تبلیغات
آرامش کجاست؟ - مطالب ابر زندگی مشترک
سؤال: دختر 29 ساله‌ای هستم. خواستگاری دارم که 6سال از بنده کوچک‌تر است. ایشان در بیشتر ملاک‌ها، تناسب خوبی با من دارد. تنها مشکلی که وجود دارد، کوچک‌تر بودن ایشان نسبت به من است که باعث شده در انتخابم دچار تردید شوم. وی تا مدتی هم به خاطر از دست ندادن بنده، این اختلاف سنی را از من مخفی نگه داشته است. آیا این اختلاف سنی در زندگی مشترک، می‌تواند ایجاد مشکل کند؟ لطفاً مرا راهنمایی کنید.

پاسخ: مسلماً 6 سال اختلاف سنی میان شما و خواستگارتان، جای تأمل بیشتری را می‌طلبد؛ زیرا این مسئله حتی باوجود دیگر تناسبات لازمه، می‌تواند مشکلات متعددی را برای طرفین به همراه داشته باشد. ازجمله: 
1- «می‌تواند در زندگی، منجر به تغییر نقش از همسری به «والد-فرزند» یا «معلم-شاگرد» شود»[نیمه دیگرم، ج2]؛ یعنی زن با سن بالاتر از مرد، چون خود را پخته‌تر، باتجربه‌تر و عاقل‌تر از مرد کم‌سن‌وسال می‌داند، در طول زمان با تغییر نگاه همسری به نگاه مادری، شروع به نصیحت، اندرز، سرزنش و آموزش شوهر خود می‌كند که می‌تواند در زندگی مشکلاتی را برای طرفین ایجاد کند. 
2- غیر از جنبه روانی، جنبه فیزیولوژیکی نیز مهم است. زن‌ها با توجه به نقشی که در زندگی مشترک ایفا می‌کنند، وظایف سخت بارداری، شیردهی و... را به دوش می‌کشند و معمولاً زودتر از مردها شکسته می‌شوند. پس بهتر است در ازدواج، خانم‌ها کوچک‌تر از آقایان باشند. 
3- در کنار مسائل مختلف، دیدگاه و نظر دیگران نسبت به این مسئله هم می‌تواند میزان حساسیت طرفین به‌ویژه آقاپسر به این موضوع را افزایش دهد و در روابط زناشویی تأثیرگذار باشد. 
زندگی مشترک به‌عنوان یک پدیده، مرکب از اجزاء اصلی و اساسی آن، یعنی زن و مرد است. هرقدر بین این دو عنصر هماهنگی، همفکری، تناسب و سنخیت روانی، اخلاقی و جسمی باشد، این ترکیب استوارتر، مستحکم‌تر، پرثمرتر و جاودانه‌تر خواهد بود. امّا اگر تمایل جدی میان شما و خواستگارتان برای ازدواج وجود دارد، لازم است قبل از انتخاب، به یک مشاور ازدواج مراجعه کنید تا با نظارت وی تصمیم‌گیری نمایید.

پی‌نوشت:
عباسی ولدی، محسن، نیمه دیگرم (مهارت‌های انتخاب همسر)، دوره 4 جلدی، انتشارات جامعه الزهراء.




طبقه بندی: مشاوره ازدواج، 
برچسب ها: زندگی مشترک، کوچکتر بودن خواستگار، اختلاف سنی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 9 مهر 1396 | توسط : عقیل مصطفوی مجد
با سلام نزدیک دو سال است که زندگی مشترک را آغاز کردم. خدا رو شکر که مشکل خاصی با شوهرم ندارم، اما متاسفانه حس می‌کنم در این دو سال زندگی هنوز نتوانستیم حرف همدیگر رو بفهمیم. لطفا راهنمایی کنید که چطور با همسرم رفتارکنم که از حرفا و رفتارهای من برداشت اشتباه نکند؟

پاسخ سوال:
با سلام به شما کاربر گرامی

زوجینی که مدت کمی زندگی مشترکشان را آغاز کرده‌اند باید توجه داشته بالشند برای یک تعامل مناسب و احساس رضایتمندی در زندگی نباید وارد بگو و مگو، تنش و درگیری طرفینی شوند.

نکته بعدی در مورد شیوه انتقاد از همسر است که لازم است همسران در شیوه انتقاد کردنشان به همدیگر این توجه را داشته باشند که اگر قصد بازگو کردن انتقاد را دارند تا طرف مقابل رفتارش را اصلاح کرده و تعامل بهتری باهمدیگر داشته باشند، لازم است زمانی انتقادشان را انجام دهند که طرف مقابلشان در حالت آرامش روحى به سر مى‌‏برد و دچار تشویش، خستگى، یا عصبانیت نیست؛ چون در این حالات، افراد نه تنها اشتباه و نقطه ضعف خود را نمى‏‌پذیرند؛ بلكه به شدت در مقابل آن ایستادگى مى‏‌كنند.

در ضمن تذكر دادن زن به شوهر، هرگز نباید جنبه نصیحت كردن داشته باشد، بلكه بهتر است به صورت گفتگویى دوستانه و صمیمانه مطرح گردد. لذا شما به عنوان همسر می‌توانید اول با بیان نقاط و ویژگی‌های مثبت شوهرتان شروع کنید و به او بگویید که خوشحال هستید که در کنارش هستید و او را انتخاب کرده‌اید و سپس به صورت صادقانه در مورد مسأله پیش آمده باهم گفتگو کنید. همچنین برای بیشتر مسائل زندگی، اختلافات، سوءتفاهمات و ... از این روش برای یک گفتگوی خوب و رضایتمند می‌توانید استفاده کنید.

علاوه بر نکات گفته شده، این اطمینان را کسب کنید که انتقادات شما دو نفر از هم، نباید از حد خود بگذرد. مسلما عصبانیت و انتقاد بیش از حد به طغیان خشم، منجر می‌شود؛ یعنی یک فوران استرس و فشار عصبی که در آن ضربان قلب بالا می‌رود و در کل تمام بدن گرفتار وحشت، گیج زدگی و سپس فوران خشم می‌شود.

در مطالعات تجربی کنترل خشم و عصباینت برای مردان، بسیار دشوار و گاه غیرممکن است؛ در حالیکه زنان می‌توانند خشم و عصبانیت خود را کنترل کنند. زوجین عاشق نیز همواره تلاش می‌کنند تا از طغیان خشم در برابر هم خودداری کرده و لذا روش گفتگوی مثبت و محترمانه با یکدیگر را انتخاب می‌کنند.

از سویی دیگر؛ وقتی مردان تحت فشار و استرس درونی قرار می‌گیرند، بیشتر تمایل دارند که با خودشان خلوت کنند و در تنهایی به آرامش برسند. گاهی در ظاهر مشغول نگاه کردن به تلویزیون هستند و یا روزنامه می‌خوانند؛ امّا از این راه می‌خواهند خودشان را آرام کرده و با مشکل خود کنار آیند. در همین زمان ممکن است برای همسرشان مشکلی پیش آمده باشد و درست در زمانی که زن می‌خواهد حرف بزند، شوهرش حوصله شنیدن حرف‌های او را ندارد. اگر زن و مرد نیازها و تفاوت‌های یکدیگر را بشناسند، رفتارشان را طوری هماهنگ می‌کنند که هم فشارها و استرس‌های زن کم شود و هم اینکه مرد به آرامش برسد. در غیر این‌صورت به هر دو فشار می‌آید، عصبی می‌شوند، دعوا و ت نش ایجاد شده و گوشه‌گیری‌ها آغاز می‌شود و همه این‌ها مقدمه سردی در زندگی است.

لذا توصیه می‌کنم در یک خلوت و فضای بدون تنش با شوهرتان حرف بزنید؛ مثلا در خلوت خود با او، احساساتش را برانگیزانید و به او اظهار محبت کنید و قدرت دهید؛ مثلا به او بگویید که خوشحالم که تو را دارم، به تو افتخار می‌کنم و ... مسلما هر چقدر که به او قدرت دهید، به شما احساس عُلقه بیشتری خواهد کرد و در ادامه سعی خواهد کرد که انتظارات شما را نیز برآورده کند.

مطمئن باشید در میان خلوت خود با همسرتان و برانگیختن احساساتش، می‌توانید تاثیر مثبتی روی ایشان بگذارید به شرطی که این روند مستمر و ادامه دار باشد.

با آرزوی موفقیت




طبقه بندی: مشاوره خانواده،  ارتباط با همسر،  اختلافات زوجین، 
برچسب ها: زندگی مشترک، درک متقابل، شیوه انتقاد از همسر، احساس علقه، فضای بدون تنش،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 23 دی 1394 | توسط : عقیل مصطفوی مجد
سلام
نظر دوستان رو در این مورد میخوام بدونم
بنده با دختری حدود یکسال اشنا بودم تا اینکه بعد مدتی به خواستگاریش رفتم ولی خانوادش گفتن هنوز زوده دخترشون ازدواج کنه و بهم رد دادن بعدش خود دختر هم گفت دگه دوستت ندارم و مجبوری باهات بودم و دگه نمیخوامت و برم با یکی دگه ازدواج کنم!
بعد این جریان خیلی از لحاظ روحی لطمه خوردم از طرفی دخترخانم رو دوست دارم خانوادم بعد برخورد نه چندان خوب خانواده دختر بهم گفتن قیدش رو بزنم از طرفی هم دختره میگه اگه خانوادم هم راضی باشن میخواد بهم رد بده و ارتباطش رو باهام قطع کرد حتی به خانوادش گفته من مزاحمش میشم و اونها هم بهم تذکر دادن دگه سراغش نرم و خلاصه آبروم پیش خانوادم هم رفت و زیر سوال رفتم به نظرتون عاقلانه هست دوباره به خواستگاریش برم؟
همه دوستام و حتی مشاوری که رفتم گفتن عاقلانه هست قیدش رو بزنم... تو دوراهی گیر کردم خیلی ناراحتم..


پاسخ سوال:

با سلام، از اینکه گروه مشاوره رهروان ولایت را به عنوان راهنمای خود انتخاب کرده‌اید، تشکر می‌کنم.

این مورد می‌تواند یکی از اثرات منفی رابطه دختر و پسری باشد که باعث می‌شود طرفین یا یکی از آن دو برای قطع رابطه باید صبر و تحمل زیادی جهت فراموش کردن طرف مقابل داشته باشند. از این رو در اینگونه روابط همواره گفته شده که اینگونه روابط دخترو پسری چه به قصد ازدواج و چه به هر قصد دیگری ممکن است بعد از مدتی نظر یکی از طرفین عوض شود. [از طرف زده شود یا فرد بهتری را پیدا کند یا بفهمد که مناسب هم نیستند. همچنانکه خودتان، این مورد را تجربه کرده‌اید.]

لذا وقتی طرف مقابلتان به صراحت به شما پاسخ منفی داده است، و به هیچ وجه حاضر نیست در مورد شما فکر بکند، باید سعی کنید این مورد را به تدریج فراموش کنید و به فکر مورد دیگری برای ازدواج باشید.

ولی باید این رویداد برای شما یک تجربه‌ای باشد که دیگر چنین رویدادی را در زندگی تجره نکنید. از این رو به طور کلی، از فکر اینکه از طریق دوست یابی و رابطه دخترو پسری، فرد مناسب خود را پیدا کنید، بیرون بیایید و به صورت منطقی و عاقلانه با این موضوع بسیار مهم، رفتار کنید و مسلما انتخابی که برخواسته از احساسات باشد، توأم با عدم موفقیت و نرسیدن به فرد مناسب برای ازدواج است. (اینگونه روابط معمولا با خود احساسات و عواطف خودش را بدنبال دارد و زمانی که احساسات و عواطف طرفین درگیر هم شد، دیگر طرفین قادر نخواهند بود که طرف مقابل را به صورت منطقی و عقلی تحلیل کنند و به نتیجه منطقی برسند.)

امّا برای فراموش کردن این عشق بی سرانجام توصیه می‌کنیم، این راهکارها را بکار ببندید؛

- کلید فراموشی این است که دل شما از رسیدن به او نا امید شود.

- توجه کنید که این عشق مثل اعتیاد روح و جسم شما را نابود خواهد کرد، پس سعی کنید از آن متنفر شوید.

- خود را برای مدتی سختی کشیدن آماده کنید.

- فکر نکنید که فراموش کردن محال است چون عده زیادی توانسته‌اند پس شما هم می‌توانید.

- هر گونه نشانه‌ی او را از بین ببرید یا از خود دور کنید و جایی که شما را یاد او می اندازد نروید.

- خود را به حدی مشغول کنید تا وقت فکر کردن به او را نداشته باشید و همچنین اوقات فراغت را با ورزش، یادگیری مهارتهای زندگی، تفریح و بازی و مطالعه و ... پر کنید.

- در نشستهای دوستانه و فامیلی و سفرهای جمعی و کلاسهای مختلف بیشتر شرکت کنید.

- از تنهایی بپرهیزید.

- فعالیتهای ورزشی فکر شما را مشغول و انرژی شما را تخلیه می‌کند.

- ارتباط محبت آمیز با اعضای خانواده و یا دوستان صمیمی را تقویت کنید.

- ارتباط عاشقانه قلبی با خدا و اهل بیت (علیهم السلام) برقرار کنید.

نکته: در مورد ازدواج، تنها علاقه و محبت نسبت به طرف مقابل کافی نیست، بلکه چیزهایی مهمتر از آن وجود دارد که از جمله آن: تناسب اخلاقی، اعتقادی، فکری، فرهنگی، رفتاری و خانوادگی باید بین طرفین وجود داشته باشد. البته منظور این نیست که علاقه و محبت نباید باشد بلکه باید گفت که یکی از ملاکهای اصلی ازدواج علاقه و پسند قلبی طرف مقابل است ولی نباید نسبت به ملاکهای دیگر ازدواج غافل ماند که در اینصورت غفلت از آنها و بعد ورود به زندگی مشترک باعث می‌شود که گاهی این عشق و علاقه را تبدیل به نفرت و کینه طرفینی بکند.





طبقه بندی: مشاوره ازدواج،  روابط دختر و پسر، 
برچسب ها: عشق و علاقه، خواستگاری، جواب رد، رابطه دختر و پسری، دوست یابی، انتخاب، زندگی مشترک،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : پنجشنبه 13 شهریور 1393 | توسط : عقیل مصطفوی مجد
یک از عواملی که باعث تحکیم پیوند زندگی زناشویی می‌شود، فرزند است؛ به گونه‌ای که در آموزه‌های دینی آمده است که فرزند خوب داشتن، یکی از خوشبختی‌های فرد به حساب می‌آید؛ رسول اكرم(صلى‌‏الله‏‌علیه‌‏و‏آله) در این باره فرمودند: «مِن سَعادَةِ المَرءِ المُسلِمِ الزَّوجَةُ الصّالِحَةُ وَ المَسكَنُ الواسِعُ وَ المَركَبُ البَهىُّ وَ الوَلَدُ الصّالِحُ؛ از خوشبختى مرد مسلمان، داشتن همسرى شایسته، خانه‌‏اى بزرگ، وسیله‌‏اى راحت براى سوارى و فرزندى خوب است.»[۱]

برخلاف عدّه‌ای که گمان می‌کنند که با آمدن فرزند به زندگی مشترک، رابطه میان زن و مرد تاحدود خیلی زیادی تحت تاثیر حضور فرزند قرار می‌گیرد و رابطه آنها به مانند قبل یک رابطه خوب و عاری از تنش نخواهد بود، اینگونه نیست، بلکه با آمدن فرزند به زندگی مشترک زن و مرد، زمینه‌ای برای یک رابطه خوب و به دور از یکنواختی برای آن دو ایجاد می‌شود؛ زیرا بعد از اینکه مدتی از ازدواج زن ومرد می‌گذرد و جذابیتهای شهوانی، رفتاری و دیداری عادی و یکنواخت شد، احساس نیاز به فرزند به ویژه برای زنان بیشتر می‌شود؛ به قول جلال آل احمد که در این باره بیان کرده: «زن و شوهر دو دیوار یک کوچه اند، که لازم است کودکی در بین آن توپ بزند.»[۲]

چه بسا، برخی از ما نسبت به دستاوردهایی که از حضور فرزند در زندگی مشترک، نصیبمان می‌شود، غافل باشیم؛ دستاوردهایی همچون؛ کسب مهارتهای پدری و مادری برای مردان و زنان، کسب مهارتهای ارتباطی و رفتاری با فرزندان، کسب مهارتهای آموزش به فرزندان‌، کسب مهارتهای تربیتی نسبت به فرزندان، ارتقاء سطح صبر و تحمل و همچنین ارتقاء سطح مسئولیت پذیری برای طرفین در زندگی مشترک که همگی اینها، بخش کوچکی از دستاوردهایی هستند که با آمدن فرزند به زندگی مشترک، نصیب پدران و مادران می‌شود.

از طرفی تأخیر در فرزند دار شدن، طراوت فرزند را نیز کاهش می‌دهد؛ به طور طبیعی هرچه انسان جوان‌تر باشد، فرزند سالم‌تر و باهوش‌تری را به دنیا خواهد آورد؛ خدای متعال این علقه ازدواج را ایجاد کرده است، تا زن و مرد در سایه آرامش و ارتقاء خود، بتوانند بچّه‌دار شوند؛ «وَاللَّه جَعَلَ لَكُم مِن أنفُسِكُم أزواجَاً وَ جَعَلَ لَكُم مِن أزواجِكُم بَنِین وَ حَفدةً وَ رَزَقَكُم مِنَ الطَّیّباتِ أَفَبِالباطلِ یُؤمِنُون وَ بِنِعمَتِ ‏اللَّهِ هُم یَكفِرُون؛ خدا براى شما از جنس خودتان همسرانى قرار داد و از همسرانتان براى شما فرزندان و نوه‏‌هایى به وجود آورد و از پاكیزه‏‌ها به شما روزى داد، آیا به باطل ایمان مى‏‌آورند و نعمت خدا را انكار مى‏‌كنند؟!»[نحل/۷۲]

در جایی دیگر آمده است؛ «وَ لا تَقْتُلُوا أَوْلادَکُمْ خَشْیَةَ إِمْلاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَ إِیَّاکُمْ إِنَّ قَتْلَهُمْ کَانَ خِطْئًا کَبِیرًا؛ از ترس روزی، فرزندان خود را نکشید ما آنها و شما را روزی می‌دهیم، اگر آنان را بکشید خطای بزرگی مرتکب شده‌اید.»[اسرا/۳۱]

در این آیه، خداوند متعال به صراحت بیان می کند؛ در واقع کسی که روزی شما و فرزندانتان را می‌دهد خداست، با توجّه به صراحت این آیه و همچنین ایمان و اعتقاد به اینکه با شکل گیری خواست و اراده خداوند، فرد دیگری قادر نخواهد بود که دخالتی در تأمین معاش روزانه‌ی ما داشته باشد، همواره با دیدن نکات مثبت در زندگی به این نکته مهم نیز پی خواهیم برد که فرزندان، نعمتها و رحمتهای خداوند هستند، که خداوند خود به واسطه‌ی پاکی آنها تأمین کننده‌ی روزی آنها نیز خواهد بود.

پی‌نوشتها:
[۱]. بحارالأنوار(ط-بیروت)، ج۷۳، ص۱۵۵، ح۳۵
[۲]. حل مشکلات زناشویی، نشر قطره، چاپ سوم 




طبقه بندی: سبک زندگی،  تربیت فرزند، 
برچسب ها: فرزند، فرزندآوری، خوشبختی مرد مسلمان، زندگی مشترک، روزی فرزندان، مشاوره، مشاوره خانواده،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 30 بهمن 1392 | توسط : عقیل مصطفوی مجد
اگر والدین، مهارت های زندگی را نداشته باشند، قادر نخواهند بود که این مهارت ها را به فرزندان و جوانان منتقل کنند. در چنین صورتی بهتر است که جوانان برای ارتقاء مهارت های زندگیشان، در مراکز مشاوره و یا دوره های آموزش مهارت های زندگی شرکت کنند.

البته نباید توهمی مانند اینکه؛ من مشکلی در ارتباط و یا مهارت زندگی ندارم و مراکز مشاوره برای کسانی است که مشکل دارند، برای جوانان ایجاد شود، بلکه چنین تفکری درست نیست.
زیرا شرکت در این دوره ها برای بهتر و با کیفیت زندگی کردن است و  همچنین یادآوری یک زندگی درست و دینی  است. چه بسا لازم باشد که هر دختر و پسری قبل از ازدواج، این دوره ها را سپری کند.
ناگفته نماند؛ الزاما این طور نیست که شخص باید مشکل داشته باشد تا در این دوره ها و یا مراکزمشاوره شرکت کند.

در مناطقی که خانواده‌ها به صورت سنتی زندگی می‌کنند، معمولا به فرزندان اجازه استقلال می‌دهند و آن‌ها را وابسته به خود و خانواده نمی‌کنند، از این رو به صورت تجربی مهارت های زندگی را تا حدودی کسب می کنند.
بنابراین؛ چنین فرزندانی با ورود به زندگی مشترک و مواجه شدن با مشکل، سعی می‌کنند مشکل را خودشان حل کنند و در صورت حل نشدن هم، خودشان را با شریک زندگی سازگار کنند.

اما در خانواده های فرزند سالار، فرزندان قادر نیستند خودشان را با محیط اطراف و اجتماع سازگار دهند و مسلما در زندگی مشترک نیز دچار مشکل می شوند.
زیرا در چنین خانواده هایی که الگوی تربیتی آن ها فرزندسالاری است، فرزندان مهارت های زندگی و ارتباطی را از سوی والدین نمی بینند، به همین خاطر در زندگی مشترک دچار ناسازگاری و مشکل با همسرشان می شوند.




طبقه بندی: سبک زندگی،  ارتباط با همسر،  تربیت فرزند،  مشاوره خانواده، 
برچسب ها: مهارت های زندگی، دوره آموزش مهارت های زندگی، مراکز مشاوره، شریک زندگی، زندگی مشترک، فرزندسالاری، الگوی تربیتی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : شنبه 25 خرداد 1392 | توسط : عقیل مصطفوی مجد
  • تعداد کل صفحات : 2  صفحات :
  • 1  
  • 2