تبلیغات
آرامش کجاست؟ - مطالب ابر نیاز به ازدواج
سؤال: بنده جوان 19 ساله هستم و احتیاج شدید به ازدواج دارم، ولی پدر و مادرم مخالفت می‌کنند. چه‌کار باید بکنم؟

پاسخ: تا حدودی طبیعی است که در این سن، نیاز به ازدواج را در خود احساس کنید و چه‌بسا اوج این نیاز، از همین سنین آغاز می‌شود، ولی نکته حائز اهمیت در ازدواج این است که اگر تمام علت و انگیزه ازدواج شما، تنها جنبه غریزی باشد و تناسب‌های لازمه را برای ازدواج در نظر نگیرید، معمولاً این‌گونه ازدواج‌ها سرانجام خوبی نخواهد داشت، امّا اگر در کنار آن، تناسب‌های لازمه ازدواج را هم در نظر بگیرید، به ازدواج شما خللی وارد نمی‌‌شود. برای این منظور؛ بهتر است بدون خجالت و بدون هرگونه عامل بازدارنده دیگر، در کمال ادب و منطق، در این زمینه با والدین خود صحبت کنید و نیاز خود را برای ازدواج به آن‌ها تشریح کنید. به‌طور مسلم اگر والدین، نیاز شمارا درک کنند، به کمک شما خواهند شتافت، البته اگر شرایط و امکانات مالی و... هم برایشان مهیا نباشد، بازهم می‌توانند به شما کمک کنند. حداقل اینکه در آینده نه چندان دور سعی خواهند کرد که شرایط و امکانات ازدواج شما را فراهم نمایند. برای شروع، می‌توانید با یکی از والدین خود که نفوذ بیشتری دارید صحبت کنید و بعد از قبول مسئله، به کمک ایشان با والد دیگر گفتگو کنید. در نهایت اگر به‌رغم تلاش‌هایتان، امکان ازدواج در حال حاضر برای شما فراهم نبود، سعی کنید خود را کنترل نمایید و با دوری از تصاویر و محیط‌های آلوده خود را از تحریک شدن بیشتر حفظ کنید؛ همچنان‌که خدای متعال در این باره فرموده؛ «وَلیَستَعفِفِ الَّذین لَا یَجِدُونَ نِكاحَاً [نور،33] و باید آن‌کسانی كه ازدواج برایشان مقدور نیست، عفت بورزند.» همچنین با آموزش فن و حرفه‌ای خاص در کنار سرگرم شدن بر آمادگی خود جهت تشکیل زندگی مشترک اقدام کنید.




طبقه بندی: مشاوره ازدواج، 
برچسب ها: نیاز به ازدواج،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : سه شنبه 4 مهر 1396 | توسط : عقیل مصطفوی مجد
دختری ۳۰ ساله ‌و متاسفانه دارای نقص بدنی هستم.[یکی از پاهایم نسبت به اون یکی، کوتاهتر است و این خیلی مشهود است.] این مشکل باعث شده که اصلا خواستگار نداشته باشم و یا اگر هم بیایند، وقتی متوجه مشکلم می‌شوند، نظرشون تغییر میکنه. از یه طرف نیاز به همدم رو توی خود احساس می‌کنم و با این شرایطی که من هم دارم بعید میدونم بتونم ازدواج کنم. به نظرتون چکار کنم؟

پاسخ سوال:
سلام
ضمن درک شرایط خاصتان، باید عرض کنم که در چنین شرایطی بهتر است واقع بینانه به این مسأله نگاه کرد تا بتوان به یک نتیجه مطلوب رسید. مسلما نه تنها شما بلکه افراد دیگری هم هستند که شرایط مشابه شما را دارا هستند و از این شرایط خود رنج می‌برند. به هرحال نباید از این بابت صرفا احساس ضعف و رنج کرد؛ چرا که صرف احساس ضعف و رنج در این شرایط مزید بر علت خواهد شد. لذا بهتر است با توکل بر خدا و توسل به اهل بیت همچنان امید خود را حفظ کرده و به این فکر کنید که بالاخره زمان در حال گذر است چه با امید و چه بدون امید، چه با احساس مثبت و چه با احساس منفی، چه با رضایت و چه بدون رضایت و ... از این رو چه بهتر است این گذر زمان را با امید و توکل برخدا و کسب احساس رضایت و مثبت در زندگی سپری کرد.

بهتر است اعتماد به نفس خود را ارتقا بدهید و این از طریق بالا بردن مهارتهای زندگی امکان پذیر است. مهارتهایی مانند مهارت آشپزی، خیاطی و صنایع دستی
در کنار آن؛ تقویت اخلاق می‌تواند نقش موثری در بالا رفتن اعتماد به نفس شما داشته باشد. (اخلاق خود را به گونه‌ای تقویت کنید که دیگران از اخلاق و منش شما راضی شوند و به نوعی از اخلاق و منش شما انرژی بگیرند و از بودن با شما لذت ببرند.)

امّا راهکار این است که با فردی که مانند شما نقص بدنی دارد ازدواج کنید یا اینکه بافردی که بعضا ملاکهای ترجیحی شما را نداشته باشد مثلا با فردی که ظاهر زیبایی ندارد؛ یعنی خیلی مطلوب شما نیست ازدواج کنید. لذا اصلا دنبال فرد بی‌عیب نباشید؛ چون اولا: آدم بی عیب پیدا نمی‌شود(زیرا هر آدمی ظاهرا یا باطنا نقاط ضعفی دارد.) و ثانیا: عیب قابل تحمل هم زندگی را به هم نمی‌ریزد.

سوال: از کجا چنین افرادی را پیدا کنیم؟

جواب: از طریق افرادی که نقش واسطه خیّر را دارند می‌توان اینگونه افراد را به هم رساند. از این رو شما می‌توانید از این افراد که قابل اعتماد هم هستند بخواهید که افرادی را که با شما تناسب دارند معرفی کنند.

امیدوارم با توکل و امید به خدا زندگی رضایت بخشی را داشته باشید.

با آرزوی موفقیت




طبقه بندی: مشاوره ازدواج، 
برچسب ها: نقص بدنی، نیاز به ازدواج، بالا بردن اعتماد به نفس، ارتقاء مهارتهای زندگی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : پنجشنبه 21 آبان 1394 | توسط : عقیل مصطفوی مجد
با سلام  پسری 21 ساله هستم. خانواده ای را می شناسم که از حیث تناسب با شرایط خانوادگی و شخصی, دخترشان را بهترین گزینه برای ازدواج می دانم.
اما بدلیل برخی شرائط فعلی از جمله عدم آمادگی برای ازدواج , تا حدودی پائین بودن سن, همچنین علاقه به آزادی های دوران مجردی و..... و تا حدود زیادی خجالت از مطرح کردن موضوع ازدواج در خانواده , فعلا نمیتوانم این موضوع را عنوان کنم هم به لحاظ شخصی و هم خانوادگی. اما از این میترسم که قبل از فراهم گردیدن شرائط من  برای ازدواج شخص دیگری با آن دختر ازدواج کرده و من در این زمینه شکست بخورم. 
یکی از مهمترین دلائل این امر نیز موقعیت اجتماعی آن خانواده است که افراد زیادی را بطرف خود جذب می کند. حتی یکی دوبار هم البته بیشتر به شوخی از سوی خانواده به من پیشنهاد شده که:(فلان شخص مناسب است)  ولی این سخن بیشتر شوخی است تا یک عزم راسخ. از برخی جهات هم شرائط برایم مهیا است مثلا خواهر و برادر مجرد ندارم ولی به هر حال از طرفی از مطرح کردن این موضوع خجالت کشیده و ازدواج را فعلا برای خود زود می بینم و از سوی دیگر از قضیه ای که بیان شد می ترسم , چگونه میتوانم از این دو معضل رهایی یافته و نهایتا به هدف خود برسم ؟ از شما تقاضای راهنمایی دارم. با تشکر

پاسخ سوال:
با سلام، ابتدا از اینکه ما را به عنوان راهنمای خود انتخاب کرده‌اید، تشکر می‌کنم.

به هرحال اگر قصد و آمادگی ازدواج را دارید که لازم است اقدام کنید، در غیر اینصورت این امکان وجود دارد که فرد مورد نظر ازدواج کند و شما او را از دست دهید، ولی باتوجه به سن پایینی که دارید این بدین معنی نیست که در آینده جهت ازدواج نتوانید فرد مناسبی را بدست آورید.

پس فارغ از شتابزدگی و احساسی رفتار کردن بهتر است باخود رو راست باشید و منطقی با این قضیه رفتار کنید؛ اگر فعلا آمادگی ازدواج را در خود نمی‌بینید بهتر است بیخودی ذهن خود را مشغول نکنید، بلکه تمرکز خود را روی تحصیلات خود بگذارید. 

هیچ گاه نباید بدون داشتن آمادگی برای ازدواج و از باب اینکه صرفا طرف مقابل فرد مناسبی است، شتابزده عمل کرد؛ بلکه می‌بایست فرد به مرحله‌ای رسیده باشد که نیاز به ازدواج و داشتن شریک زندگی را در خود احساس کند نه اینکه هنوز این احساس نیاز به صورت کامل شکل نگرفته، اقدام کند؛ به عبارت بهتر نباید از هول حلیم افتاد توی دیگ!

امّا اگر با بررسی شرایط خود، این آمادگی و نیاز به شریک داشتن در زندگی را در خود احساس کردید، می‌توانید بی‌آنکه خجالت بکشید اقدام کنید؛ از این رو بدون خجالت و بدون هرگونه عامل بازدارنده‌ی دیگر، در این مورد با والدین خود صحبت کنید و نیاز خود را برای ازدواج به آنها تشریح کنید. به طور مسلم اگر والدین شما نیاز شما را درک کنند، به کمک شما خواهند شتافت، البته اگر شرایط و امکانات مالی و ... هم برایشان مهیا نباشد، باز هم می‌توانند به شما کمک کنند. حداقل اینکه در آینده نه چندان دور سعی خواهند کرد که شرایط و امکانات ازدواج شما را فراهم کنند.

البته واضح است که مطرح کردن این موضوع آن هم برای اولین بار با والدین، به صورت مستقیم سخت است، لذا می‌توانید از یک واسطه قابل اعتماد مانند؛ خواهر، برادر پدربزرگ، مادربزرگ و ... به عنوان واسطه کمک بگیرید و از آن واسطه بخواهید که این موضوع را به خانواده شما منتقل کند. 

در نتیجه اگر خانواده هم با اصل قضیه شما موافقت کردند، در آن صورت برای اینکه احیانا ازدواج مانعی برای تحصیلتان ویا گذراندن خدمت سربازی(درصورتی که سربازی نرفته باشید) نشود می‌توانید اولا؛ ازدواج کنید و تا فارغ التحصیل شدن یا اتمام سربازی در عقد بمانید.

با آرزوی موفقیت




طبقه بندی: مشاوره ازدواج، 
برچسب ها: آمادگی ازدواج، قصد ازدواج، شتابزدگی در ازدواج، نیاز به ازدواج، موافقت خانواده با ازدواج،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : سه شنبه 26 خرداد 1394 | توسط : عقیل مصطفوی مجد
سلام. خدمت تمامی دوستان گرامی نمیدونم از کجا شروع کنم .... من حدود 18 سال و نیم سن دارم و پسر هستم .... امسال از کنکور ناامید شدم و میخوام تلاشم رو برای سال بعد بگذارم .... وضعیت درسیم هم متوسط هستش و امسال از دبیرستان فارغ التحصیل میشم .... وضعیت خانوادگی هم خانواده معمولی دارم و یک برادر کوچکتر هم دارم و وضعیت مالی خانوادم هم در سطح متوسطیه .... 

مشکل من اینجاست که از نظر عاطفی خیلی احساس کمبود میکنم و به شدت این منو آزار میده .... هر چند فشار جنسی هم روی خودم دارم .... تا حالا با دختری در رابطه نبودم و اصلا این کار را درست نمیدونم .... بچه خیلی مذهبی نیستم ام به دین و مذهب پایبندم .... اما وقتی میبینم که خیلی از دوستام با جنس مخالف در ارتباط هستن و حداقل نیاز عاطفیشون رو از این طریق برطرف میکنن حسرت میخورم از طرفی هم وقتی به ازدواج فکر میکنم میبینم که اصلا هیچ کدوم از شرایط ازدواج رو ندارم نه از نظر مالی ، نه از نظر وضعیت تحصیلی و .... نمیدونم واقعا چی کار کنم .... این برای من به یه دغدغه بزرگ تبدیل شده و خیلی از وقتا فکر منو به خودش مشغول میکنه .... لطفا بگید که من چی کار کنم ؟؟؟؟؟؟؟ از نظر روحی داره این موضوع منو داغون میکنه !!!!!!! خیلی ممنون ....

پاسخ سوال:
با سلام، ابتدا از اینکه ما را به عنوان راهنمای خود انتخاب کرده‌اید، تشکر می‌کنم.

در این خصوص باید عرض کنم که تاحدی کاملا طبیعی است که شما در این سن، نیاز جنسی‌ و عاطفیتان آغاز شود و احساس نیاز بکنید و چه بسا، اوج نیاز جنسی وعاطفی از همین سن آغاز می‌شود.برای این منظور بهتر است بدون خجالت و بدون هرگونه عامل بازدارنده‌ی دیگر، در این مورد با والدین خود صحبت کنید و نیاز خود را برای ازدواج به آنها تشریح کنید. 

به طور مسلم اگر والدین شما نیاز شما را درک کنند، به کمک شما خواهند شتافت، البته اگر شرایط و امکانات مالی و ... هم برایشان مهیا نباشد، باز هم می‌توانند به شما کمک کنند. 
حداقل اینکه در آینده نه چندان دور سعی خواهند کرد که شرایط و امکانات ازدواج شما را فراهم کنند.

پر واضح است که مطرح کردن این موضوع آن هم برای اولین بار با والدین، به صورت مستقیم سخت است، پس بهتر است از یک فرد قابل اعتماد مانند؛ پدربزرگ، مادربزرگ و ... به عنوان واسطه کمک بگیرید و از او بخواهید که این موضوع را به صورت غیر مستقیم به خانواده شما منتقل کند.

ولی اگر برای شما به هر دلیلی امکان ازدواج فراهم نبود، سعی کنید خود را کنترل کنید و در پی فراهم کردن مقدمات ازدواجتان باشید. همچنانکه خدای متعال در مورد کسانی که فعلا شرایط و امکانات ازدواج را ندارند، فرموده؛ «وَلیَستَعفِفِ الَّذین لَا یَجِدُونَ نِكاحَاً؛ و باید آن كسانى كه ازدواج برایشان مقدور نیست، عفت بورزند.»[نور،33]

امّا کنترل این غریزه به این صورتی که ذکر می‌شود، قابل تحقق است؛ غریزه جنسى اگر با ازدواج مهار نگردد، مناسب‌ترین راه تسلط بر آن، كنترل مثبت است و آن پرهیز و خودداری از هر گونه صحنه‏ و تصویر و كارهایى است كه به تحریك این غریزه مى‏‌انجامد.

این نوع کنترل که جنبه پیشگیری دارد؛ برای این منظور بهتر است؛

1. از تنهایی که موجب افکار تحریک آمیز می‌شود جدا خودداری کنید.
2. فعالیتهای ورزشی فکر شما را مشغول و انرژی شما را تخلیه می‌کند و نیاز جنسی شما که به انرژی شما وابسته است نیز کم خواهد شد.

3. ارتباط معنوی خود را تقویت کنید زیرا تقویت معنویت و ایمان به خدا و ترس از عذاب الهی با شرکت در مجالس مذهبی و حضور در اماکن زیارتی به شما در کنترل این غریزه کمک می کند.

4. توجه به آثار منفی خود ارضایی؛ مثل ناتوانی جنسی
5. پرهیز از خوابیدن با شکم پر
6. اجتناب از پوشیدن لباس های تنگ  
7. اجتناب از شنیدن و خواندن مباحث و مطالب جنسی و حتی شوخی های جنسی و تحریك كننده و فكر كردن در این امور
8. حتی المقدور پرهیز از خوردن مواد غذایی محرك مانند: خرما، پیاز، فلفل ، تخم مرغ ، گوشت قرمز، غذاهای پرچرب و استفاده از کافور در غذا و همچنین گشنیز و عدس برای کاهش میل جنسی

9. تخلیه مثانه قبل از خواب
10. پرهیز از نوشیدن افراط گونه آب و مایعات به خصوص شب ها و قبل از خوابیدن
11. خودداری از نگاه به بدن عریان خود را در آینه
12. عدم دست ورزی اندام جنسی خود خصوصا در رختخواب
13. پرهیز از به رو خوابیدن
14. اجتناب از بیكاری و پرکردن اوقات فراغت با مطالعه کتب علمی و... ، ورزش ، و تفریح غیر محرک جنسی و ... ، صحبت با دوستان در زمینه های غیر محرک جنسی

15. رفتار متكبرانه با نامحرم و خود داری از سخنان ملایمت آمیز با آنها
16. قرار نگرفتن با نامحرم و جنس مخالف در مكان خلوت و دور از نگاه دیگران حتی برای آموزش و ...
17. نرفتن به رختخواب بدون احساس خستگی
18. خودداری از استحمام در زمان هجوم افکار جنسی 

البته همه این مواردی که گفته شد راهکارهای مقطعی برای کنترل غریزه جنسی است و بعد از مدتی که شرایط و امکانات ازدواج را فراهم کرده‌اید، حتما ازدواج کنید.

در ضمن در مدتی که غریزه جنسی خود را کنترل می‌کنید، سعی کنید مهارتهای زندگی خود را با مطالعه زندگی شخصیتهای بزرگ جامعه، شرکت در کلاس و جلسات مهارتهای زندگی، قبول مسئولیت پذیری در خانه و کار کردن در بیرون از خانه و بالا بردن آستانه تحمل و حوصله خود در مواجه با مشکل، ارتقاء دهید.

اما در مورد برطرف کردن نیازهای عاطفی‌تان بهتر است ارتباط محبت امیز با اعضای خانواده و دوستان صمیمی را بیشتر کنید.

همچنین اینکه مشاهده ‌می‌کنید که برخی از دوستانتان با رابطه برقرار کردن با جنس مخالف حداقل نیازهای عاطفی خود را برطرف ساخته باید عرض کنم شاید اینگونه باشد ولی مطمئن باشید که این نوع روابطی که همواره با خود استرس و اضطراب(از اینکه خانواده متوجه نشوند و ...) را به همراه دارد، باخود تالی فاسدهایی بدنبال دارد ازجمله؛ گناه آلود بودن این نوع روابط، ممکن است گرفتار عشق یک طرفه شوند که مانع از زندگی روزمره شود، به دلایلی ممکن است از جنس مخالف زده شوند، لو رفتن رابطه و آبروریزی آن و ...

پس مطمئن باشید کسانی که سعی می‌کنند از طریق رابطه با جنس مخالف نیازهای خود را برطرف کنند، شاید بعضی از نیازهای خود را بتوانند تاحدودی برطرف سازند ولی آرامشی را که قبلا داشته‌اند از بین خواهد رفت و خود را گرفتار عواقب رابطه‌های گناه آلود خواهند کرد که این خود اضافه کردن به مشکلات جاری آنان است.




طبقه بندی: روابط دختر و پسر،  مشاوره ازدواج، 
برچسب ها: نیاز جنسی، نیاز عاطفی، نیاز به ازدواج، غریزه جنسی، رابطه با جنس مخالف، رابطه گناه آلود، جنس مخالف،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 21 اردیبهشت 1394 | توسط : عقیل مصطفوی مجد
رهروان ولایت ـ سلام، بنده طلبه پایه اول(در سطح مقدمات) هستم و 23 سال سن دارم. از یک طرف نیاز به ازدواج را در خودم احساس می‌کنم و از طرفی مشکلاتی پیش روی من است که مانع ازدواج بنده هستند از جمله؛ نداشتن کار و درس خواندن در حوزه.

مسلما نمی‌توان با چندین سال درس خواندن در حوزه همراه با شهریه کم طلبگی و باتوجه به شرایط اقتصادی کشورمان، زندگی مشترک را مدیریت کرد. به نظرتان در چنین شرایطی که احساس نیاز به ازدواج را در خودم احساس می‌کنم، آیا باید حوزه را کنار بزنم و به فکر کار باشم تا بتوانم ازدواج کنم یا اینکه فعلا به فکر ازدواج نباشم؟

پاسخ سوال:
با سلام، ابتدا از اینکه ما را به عنوان راهنمای خود انتخاب کرده‌اید، تشکر می‌کنم.

همانطور که می‌دانید داستان زندگی طلبگی، همچون حکایت حلوای لن ترانی است و تا کسی این نوع زندگی را تجربه نکرده باشد، نمی‌تواند شرایط زندگی طلبگی را درک کند.

مسلما ازدواج با شهریه کم طلبگی و باتوجه به شرایط و معادلات عرفی و مادی امروزه، به نظر می‌آید امری غیرمعقول و ناممکنی است؛ لذا واقعا مدیریت مالی خانواده با شهریه کم طلبگی باور نکردنی است؛ زیرا یک طلبه جدید الورود هیچ منبع مالی ندارد و تنها در آمدش شهریه اندکی است که بعضی از مراجع بزرگوار تقلید هر ماه قمری به عنوان کمک هزینه تحصیلی عنایت می‌کنند، ولی با این شرایط نسبتا سخت اقتصادی، طلبه‌هایی نیز وجود دارند که با همین اندک شهریه، زندگی مشترک را شروع می‌کنند. 

لذا شما طلبه گرامی، باتوجه به اینکه نیاز به ازدواج را در خود احساس کرده‌اید، مسلما ازدواج برای شما لازم و ضروری است، ولی باید بدانید که ازدواج، منافاتی با تحصیل کردن شما ندارد. بطوریکه شما می‌توانید با اکتفا کردن به حداقل امکانات زندگی در کنار تحصیل، تشکیل زندگی نیز بدهید.

چه بسا ممکن است بگویید؛ ازدواج بدون امکانات مالی مناسب، چگونه امکان دارد؟ و به این نتیجه برسید که تجرد ماندن بهتر از زندگی طاقت فرسای متأهلی است؟!

جواب اینکه؛ ازدواج بدون امکانات مالی مناسب در همه موارد، زندگی را تلخ نمی‌کند؛ بلکه تنها در صورتی مشکل ساز است که با توقع فراهم شدن ملزومات زندگی در کوتاه زمان همراه باشد. از این رو اگر زوجین، توقعات پایینی نسبت به امکانات زندگی داشته و به حداقل‌ امکانات زندگی، قانع باشند، هردوی آنان می‌توانند زندگی رضایت بخشی را در کنار هم تجربه کنند.

بنابراین، اگر ازدواج بدون امکانات مالی انجام شود و طرفین بدون توقع وارد زندگی شوند و به امکانات موجود راضی شوند، زندگی این زوج جوان، بخاطر کمبودهای مالی خراب نخواهد شد.

از سویی دیگر؛ از منظر دینی، ازدواج مشروط به داشتن شغل، مسکن و سرمایه نیست که در صورت نبود آن‌ها، ازدواج جایز نباشد یا اینکه توصیه به ازدواج نکردن شود، بلکه در آیات و روایات سفارش شده برای اقدام به ازدواج از فقر و نداری هراسی نداشته باشید. همچنانکه قرآن کریم در سوره شریفه نور می‌فرماید: «برای ازدواج مجردان اقدام کنید و از فقر آن‌ها نترسید»؛ چون «إِن یَكُونُوا فُقَرَاءَ یُغْنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ؛ اگر فقیر باشند خدا آن‌ها را بی‌نیاز خواهد کرد.»[نور/32]

در نتیجه، از منظر قرآن و روایات، ازدواج و ورود به زندگی مشترک با فقر (بدون شغل، مسکن و لوازمات زندگی) نه تنها منع نشده، بلکه از اسباب رفع فقر نیز قلمداد شده است؛ همچنانکه پیغمبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) در این باره فرموده است: «اتَّخَذُوا الْأَهْلَ فَإِنَّهُ أَرْزَقُ لَكُم؛ همسر بگیرید روزی شما را زیاد می‌کند.»[1]

همچنین امام صادق(علیه‌السلام) در سخنانی، ترک ازدواج را به دلیل تنگدستی، مذمت کرده و فرموده است: «مَنْ تَرَكَ التَّزْوِیجَ مَخَافَةَ الْفَقْرِ فَقَدْ أَسَاءَ الظَّنَّ بِاللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ إِنْ یَكُونُوا فُقَراءَ یُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ‏؛ هر كه از ترس تهیدستی ازدواج را ترک کند، به خدای عزّوجل گمان بد برده است. خداوند عزّوجل می‌فرماید: اگر تهیدست باشند خداوند از فضل خود توانگرشان می‌سازد.»[2]

امّا باید توجه داشت که ازدواج یك طلبه جدید الورود، به عوامل و شرایط مساعدی نیاز دارد که از جمله:

- بالا بودن درجه توكل طلبه و همسر او
- اعتقاد به این كه روزی انسان دست خداست و تنها اوست که به انسان روزی می‌دهد؛ «إِن یَكُونُوا فُقَرَاء یُغْنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ؛ اگر تنگ‌دستند خداوند آنان را از فضل خویش بى‏‌نیاز خواهد كرد و خدا گشایش‌گر داناست.»[نور/32]  و یا در روایتی آمده است؛ «وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ وَ مَن یَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ؛ و از جایى كه حسابش را نمى‌‏كند، به او روزى مى‌‏رساند و هر كس بر خدا اعتماد كند، او براى وى بس است.‏»[طلاق/3]
- اجتناب از چشم و هم‌چشمی و ولخرجی‌های رایج امروزی
- تلاش و پشتکار علمی و عملی طلبه[ البته نباید كار و شغلی را انتخاب كند كه او را از مسیر علم و تحقیق دور كند.]
- حمایت‌های مادی و معنوی خانواده طلبه و همسر او نیز می‌تواند نقش موثری در تشکیل زندگی داشته باشد.
- بالا بودن آستانه تحمل و قدرت سازگاری طرفین(خود طلبه و همسرش) در برابر شرایط سخت
و ...

لذا باتوجه به شرایط مذکور، لازم است که دخترخانم علاوه بر قبولی افکار و عقاید طلبگی، نسبت به مسلک طلبگی نیز شناخت کافی را داشته باشد و گرنه نداشتن شناخت کافی می‌تواند همه معادلات را برهم زند.

نكته پایانی:
استاد آیت الله ابراهیم امینی، همواره به خانواده‌ها توصیه می‌کرد كه اجازه دهند فرزندانشان برای ازدواج، مدتی در عقد و با هم رفت‌وآمد داشته باشند و بعد در خانه پدر یا دختر اقامت كنند و یا با هماهنگی و هم‌یاری همدیگر، خانه‌ای اجاره‌ای برایشان گرفته شود و خانواده‌ها همانطور كه در ایام مجردی، مخارج فرزند خود را می‌دادند، بعد از ازدواج نیز تا مدتی این كمك مالی را به فرزند خود بدهند.

پی‌نوشت:
[1]. من لا یحضره الفقیه، ج‏3، ص384
[2]. همان، ص386




طبقه بندی: سبک زندگی،  مشاوره ازدواج، 
برچسب ها: ازدواج طلبگی، طلبه، حداقل‌ امکانات زندگی، حلوای لن ترانی، شهریه طلبگی، نیاز به ازدواج، حوزه،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : جمعه 7 فروردین 1394 | توسط : عقیل مصطفوی مجد
  • تعداد کل صفحات : 2  صفحات :
  • 1  
  • 2