگی دچار مشکل (پزشکی و ژنتیکی) می‌شود. بسیاری از افراد، ازدواج فامیلی انجام داده‌اند و مشکلی بوجود نیامده، ولی اگر در این زمینه برای شما شک و تردید وجود دارد، می‌توانید با مراجعه به متخصص ژنتیک و انجام آزمایشاتی، شک و تردید خود را برطرف کنید.

در مورد اختلاف سنی دو سال عرض کنم؛ یکی از ملاک‌های ترجیحی ازدواج این است که دخترخانم چند سالی از آقا پسر کوچکتر باشد، ولی این ملاک قابل اغماض است، به شرط اینکه؛
1. طرفین اختلاف زیادی در درک، فهم و علم مربوط به مهارت‌های زندگی نداشته باشند.
2. دخترخانم، پسر را بچه نبیند و خود را بالاتر از او نداند.
3. طرفین اختلاف زیادی در علایق و سلایق نداشته باشند.
4. خانواده دختر و پسر، طرف مقابل را بپذیرند؛ در آن صورت، بافرض وجود تناسب، ازدواج این دو مشکلی نخواهد داشت.

در خصوص طلاق والدین و کمبود محبت وی: صرف فرزند طلاق بودن نقطه منفی نیست؛ بلکه باید دید آیا وی بعد از طلاق، زندگی آرامی داشته و به تربیتش لطمه زده است یا نه؟ اگر پسر عموی شما، پس از طلاق والدینش، زندگی آرامی نداشته، آیا به تربیت او لطمه زده است یا نه؟ بنابراین اگر فرد بعد از طلاق والدین خود، از جهت روحی و روانی سالم است و مشکلی از بابت کمبودهایی که در جریان طلاق برای فرزند اتفاق می‌افتد، گریبان‌گیر او نشده و یا توانسته این خلأ را مدیریت کند، در آن صورت، فرزند طلاق بودن وی مشکل ساز نیست، ولی اگر خلأ عاطفی ناشی از طلاق در فرد بوجود آمده و نتوانسته این خلأ را مدیریت کند، در آن صورت بسته به شدت و ضعف آن، نیاز به بررسی بیشتری دارد.

گرچه قرار گرفتن در شرایط سخت، انسان را آبدیده‌ کرده و می‌تواند تبدیل به انسانی سرسخت و قوی کند و به تعبیر قرآن کریم که می‌فرماید؛ «یا أَیُّهَا الْإِنْسانُ إِنَّکَ کادِحٌ إِلی‏ رَبِّکَ کَدْحاً فَمُلاقیهِ؛[انشقاق،6] اى انسان، تو در راه پروردگارت رنج فراوان مى‌کشى، پس او را ملاقات خواهی کرد (پاداش آن را خواهى دید).» امّا همیشه این‌گونه نیست که هرکسی سختی‌ و تنش‌هایی را در زندگی تجربه کرده، حتماً در زندگی نیز فرد سرسخت و قابل تکیه‌ای باشد، بلکه بسته به شدت و ضعف این تنش‌ها و شخصیت خود فرد و اینکه چگونه با آن کنار آمده باشد، نیاز به بررسی بیشتر دارد و نمی‌توان ابتدا به ساکن نظر خاصی داد؛ لذا توصیۀ بنده به شما این است که تحت نظارت مستقیم یک مشاور حاذق و با تجربه برای ازدواج با ایشان اقدام کنید.

نکته آخر: 
مهم این است که خواستگارتان را بشناسید و این شناخت فقط از راه صحبت طرفینی به دست نمی‌آید که نگرانش باشید، بلکه راه‌های دیگری هم برای شناخت وجود دارد؛ مثلاً می‌توانید از راه مشورت با پدر و مادر، مشاور، تحقیق و بررسی نسبت به خواستگارتان شناخت بیشتری پیدا کنید؛ بنابراین، مهم این است که بفهمید طرف مقابلتان از نظر فکری، اعتقادی، اخلاقی و رفتاری چه جور آدمی است و آیا با شما تناسب دارد یا نه؟ پس در زمان خواستگاری هر قدر که توانستید با او صحبت کنید و هر مقدار هم که نتوانستید، از راه‌های دیگر؛ از جمله تحقیق و مشورت با والدین و افراد با تجربه به دست بیاورید.

جهت مطالعه بیشتر:
- کتاب سیره تربیتی و اخلاقی پیامبر و اهل‌بیت(علیهم‌السلام) در خانه و خانواده، اثر اسدالله طوسی، انتشارات موسسه آموزشی و پژوهشی امام‌خمینی(ره).‏

بازنشر اول: ولایت نت




طبقه بندی: مشاوره ازدواج، 
برچسب ها: سختی در زندگی، اختلاف سنی، ازدواج فامیلی، فرزند طلاق،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 21 تیر 1395 | توسط : عقیل مصطفوی مجد
دختری ۲۶ ساله‌ هستم. خواستگاران زیادی ندارم. در حال حاضر، خواستگاری دارم که ۹سال از من بزرگتر است و ظاهر مناسبی هم ندارد (متأسفانه کچل است)، ولی خوشبختانه تحصیل‌کرده و خود کفا است. یک جلسه با هم حرف زدیم، شناخت زیادی از او ندارم، لطفاً راهنمایی کنید آیا این اختلاف سنی مشکل ساز نیست؟ و چگونه می‌توانم از ایشان شناخت پیدا کنم؟

پاسخ:
در مورد اختلاف سنی ۹ سال باید عرض کنم: یکی از ملاک‌های ترجیحی در ازدواج، این است که دخترخانم چند سالی از آقاپسر کوچک باشد؛ این هم به این دلیل که معمولاً خانم‌ها در طول زندگی زناشویی، به دلایل مختلف(از جمله بارداری و...) زودتر شکسته می‌شوند و از نظر جنسی زودتر سرد می‌شوند و... ، امّا اختلاف سنی ۹ سال میان زوجین هم زیاد است. البته این اختلاف سنی، به خودی خود در زندگی مشترک، مشکل ساز نیست؛ مگر اینکه ۱. منجر به اختلاف زیاد درک، فهم و علم مربوط به مهارت‌های زندگی میان طرفین شود یا ۲. طرفین، اختلاف زیادی در علایق و سلایق داشته باشند یا ۳. خانواده دختر و پسر، طرف مقابل را نپذیرند.

ناگفته نماند با توجه به ۹سال اختلاف سنی میان شما و ایشان، به نظر می‌رسد سن طرف مقابلتان، حدوداً ۳۵سال باشد و این محل سؤال است که چرا تا این مدت، ایشان ازدواج نکرده است!

به هرحال، در این موارد، برای اینکه متوجّه شوید ایشان چه وضعیتی دارد و بهتر بتوانید ایشان را بشناسید، لازم است از طریق گفت‌وگو در جلسات خواستگاری، تحقیقات لازم (که در ادامه بیشتر توضیح می‌دهم) و همچنین مشورت از بزرگان و صاحب نظران، شناخت لازم را از ایشان بدست آورید.

امّا درباره راه شناخت، باید خدمتتان عرض کنم؛ اگر ما تمام مهارت‌های خودمان و نزدیکانمان را به خدمت بگیریم، شناخت کامل از طرف مقابل بدست نمی‌آوریم، مگر کلیاتی که در حد خودشان خیلی مفید هستند. به همین منظور، راه‌هایی برای شناخت وجود دارد که به آن اشاره می‌کنم؛

اولین راه؛ تحقیق از محل کار، دوستان، محل تحصیل و محل زندگی خواستگارتان است که می‌توانید تا حدی بفهمید خواستگارتان، از لحاظ وجهه اجتماعی، در چه جایگاهی است و آیا اهل برنامه خاصی هست یا نه؟ همین مقدار بدانید که خواستگار شما پاک است و اهل برنامه خاصی نیست، نصف راه را رفته‌اید.

دومین راه؛ صحبت با خود خواستگار است. این نوع تحقیق، بدین خاطر است که شما بهتر پی ببرید آیا ایشان، تناسب‌های اعتقادی، اخلاقی، فکری، فرهنگی و خانوادگی با شما دارند یا نه؟

نکته: همانطور که می‌دانید انسان‌ها طوری عمل می‌کنند که فکر می‌کنند درست است. بنابراین، یکی از توصیه‌های من به شما این است که بدانید خواستگارتان، دیدگاهش به بعضی از مسائل مهم؛ مثل مسائل دینی و عمل به آن چیست؟ برای مثال؛ شما می‌توانید نظیر این سؤالات را از ایشان بپرسید: دیدگاهتان نسبت به زن چیست و چه انتظاری از همسر آینده‌ی خود دارید؟ بزرگترین دغدغه‌های زندگی و آرزوهایتان چیست؟ هدف از ازدواج و برنامه‌هایتان برای آینده چیست؟ و بعضی از اعتقادات کلی؛ مثل اینکه چقدر به خدا، حساب و کتاب اعتقاد دارید؟ اهل رزق حلال، نماز، روزه و احترام به پدر و مادر هستید یا نه؟

سومین راه تحقیق؛ پرس‌وجو از خود والدین، برادر و خواهر خواستگار است. این کار باعث می‌شود احیاناً پی به بسیاری از تناقض‌های موجود در حرف‌های خواستگار و اطرافیانش ببرید که در شناخت خیلی به شما کمک می‌کند.

امّا راه چهارم؛ صحبت والدینتان با خواستگار است که با تجربیاتی که در زندگی بدست آوردند، می‌توانند قضاوت خوبی داشته باشند؛ مخصوصاً پدرتان که تجربیات اجتماعیش بالا‌تر هست و می‌تواند درباره هم جنس خود، شناخت بهتری از ایشان به شما منتقل کند.

البته توجه داشته باشید که جواب درست به این سؤالات، اگر با صداقت همراه باشد، می‌تواند شناخت اجمالی به شما بدهد و همین مقدار شناخت، کافی است؛ چرا که بیشتر از این حد شناخت (کلیات)، نه بدست می‌آید، نه لزومی دارد.

امّا توصیه ویژه من به شما، این است که ترس و دغدغه‌های خود را با صداقت با خواستگارتان درمیان بگذارید و از ایشان بخواهید صادقانه نظرات خود را درباره دغدغه‌های شما بیان کنند. این موضوع می‌تواند آرامش نسبی به شما بدهد و انتخاب شما را راحت‌تر کند.
همچنین توصیه می‌کنم اجازه دهید دیگران، مخصوصاً پدر مادر و خواهر و برادرتان در شناخت بهتر به شما کمک کنند و از توصیه‌های آنان بهرمند شوید.

لازم به ذکر است؛ اگر بعد از اتمام این فرایند، احساس کردید که می‌شود به ایشان اطمینان کرد؛ امّا باز هم می‌ترسید، این ترس طبیعی است. بیشتر از این، سخت نگیرید و به خدا توکل کنید؛ چرا که شما تمام راه‌ها را رفته‌اید و دیگر نیازی به توجه کردن به این نگرانی نیست. بنابراین، توکل بر خدای متعال، می‌تواند شما را کانون آرامش کند. مشکلات مهمان ما هستند و کلیدهایی که در دست خداست، قفل همه درب‌های بسته را خواهد گشود؛ «مَنْ تَوكَّلَ عَلَى اللّه ذَلَّتْ لَهُ الصِّعابُ وَ تَسَهَّلَتْ عَلَیْهِ الأَسْبابِ؛ هر كس به خدا توكل كند، دشوارى‌ها براى او آسان مى‌شود و اسباب برایش فراهم مى‌گردد.»[۱]

امّا در مورد ظاهر خواستگارتان هم این نکته را متذکر می‌شوم؛ به نظر من، صورت و ظاهر در حدی که مورد پسند باشد کافی است؛ یعنی اینکه شما به خاطر ظاهرش در تردید و دودلی نباشید.

در این خصوص، اگر خواستگارتان را از جهات مختلف پسند کرده‌اید و تنها ظاهرشان، محل تردید شماست، پیشنهاد می‌دهم برای مدتی، تحت نظر خانواده‌ها و با حفظ حریم شرعی با خواستگارتان در ارتباط باشید. اگر با گذشت مدتی، احساس شما نسبت به ایشان بهتر شد، همین را ادامه دهید تا زمانی که تمایل داشته باشید ایشان، همسر شما شود، امّا اگر با گذشت زمان، احساس شما همچنان باقی بود و یا حس بدتری نسبت به ایشان پیدا کردید، در آن صورت اصلاً شما را به چنین ازدواجی توصیه نمی‌کنیم.

پی‌نوشت:
[۱]. تصنیف غررالحکم و دررالکلم، عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی، ص۱۹۷، ح۳۸۸۸،  قم: دفتر تبلیغات اسلامى

بازنشر اول: ولایت نت




طبقه بندی: مشاوره ازدواج، 
برچسب ها: شناخت خواستگار، راه‌های شناخت خواستگار، ترس طبیعی، اختلاف سنی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : سه شنبه 25 اسفند 1394 | توسط : عقیل مصطفوی مجد
آیا ازدواج خانم۲۶ ساله‌ای که قبلاً یک‌بار به خاطر انتخاب نادرست، شکست‌خورده و منجر به طلاق شده است، با مردی که ۱۵سال از او بزرگتر است، درست می‌باشد؟ شایان‌ذکر است که این آقا، انسان بسیار خوبی است.

پاسخ سؤال:
قبل از هر چیز باید توجه داشت؛ ازآنجایی‌که درگذشته، این خانم دچار طلاق و تجربه شکست در زندگی شده است، می‌بایست در انتخاب‌های بعدی خود دقت بیشتری داشته باشد و مسلماً اشتباه دوم، بهای سنگینی می‌تواند برای او داشته باشد.

امّا در انتخاب همسر، صرف خوب بودن فرد کافی نیست؛ خوب بودن، مفهوم وسیعی دارد و تا زمانی که به‌صورت مصداقی و موردی، منظور از آن مشخص نشود، باعث بروز خطا و اشتباه در تشخیص خواهد شد.

از طرفی اکتفا به‌ کلی خوب بودن فرد، موجب موفقیت در انتخاب همسر نمیشود. اساساً در ازدواج، نباید تنها به دنبال فرد خوب باشیم، بلکه لازم است علاوه بر خوب بودن، به‌ تناسب طرفینی نیز توجه داشته باشیم.

از همین روست که ممکن است فردی واقعاً انسان خوبی باشد، ولی از جهات دیگری؛ مانند صفات شخصیتی، فرهنگی، خانوادگی، سنی، تحصیلی با ما تناسبی نداشته باشد.

بنابراین خوب بودن فرد، نافی در نظر گرفتن دیگر ملاک‌ها برای انتخاب همسر نیست. همچنان‌که پیغمبراکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) در خصوص همتایی و هم کفویی زن و مرد برای ازدواج فرموده است: «مرد مؤمن، کفو و همتای زن مؤمن است و مرد مسلمان هم همتای زن مسلمان.»[۱]

امّا در مورد وضعیت فعلی این خانم، با توجه به این‌که سن این خانم جهت ازدواج بالا نیست که بخواهد از این بابت در انتخاب همسر عجله کند و ازآنجایی‌که اختلاف سنی ۱۵ سال هم بسیار بالاست، مسلماً تناسب سنی میان این خانم و طرف مقابلش برقرار نیست. لذا باید در انتخابش حتماً تجدیدنظر کند یا حداقل، تحت‌ نظارت مشاوری باتجربه، برای زندگی خود تصمیم‌گیری کند.

امّا اگر واقعاً این خانم، به‌صورت منطقی و به‌دور از فضای عاطفی، و با آگاهی از اختلاف مذکور تصمیم‌گیری کرده باشد، بهتر است جهت اطمینان خاطر، قبل از عملی کردن تصمیم خود، طرفین به مشاوری حاذق و باتجربه در امر خانواده و ازدواج مراجعه کرده تا با تشخیص و کمک آن مشاور، خانم محترم بتواند بهتر در انتخاب، تصمیم‌گیری کند.

پی‌نوشت:
[۱]. وسائل‌ الشیعه، ج۱۴، ص۴۴

بازنشر اول: ولایت نت




طبقه بندی: مشاوره ازدواج، 
برچسب ها: ازدواج، اختلاف سنی، طلاق، مشاور،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : شنبه 15 اسفند 1394 | توسط : عقیل مصطفوی مجد
  • تعداد کل صفحات : 4  صفحات :
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4